تبليغاتX
حرکت آزادیبخش ایران شمالی

حرکت آزادیبخش ایران شمالی

آزادی ایران شمالی والحاق ان به میهن

 

خبرنگاران باکو خواستار حمایت ایران شدند.

 

جمعی از خبرنگاران  روزنامه های مختلف باکو با مراجعه به سفارت جمهوری اسلامی ایران در باکو ،  نامه ای خطاب به دولت ایران تقدیم مسولین سفارت کردند.

در این نامه آمده است : سرزمین جمهوری آذربایجان در حقیقت بخشی از ایران بوده که با عهدنامه های گلستان  و ترکمانچای تحت اشغال روسیه قرار گرفت و پس از فروپاشی شوروی امید می رفت که دوباره به سرزمین نیاکان خویش ملحق شویم ، اما امیدهای مردم به یاس گرایید و در اتفاقی شوم ، بار دیگر این سرزمین تحت اشغال خارجی درآمد. قره باغ تجزیه شد و قرار داد دوستی در سال 1994 میان حیدر علی اف و ارمنستان امضا گردید. حیدر علی اف قراردادهای دیگری نیز با امریکا و سران صهیوینسم بین الملل امضا کرد و بدینگونه منابع نفت و گاز جمهوری آذربایجان که در واقع « ایران شمالی » است ، به بیگانگان واگذار شد. و در حقیقت بخش باقیمانده کشور نیز در اختیار غرب قرار گرفت.

 در نامه خبرنگاران باکو خطاب به جمهوری اسلامی ایران آمده است : طی ماههای اخیر ، صدها تن در جمهوری آذربایجان به اتهام فعالیت دینی ، آموزش قرآن در مساجد و تشکیل هیاتهای حسینی دستگیر و زندانی شده اند ،  ما از همه مسولین ایران و مسولین شیعیان بخصوص مراجع تقلید خواستار حمایتهای عملی هستیم.

ما از دولت جمهوری اسلامی میخواهیم نسبت به سرنوشت مردم جمهوری آذربایجان که در حقیقت بخشی از ملت بزرگ ایران هستند توجه بیشتری نشان داده و مانع از پایمال شدن حقوق ابتدایی میلیونها شیعه آذری توسط حاکمیت دیکتاتوری باکو شود.

 

اعتراف  رییس دولت باکو به تعلق

 هفده شهر قفقاز به ایران

 

علی اف  رییس دولت باکودر گفتگو با هاشمی رفسنجانی رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام ، به تعلق تاریخی هفده شهر قفقاز  به ایران اذعان کرد و از ایران در خواست کرد که منطقه قفقاز را حفظ کند.

اکبر هاشمی رفسنجانی که در زمان فروپاشی شوروی و رهایی اراضی قفقازی ایران از تسلط روسیه – که با انعقاد عهدنامه های ننگین گلستان و ترکمانچای از ایارن جدا شده بود – مسولیت ریاست جمهوری را برعهده داشت ، به واسطه روابط  دولتی و حتی شخصی خود با مسولان سیاسی جمهوری های رها شده از تسلط روسیه ارتباطات زیادی داشت و کمکهای خاصی نیز به این افراد و جمهوری های رها شده انجام می داد.

هاشمی رفسنجانی در تازه ترین گفتگوی  مطبوعاتی خود ، گوشه ای از دیدگاههای سران برخی جمهوری های  استقلال یافته را درباره ایران فاش کرد ، مسایلی که در کتابهای خاطرات هاشمی ذکر نشده اند و شاید جزو اسرار به شمار می روند.

 

به گزارش واحد خبر حرکت آزادیبخش ایران شمالی، هاشمی رفسنجانی در آخرین گفتگوی خود با فصلنامه مطالعات بین المللی به تمایل حیدر علی اف ( از کارگزاران دیرینه حزب کمونیست و سازمان ک گ ب شوروی ) برای الحاق جمهوری آذربایجان ( ایران شمالی ) به ایران اشاره کرد.

رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام با اشاره به دوره ریاست جمهوری خود گفت : سران برخی کشورهای مشترک‌المنافع بهترین دوستان من بودند و حامی آنها پس از استقلال، جمهوری اسلامی ایران بود که در زمان دولت من بود." "آقای نیازوف که کشورش مرکز مهم گاز منطقه است به من می‌گفت که شما بیایید گاز ترکمنستان را معامله کنید و در اختیار شما باشد تا این بحث‌ها پیش نیاید. در حال مذاکره بودیم که عمر دولت من تمام شد و دیگران دنبال نکردند."

هاشمی رفسنجانی افزود : در تاجیکستان، در قزاقستان، با این عظمت، اسرارشان را به ما می‌گفتند. چون آنها مرکز مهم فضایی شوروی سابق بودند. به علاوه مراکز مهم موشک‌های ده کلاهکی که به سمت دنیا نشانه گرفته بودند در آنجا بود و همه اینها را می‌گفتند که چه کار می‌کنند و با ما مشورت می‌کردند.

در این گفتگو که از طریق خبرگزاری فارس نیز منتشر شده ، رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام درباره کشورهای ایجاد شده در اراضی قفقازی ایران گفت :واقعاً در شمال ایران در قفقاز، گرجستان و جمهوری آذربایجان، صمیمی‌ترین دوست ما بودند." "در جمهوری آذربایجان در یک جلسه رسمی که خبرنگاران هم حضور داشتند، آقای حیدر علی‌اف به من گفت که هفده شهر قفقاز متعلق به شماست و باید اینها را حفظ کنید. ما با شما هستیم."

شایان ذکر است  پس از فروپاشی شوروی ، وضعیت فلاکت بار اقتصادی جمهوری های  نوپیدا مانند ایران شمالی ( جمهوری آذربایجان ) و ترکمنستان و ... را در برگرفت به حدی که در آن زمان حیدر علی اف که عنوان حاکم نخجوان ( رییس مجلس عالی نخجوان ) فعالیت داشت ، سوخت مورد نیاز خودروی خود را پیدا نمی کرد و سوخت مورد نیاز وی  و منطقه نخجوان را جمهور یاسلامی ایران تامین  می کرد. علاوه بر این ، وضعیت فلاکت بار اقتصادی و گرانی سرسام آور و از سوی دیگر فروپاشی مراکز اقتصادی و غارت آنها توسط مسولان ، موجب شیوع قحطی در این مناطق شده بود و در این وضعیت ، جمهوری اسلامی ایران میلیونها تن مواد غذایی و گندم به صورت رایگان به مردم اراضی قفقازی هدیه می کرد. حیدر علی اف هر هفته یا دوهفته یکبار در تبریز و تهران حضور می یافت . در این وضعیت حیدر علی اف خواستار الحاق مناطق قفقازی به ایران بود و به حقایق تاریخی مانند تعلق هفده شهر قفقاز به ایران ، آشکارا و در حضور خبرنگاران اعتراف می کرد ، اما  حیدر علی اف بعد از پیوند با امریکا و صهیونیسم و در اختیار قرار دادن منابع انرژی کشور در اختیار شرکتهای غربی  تحت عنوان  « قرار داد قرن »  و در حقیقت فروش امتیاز 80 در صد باقیمانده کشور به غرب و صهیونیسم ، نه تنها از با دشمنان  اسلام و ایران به همکاری پرداخت ، بلکه حتی حقایق تاریخی مانند تعلق 17 شهر قفقاز به ایران را منکر شد . حیدر علی اف در حمله امریکا به افغانستان و عراق به طور کامل با جورج بوش ( ریس جمهور جنایتکار امریکا ) همکاری کرد و علاوه بر اینکه زمین و آسمان ایران شمالی ( جمهوری آذربایجان ) را در اختیار نیروهای مسلح امریکا قرار داد ، صدها تن از سربازان ارتش باکو را برای کشتار مسلمانان به عراق و افغانستان اعزام کرد که عده ای از این نیروهای اشغالگر نیز کشته شدند. به پاس خدمات گسترده حیدر علی اف به امریکا و صهیونیسم ، دولتهای غربی از دستیبابی فرزند وی ( الهام علی اف ) به قدرت حمایت کردند و اکنون قریب 20 سال است که خانواده حیدر علی اف حاکمیت باکو را در اختیار گرفته و به طرز دیکتاتوری حکومت می کنند.

دولت باکو مواضع خود را همواره بر اساس سیاستهای غرب تنظیم میکند و دشمنی با مسلمانان افغانستان و عراق ، همکاری با صهیونیسم علیه مقاومت لبنان و فلسطین و تبلیغ علیه گروههای مقاومت ، دشمنی با نظام سوریه ، و فعالیت مستمر علیه جمهوری اسلامی ایران بخصوص همکاری اطلاعاتی با امریکا و صهیونیسم ، حمایت از گروههای تروریست ضد ایرانی و تبلیغ علیه  ایران و تشیع و مرجعیت شیعه از اقدامات دایمی دولت باکو می باشد.

دولت الهام علی اف اخیرا  دهها تن از اسلامگرایان  ، روحانیون و فعالان هیاتهای مذهبی را دستگیر و زندانی کرده است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم فروردین 1391ساعت   توسط عباس میرزا و یاران  | 

 

بیانیه شاعران و نویسندگان تبریز :

سفیر دولت باکو و معاون ضد اسلامی وی

 باید از ایران اخراج شوند.

اهانت جوانشیر آخوندف  سفیر دولت ضد اسلامی باکو در تهران به ساحت مرجعیت شیعه و نیز اظهارات ضد اسلامی  - اخلاقی  معاون وی ( ابراهیم غفار اف ) در دفاع از همجنس بازی ، بازتاب گسترده ای در کشور بخصوص منطقه آذربایجان داشته است.

به گزارش واحد خبری حرکت آزادیبخش ایران شمالی ، جوانشیر آخوندف سفیر دولت ضد اسلامی باکو ، چندی پیش طی مصاحبه ای ضمن توجیه اعمال و اقدامات ضد اسلامی دولت حاکم بر ایران شمالی ( جمهوری آذربایجان ) در تخریب مساجد  وممنوعیت حجاب اسلامی در میان شیعیان این منطقه ، مراجع عظام تقلید را که در مقابل  اقدامات اسلام ستزانه دولت باکو موضع گیری کرده بودند به بی اطلاعی از وضعیت جمهوری آذربایجان متهم کرد. هنوز خشم افکار عمومی از این یاوه گوییهای سفیر باکو به سردی نگراییده بود که معاون وی – ابراهیم غفاراف – طی مصاحبه ای در دانشگاه تهران به صراحت از همجنس بازی دفاع کرد  و آزادی همجنس بازان در سایه حمایت دولت باکو و برگزاری مراسم ویژه همجنس بازان کشورهای مختلف در باکو را موجب افتخار دولت باکو دانست. غفار اف  گفت : دولت باکو به رعایت حقوق بشر درباره همجنس بازان افتخار می کند !!

انتشار اظهارات سخیف جوانشیر آخوندف و ابراهیم غفاراف که سالهاست در سفارت باکو در تهران فعالیت دارند ، خشم و التهاب افکار عمومی بخصوص خشم مردم غیور آذربایجان را برانگیخته است.

کانونهای دانشجویی در تهران با اقداماتی مانند صدور بیانیه های اعتراض آمیز خواستار برخورد جدی وزات امور خارجه با ماموران دولت باکو و اخراج آنها شده اند. دانشجویان خواستار برگزاری تجمع اعتراض آمیز در مقابل سفارت دولت باکو در تهران هستند... کانونهای دانشجویی تبریز نیز بر اخراج ماموران هتاک و ضد اسلامی دولت باکو از ایران اصرار دارند و انتظار میرود تجمع دانشجویان تبریز در مقابل کنسولگری رژیم باکو در این شهر برگزار شود. علاوه بر دانشجویان شاعران و نویسندگان تبریز با صدور بیانیه ای خواستار اخراج سفیر باکو و معاون وی از ایران شدند.

در بیانیه جمعی از شاعران و نویسندگان تبریزآمده است : منطقه آذری نشین قفقاز  از هنگام جدایی از ایران با انعقاد عهدنامه های ننگین گلستان و ترکمانچای همواره با مصیبتهای سهمگینی روبرو بوده است. از جمله این مصیبتهای بزرگ  کشته شدن صدها هزار تن از شیعیان آذری قفقاز توسط حکومت کمونیستی  در تصفیه های داخلی سالهای 1937 است. بسیاری از این کشتگان یا دهها هزار نفری که با دستور استالین و کارگزاری جلادانی چون میرجعفر باقر اف و حیدر علی اف ( از سران حزب کمونیست باکو ) به یخبندان سیبری رانده شدند و جان باختند ، روشنفکران مذهبی ، علما و فعالان دینی بودند. در جنگ دوم جهانی نیز سران باکو با هماهنگی مسکو صدها هزارتن از اهالی شیعه قفقاز را با ضرب و زور و اجبار به جبهه های جنگ روسیه با آلمان راندند و به قتل رساندند. از مصیبتهای بزرگ مردم ایران شمالی ( شیعیان قفقاز ) ممنوعیت آموزشهای دینی ، تعطیلی مساجد و رواج فرهنگ مسیحی – کمونیستی  در دوره شوروی بود. با فروپاشی شوروی امید میرفت که اینگونه سیاستهای ضد دینی – انسانی نیز پایان یابد. اما آزاید مردم دو سه سال بیشتر به طول نینجامید . مردم دراوایل فروپاشی به بازگشایی مساجد و حوزه های علمیه ، سفرهای زیارتی به خراسان و عتبات ، تاسیس هیات های مذهبی حسینی ، تاسیس احزاب اسلامی و ... پرداختند. با بازگشت دوباره حیدرعلی اف در سال 1994 ( 1373 ) به قدرت ، بار دیگر انجام سیاستهای دوره کمونیسم آغاز شد.دستگیری و کشتار فعالان اسلامی ، تخریب مساجد ، واگذاری قره باغ به ارمنستان و امضای توافقنامه آشتی با ارمنستان ، گسترش روابط با دولت صهیونیستی ، واگذاری منابع نفت سواحل باکو به شرکتهای امریکایی – انگلیسی در ازای حمایت غرب از حکومت دیکتاتوری ، ممنوعیت حجاب اسلامی  ، ممنوعیت آموزش قرآن در مدارس دولتی و مساجد و جرم دانسته شدن آموزش قرآن کریم از جمله اقدامات حیدر علی اف بود که بعد از مرگ وی توسط پسرش الهام علی اف ادامه یافته است.

در ادامه این بیانیه آمده است :

دامنه تقابل دولت ضد اسلامی باکو با اسلام و بخصوص شیعیان به جایی انجامید که ترجمه کتاب موهن آیات شیطانی در برخی نشریات باکو منتشر شد و به همین نیز اکتفا نگردید و مقالاتی در اهانت به ساحت قدسی پیامبر اعظم ( ص ) و ائمه اطهار علیهم السلام نیز در مطبوعات بادکوبه منتشر گردید. اکنون جسارت و گستاخی دولت  کوچک و وابسته باکو به جایی رسیده است  که سفیر وی در تهران به ساحت مرجعیت شیعه اهانت می ورزد و دیپلمات بدنام و مشهور به همجنس بازی که نفر دوم سفارت باکو درتهران است ، آشکارا از همجنس بازی دفاع میکند و دفاع از همجنس بازی و تشکیل همایشهای همجنس بازان را در باکو موجب افتخار دولت باکو معرفی  می کند ؟ به راستی چه شده است که این ماموران سیاسی  دولت کوچک باکو حتی در تهران نیز به اهانت به مقدسات مسلمین ادامه میدهند ؟! وزارت امور خارجه چه رفتاری با این موجودات بدنام و بی ادب و هتاک در پیش گرفته که اینگونه جری شده اند ؟...آیا همین تعلل ها باعث نشده است که شیعیان  سرزمینهای قفقازی همچنان داغ جدایی  وطن اصلی شان ایران را بر جگر داشته باشند ؟ .. . بعد از انعقاد عهدنامه های ننگین گلستان و ترکمانچای شیعیان قفقاز سالها برای پیوستن به ایران با نیروهای روسیه تزاری جنگیدند و هزاران شهید دادند .  در هنگام وقوع جنگ جهانی اول ، چهره های شاخص  سیاسی  و  فرهنگی شیعیان قفقاز با امضای تومارهای وصال به سران دولت ایران مراجعه کرده و خواستار پیوستن به ایران شدند. هنگام فروپاشی شوروی و در حالی که  میلیونها مسلمان قفقازی با انجام راهپیمایی های صدها هزار نفری در باکو و حمل تصاویر امام خمینی خواستار پیوستن به ایران بودند ، اقدام عملی لازم برای الغای عهدنامه های سیاه گلستان و ترکمانچای انجام نشد و تنها به کمکهای گسترده اقتصادی و ... به شیعیان ایرانی قفقاز اکتفا گردید ، در حالی که آنچه موجب رهایی این مردم مظلوم میشد ، پیوستن به وطن نیاکان ، پیوستن به وطن اصلی یعنی ایران  اسلامی بود... مسوول از دست رفتن این فرصتهای تاریخی کیست ؟..

اکنون کار به جایی رسیده است که دولت کوچک باکو که جمهوری آذربایجان ( ایران شمالی ) را به مستعمره غرب و صهیونیسم تبدیل کرده  ، نه تنها در داخل با اسلام و مسلمین مبارزه میکند و مساجد را ویران و حجاب اسلامی را ممنوع می سازد ، بلکه دامنه فعالیتهای اسلام ستیزانه خود را به داخل ایران هم گسترش داده است !؟

بیانات سفیر باکو و معاون وی در اهانت به ساحت مرجعیت شیعه و دفاع از همجنس بازی و لواط کاری و ... در تهران – پایتخت جهان تشیع و انقلاب اسلامی – به هیچ وجه قابل توجیه و اغماض نیست . کمترین اقدام وزارت خارجه جمهوری اسلامی اخراج این موجودات  از ایران و عودت دادن آنها به الهام علی اف است.

گزارش افشاگرانه یک روزنامه  معروف باکو  درباره همکاری دولت الهام علی اف با اسراییل  در ترور دانشمندان هسته ای ایران

 

روزنامه ینی مساوات ( مساوات نو ) چاپ باکو گزارشی درباره دستگیری گسترده فعالان دینی توسط دولت الهام علی اف و اقدامات ضد ایرانی این دولت منتشر کرد. در این گزارش آمده است:

موج جدیدی از حبس و بازداشتها درجمهوری آذربایجان آغاز شده است. طی چند روز اخیر بیش از20 نفر از اسلامگرایان در منطقه نارداران و نیز عده ای از دینداران  و روحانیون مناطق مختلف از جمله گنجه ، باکو ، لنکران ، جلیل آباد  ، سومقاییت و ... توقیف شده اند. از افراد بازداشت شده میتوان سیمور زینال اف ساکن باکو، حاجی مهدی محمداف رییس اتحادیه اجتماعی ارزشها، سهراب قلی اف ساکن سومقاییت، الهام علی اکبراف عضو حزب اسلامی شاخه گنجه و نیز دو روحانی به نامهای الهام و آصف علی اف، همچنین ایلقار علی اف روحانی «گوی تپه» از توابع جلیل آباد و یکی از دینداران به نام نادر علی اف و نیز آنار بایراملی خبرنگار کانال تلویزیونی "سحر" ایران و رامیل داداش اف راننده این کانال تلویزیونی نام برد که توسط ماموران امنیتی و پلیس بازداشت شده اند.

به گزارش واحد خبر حرکت آزادیبخش ایران شمالی ، در ادامه گزارش روزنامه  مساوات نو آمده است : الهام علی اف متعاقب ارسال یادداشت اعتراض از سوی ایران به دولت باکو پیرامون همکاری اطلاعاتی دولت باکو با اسراییل در ترور دانشمندان هسته ای ایران ، طی سفر به بلژیک با مسوولان ناتو دیدار کرده است. وی همچنین پس از بازگشت به باکو عازم منطقه قبا شده و در بخش «قرمزی قصبه» با ساکنان یهودی این بخش دیدار کرده و به این شیوه نشان داده است که در مصاف بین ایران و غرب در کنار غرب قرار دارد.

روزنامه یئنی مساوات دستگیری اسلامگرایان توسط دولت باکو را به عنوان یک سناریوی از پیش طراحی شده معرفی کرده و نوشته است :

سال گذشته نیز بر اساس یک سناریوی مشابه موجی از بازداشت دینداران در سطح جمهوری آذربایجان (ایران شمالی )آغاز شد. با اینکه عده ای از افراد بازداشت شده مدتی پس از دستگیری آزاد شدند، ولی اغلب آنها طی محاکمه های ساختگی  به حبس های طویل المدت محکوم شدند. علیرغم آنکه اغلب دینداران اکنون به اتهام حمل اسلحه و مواد مخدر زندانی هستند، ولی میتوان حدس زد که تا چند روز دیگر اتهامات دیگری علیه این افراد عنوان خواهد شد.

ناطق مفسر سیاسی در باکو معتقد است که حبس های اخیر باید از منظر تنش در مناسبات ایران و دولت باکو مورد تحلیل قرار بگیرد. وی با ابراز این عقیده که حبس های مزبور در بحبوحه اوجگیری تنش در مناسبات دو کشور انجام میگیرد، گفته است: « تنش سیاسی در مناسبات دو کشور که با اقدامات ضد ایرانی و غیرقابل قبول دولت الهام علی اف آغاز شده ،اکنون وارد فاز اقتصادی می شود. صدها کامیون ایرانی طی دفعات متعدد در مرز توسط مرزبانان باکو برای مدت طولانی توقیف شده اند. از سوی دیگر باید توجه داشت که متاسفانه جمهوری آذربایجان امروز به میدان مبارزه سرویسهای جاسوسی کشورهای خارجی علیه ایران مبدل شده است. تحت هر شرایطی که در نظر گرفته شود، این مایه تاسف است. زیرا این بدان معنا است که وقتی پایتخت باکو به میدان مبارزه این سرویسها مبدل شده، رویارویی و انفجارهایی که فردا بوقوع خواهد پیوست، نه در تل آویو پایتخت اسراییل، بلکه در باکو روی خواهد داد. از اینرو، کشیدن مساله به این سطح، از بیخ اشتباه است».

عاکف حمید اف تحلیلگربرجسته سیاسی در باکو در این باره می گوید : اینکه فعالان اسلامی و یا کسانی که علاقه دارند احکام اسلام را در زندگی خود اجرا کنند ، توسط سرویسهای امنیتی دولت باکو دستگیر می شوند با هیچ منطقی سازگار نیست و اینگونه دستگیریها نه تنها نفعی برای دولت نخواهد داشت بلکه اسلامگرایان را برای ادامه مسیر درست خود مصمم خواهد کرد.اینکه دولت مساجد را تخریب می کند و شهروندان را تحت فشار و آزار قرار می دهد تا به مسجد نروند ، یا از حجاب اسلامی استفاده نکنند و نماز نخوانند و روزه نگیرند و از عزاداری در ایام محرم خودداری کنند ، یک سیاست قرون وسطایی است.

عاکف حمید اف در پاسخ به این سوال که منابع دولتی اعلام می کنند که اسلامگرایان به جرم مواد مخد ر یا نگهداری سلاح و مهمات دستگیر شده اند و در محافل خصوصی میگویند که اسلامگرایان به دلیل اینکه تحت تاثیر ایران هستند دستگیر شده اند ، گفت : دستگیری انسانها به این دلیل که تحت تاثیر ایران و انقلاب اسلامی قرار گرفته اند با هیچ منطق و قانونی جز منطق دیکتاتوری یا منطق سفارش دستگیریها از خارج سازگار نیست. در جمهوری آذربایجان ، انسانهای متعددی تحت تاثیر روسیه ، ترکیه ، انگلیس ، صهیونیسم و امریکا هستند ، شبکه تلویزیونی وابسته به حکومت تحت تاثیر آشکار صهیونیسم و حکومت ضد بشری اسراییل ، گزارشهای زیادی به نفع این حکومت ضد بشری پخش می کنند ، چرا اینها دستگیر نمی شوند؟

حمید اف افزود : همه می دانند که ارتباط امنیتی و اطلاعاتی گسترده ای میان دولت باکو و رژیم صهیونیستی برقرار است و همکاری باکو با این رژیم در پروژه های ضد ایرانی از جمله ترور دانشمندان هسته ای ایران غیر قابل انکار است ، چرا که عامل ترور دانشمند هسته ای ایران ، بعد از دستگیری با دلایل کامل سفر خود به باکو و اینکه تجهیزات لازم را در فرودگاه باکو از افسر موساد دریافت کرده اثبات کرده است و به همین دولت باکو در موضع انفعالی و شرم آوری قرار گرفته است و به جای پذیرفتن مسولیت و تغییر سیاستهای اشتباه خود ، با اتخاذ تاکتیک فرار به جلو ، دامنه تبلیغات علیه ایران همسایه و دستگیری فعالان اسلامی و آزادیخواهان را گسترش داده است.

 

بیانیه اتحادیه روشنفکران جمهوری آذربایجان درباره

دستگیری گروهی اسلامگرایان :

دولت باکو تا کی به ساز بیگانگان خواهد رقصید ؟

به دنبال بازداشت گسترده اسلامگرایان توسط دولت باکو از جمله بازداشت دو خبرنگار سیمای آذری سحر شبکه تلویزیونی جمهوری اسلامی ، اتحادیه روشنفکران جمهوری آذربایجان ( ایران شمالی ) بیانیه ای صادر کرد. در این بیانیه آمده است : «خبر بازداشت آنار بایراملی خبرنگار نمایندگی شبکه تلویزیونی «سحر» جمهوری اسلامی ایران در باکو باعث نگرانی شدید ما شد. ما نامبرده را بعنوان یک بنده مومن خداوند که مردم و کشور خود را دوست دارد، می شناسیم. شک نداریم که این بازداشت به معنی مستقیم این کلمه سفارشی، مغرضانه و دارای انگیزه سیاسی می باشد».

به گزارش واحد خبری حرکت آزادیبخش ایران شمالی ، در این بیانیه همچنین آمده است: «جای بسی تاسف است که امروز بیان حقایق، دفاع از عدالت و نیز زندگی عادلانه و با معنویت درجمهوری آذربایجان ( ایران شمالی )به امری خطرناک و قابل پیگرد و مجازات تبدیل شده است. کسانی را که چنین طرز زندگی شرافتمندانه ای را برای خود انتخاب کرده اند، به چشم دشمن قسم خورده می بینند، آنها را مورد ضرب و شتم قرار می دهند، آنها معرض تعقیب و انتقاد قرار می گیرند ، شکنجه شده و حتی کشته می شوند. ماموران جنایتکار دولت باکو گمان می کنند که می توانند به جیب هر کسی تریاک بیاندازند و به او تهمت بزنند. آنها می پندارند که می توانند هر کسی را که حاضر به مدح دولت نمی شوند و سینه شان را در مقابل سیل دروغ و ریاکاری در کشور سپر کرده اند، دستگیر و محاکمه کنند، اراده شان را بشکنند و به آنها توهین بکنند...و ناجوانمردانه اعلام کنند که جرم این افراد قاچاق مواد مخدر و نگهداری سلاح و مهمات است ، اتهامی که در باره همه فعالان دینی از سوی دولت دیکتاتوری الهام علی اف تکرار می شود.

ما بر این عقیده هستیم که بازداشت آنار بایراملی و راننده خودروی خبرنگاری و نیز گروهی از دینداران بی گناه حمله ای مستقیم به ارزشهای دموکراتیک است. زیرا حقوق و آزادی های بشر، آزادی بیان و اعتقادات دینی بار دیگر توسط دشمنان این آزادی ها زیر پا گذاشته می شود. صد حیف که کشور ما اگر چه ظاهرا مستقل است ، ولی هنوز هم آزاد نیستیم . 

ما قاطعانه خوستار آزادی فوری آنار بایراملی و سایر دینداران بازداشت شده ای هستیم که به اتهامهای ساختگی و منطبق با اتهامزنی های دستگاه جاسوسی دوره شوروی دستگیر شده اند. ما نهادهای امنیتی و انتظامی دولت باکو  را به رعایت قوانین  و انصراف از عادت رقص کردن به ساز بیگانگان، فرا می خوانیم  

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم اسفند 1390ساعت   توسط عباس میرزا و یاران  | 

اهانت به مرجعیت شیعه توسط دولت ضد اسلامی باکو

 

اهانت  رسانه ها و سفیر دولت باکو

به مراجع تقلید شیعه

آیا سفیر باکو در تهران نیز اخراج خواهد شد؟

·         محمود خرمی نمینی

مطبوعات ، شبکه های تلویزیونی  و سفیر رژیم باکو در تهران به صورت هماهنگ ، تبلیغات و اهانت به ساحت مرجعیت شیعه را ادامه می دهند ...این در حالی است که هنوز وزارت امور خارجه واکنشی به این اهانتها و گستاخی های دولت کوچک و ضد اسلامی باکو نشان نداده است.

اما در این میان عملکرد « نمایندگی وزارت امور خارجه در شهر مقدس قم » نیز بسیار تامل برانگیز است . در حالی که رسانه های رژیم باکو به اهانتهای آشکار و تبلیغات سیاه علیه مرجعیت شیعه ادامه میدهند ، نمایندگی وزارت امور خارجه در شهر قم ، به کدامین دلیل ، ملاقات میان سفیر دروغپرداز و هتاک دولت باکو با مراجع عظام تقلید را هماهنگ می کند ؟ و این سفیر نادان ، بعد از ملاقات با برخی نشریات مصاحبه انجام داده و مراجع عظام تقلید را به اطلاعی و یا داشتن تصویری نادرست از اقلیم تحت حاکمیت خاندان علی اف متهم میکند ؟

طی ماه های اخیر، تحرکات ضد اسلامی دولت باکو به شدت افزایش یافته است.

دستگیری عزاداران حسینی، پخش فیلم های مستهجن در ایام محرم از شبکه های تلویزیون دولتی باکو، افتتاح کارخانه مشروب سازی در روز عاشورا توسط الهام علی اف ، تصویب قوانین و صدور بخش نامه های ضد اسلامی مانند محرومیت دانش آموزان و دانشجویان محجبه از تحصیل، ممنوعیت آموزش قرآن و علوم اسلامی در مدارس دولتی، تعطیلی حوزه های علمیه تاسیس شده بعد از فروپاشی شوروی، ممنوعیت پخش اذان از مساجد و دستگیری و شکنجه فعالان اسلامی از جمله اقدامات دولت ضد اسلامی حاکم بر ایران شمالی (جمهوری آذربایجان) طی ماه های اخیر است.

تخریب گسترده مساجد ایران شمالی (جمهوری آذربایجان) یا تعطیلی و تغییر کاربری آنها توسط دولت ضد اسلامی باکو اقدام فاجعه باری است که دولت باکو آن را ادامه می دهد . این اقدام ننگین خانواده حاکم بر ایران شمالی ( خانواده علی اف ) با حساسیت و واکنش مردم مسلمان ایران شمالی (جمهوری آذربایجان) و مراجع تقلید شیعه در ایران مواجه شد. مردم تحت ستم و مظلوم ایران شمالی که از ظلم وجود خاندان حاکم (خاندان علی اف ها) به تنگ آمده اند، هنگام اقدام ماموران دولتی برای تخریب مسجد بزرگ فاطمه زهرا (سلام ا... علیها)، گرد مسجد حلقه زده و حاضر شدند با فدا کردن جان خود از تخریب مسجد حضرت فاطمه زهرا(س) جلوگیری کنند. دولت باکو اقدام با دستگیری ده ها تن از اهالی کرد و در نهایت اعلام کرد که این مسجد به طور غیر قانونی ساخته شده و تخریب خواهد شد؟!

تخریب مساجد اقدام ننگینی است حتی حکومت کمونیستی شوروی نیزدر حد مقدوراز انجام آن خودداری می کرد. حکومت کمونیستی شوروی، اغلب مساجد را تعطیل و یا آنها را به انبار کالا و... تبدیل می کرد. اما دولت باکو بر ایران شمالی (جمهوری آذربایجان) تخریب مساجد را به صورت علنی از دوره حاکمیت حیدر علی اف که از ماموران کهنه کار سازمان جاسوسی شوروی بود، آغاز کرد. حیدر علی اف که تجارب زیادی از مبارزه با اسلام و مسلمانان در دوره شوروی کسب کرده بود، در هماهنگی با آمریکا و رژیم صهیونیستی، اقدامات گسترده ای برای مقابله با رشد اسلام و بیداری اسلامی در میان شیعیان سرزمین های قفقازی ایران انجام داد. حیدر علی اف ممنوعیت آموزش قرآن و تعلیمات اسلامی و تعطیلی حوزه ای علمیه را که پس از فروپاشی شوروی توسط فعالان دینی بازگشایی شده بود، صادر کرد. حیدر علی اف به صراحت اعلام کرد که "آنچه برای ما مهم است رقص و موسیقی و تاریخ و آداب و رسوم قومی است نه اسلام".

برای نخستین بار بعد از فروپاشی شوروی، به دستور حیدر علی اف، مسجد "کهنه گونشلی" به سال 1381در منطقه خطایی باکو تخریب شد و پس از آن مساجد متعددی آماج حملات قرار گرفتند. مسجد جامع (جمعه) باکو که یکی از کهن ترین مساجد جهان اسلام و جلوه درخشانی از معماری اسلامی ایران است، بعد از فروپاشی شوروی، توسط اهالی مومن باکو بازگشایی و به یکی از مساجد فعال این شهر تبدیل شد، مردم و بخصوص جوانان به این مسجد روی آورده و کلاسهای آموزش قرآن کریم را دایر کردند. به دستور حیدرعلی اف، ابتدا مسجد را به بهانه تعمیر تعطیل و امام  جماعت آن را دستگیر و زندانی کردند. بعد از مدتی، دولت باکو در پاسخ به مراجعات مکرر مردم جهت بازگشایی مسجد جامع، اعلام کرد که مسجد جامع به "موزه" تبدیل شده است!؟

مسجد زاویه در شهر نخجوان یکی از مساجد قدیمی این منطقه است که به سالن آرایش و آموزش رقص تبدیل شده است .

در هر حال، تداوم روند تخریب مساجد در مناطق مختلف از جمله باکو، گنجه و... و استمداد مسلمانان ایران شمالی (جمهوری آذربایجان) از مراجع تفلید و علمای جهان اسلام، موجب دخالت مراجع تقلید و آیات عظام قم در موضوع شد، مراجع عظام تقلید که در طول تاریخ، رهبری مردم در ایستادگی در مقابل ظلم و جور شاهان و حاکمان خودکامه و ستمگر را بر عهده داشته و نهضت های رهایی بخش مانند "حرکت تحریم تنباکو" ، "مقابله با کشف حجاب" ، "انقلاب اسلامی" و... به رهبری آنان رقم خورده است، این بار نیز در راستای مقابله با ستمگریها و اسلام ستیزیها و خونریزیهای دولت صهیونیستی ضد اسلامی باکو وارد عمل شدند. آیات عظام صافی کلپایگانی و سبحانی تبریزی با نگارش نامه هایی خطاب به الهام علی اف (حاکم ایران شمالی) وی را به پرهیز از تخریب مساجد و احترام به عقاید مردم شیعه ایران شمالی (جمهوری آذربایجان) فراخواندند. اما در این میان حضرت آیت ا... العظمی مکارم شیرازی، نقش ویژه ای ایفا کردند. ایشان طی سخنانی در درس خارج خویش، به دولت باکو هشدار دادند که دست از اعمال ننگین و ضد اسلامی بردارد. بعد از گذشت مدتی، با استمرار حرکت ضد اسلامی دولت باکو و اصرار سران وابسته این دولت مبنی بر تخریب مسجد حضرت مسجد حضرت فاطمه زهرا (س)، حضرت آیت ا... مکارم شیرازی (دام ظله العالی) اقدام قاطعی برای جلوگیری از ستمگریها و دین ستیزیهای دولت باکو انجام دادند. حضرت آیت ا... مکارم، اعلام کردند؛ در صورتی که دولت باکو به اقدامات ضد اسلامی و تخریب مساجد ادامه دهد، حکم مقاومت خواهند داد، بدینگونه که هرکس در ایستادگی برای جلوگیری از تخریب مساجد، کشته شود، شهید است.

اعلام این موضع، از سوی حضرت آیت ا... العظمی مکارم شیرازی، دولت باکو را در آشفتگی فرو برد. مطبوعات و رسانه های وابسته به رژیم باکو، شروع به اتهام پراکنی علیه مراجع تقلید کرده و حضرات آیات عظام صافی گلپایگانی، سبحانی تبریزی و مکارم شیرازی را به دخالت در امور داخلی باکو متهم کردند! و حتی پا را از این فراتر نهاده و اهانت هایی نیز درباره مراجع شیعه منتشر کردند که البته انجام این اقدامات از سوی دولت ضد اسلامی باکو بعید نبود. چراکه پیش از آن، مقالاتی در برخی مطبوعات وابسته به دولت باکو مانند "نشریه صنعت" در اهانت به قرآن کریم و پیامبر اعظم (ص) منتشر شده بود....

به دنبال بیانات قاطع حضرت آیت ا... مکارم شیرازی "دام ظله العالی" و احتمال صدور حکم مقاومت از سوی ایشان برای مسلمانان ایران شمالی (جمهوری آذربایجان) که می توانست تبعات خطرناکی برای دولت باکو داشته باشد، دولت باکو به قدرت مرجعیت شیعه پی برد. دولت باکو برای کاستن از قدرت تاثیرگذار مرجعیت شیعه در جمهوری آذربایجان (ایران شمالی) اقدامات متعددی انجام داد که دو مورد آن برای افکار عمومی قابل توجه است: 1-تبلیغات گسترده در داخل جمهوری آذربایجان (ایران شمالی) به وسیله مطبوعات، شبکه های تلویزیونی و مقاله نویسان ضد دینی 2-مامور کردن سفیر باکو در تهران (جوانشیر آخوندف) برای ارتباط با مراجع تقلید و ابلاغ اخبار و گزارش های دروغ از دولت باکو.

تبلیغات ضد مرجعیت شیعه و اهانت به ساحت مرجعیت توسط رژیم ضد اسلامی باکو همچنان ادامه دارد. طی روزهای اخیر این اینگونه تبلیغات و اهانتها افزایش یافته است. طی روزهای اوایل بهمن ماه 1390  شبکه های تلویزیونی « لیدر » و « آ . تی . وی » که هر دو از شبکه های وابسته به حکومت الهام علی اف می باشند ، با پخش گزارشهای ضد دینی ، ساحت مرجعیت شیعه را نیز مورد اهانتهای مکرر قرار داد و همزمان با پخش گزارش ، تصاویر کاریکاتورهایی از مراجع تقلید شیعه را نیز پخش کرد. همزمان با اینگونه اقدامات ضد دینی رژیم باکو در داخل جمهوری آذربایجان ( ایران شمالی ) که به قصد تاثیر گذاری بر افکار عمومی شیعیان ایران شمالی و کاستن از تاثیر اقدام مراجع عظام تقلید در این منطقه انجام میگیرد ، «جوانشیر آخوندف  » سفیر کنونی رژیم باکو در تهران که سالها قبل از فروپاشی شوروی به عنوان "مامور!" در پوشش مترجم در ایران فعالیت داشته و زبان فارسی را نیز به خوبی می داند، با سفر به شهر مقدس قم، تلاش می کند تا گزارش های دروغی را در اختیار مراجع و آیات عظام قرار دهد. از جمله چنین وانمود می کند که دولت باکو طی سالهای اخیر حدود 2000 (دو هزار) مسجد ساخته یا بازسازی کرده است!! در حالی که این خبر اساسا دروغ بزرگی است که اعلام اینچنین دروغ بزرگی تنها توسط رسانه های رژیم باکو و سفیر آن جوانشیر آخونداف امکان پذیر است؟

خبر صحیح این است که با فروپاشی شوروی و حتی ماه ها قبل از فروپاشی، با سست شدن شیرازه حکومت کمونیستی، مردم مسلمان ایران شمالی (جمهوری آذربایجان) که از زنجیر حکومت ضد دینی رها شده بودند و سالها در حسرت بازگشایی مساجد بودند، به صورت خودجوش به بازگشایی و بازسازی مساجد پرداختند. این مساجد از ده ها و صدها سال قبل از حاکمیت کمونیست ها در مناطق مسلمان نشین قفقاز ساخته شده بودند. مسلمانان ایران شمالی علاوه بر بازگشایی و بازسازی مساجد به تاسیس حوزه های علمیه در شهرهای باکو، گنجه، نخجوان و... پرداختند.

با به قدرت رسیدن حیدر علی اف در سال 1994 (1373)، وی قرارداد آتش بس با ارمنستان را امضا و بدینگونه مناطق وسیعی را به ارمنستان واگذار کرد. حیدر علی اف به تحکیم و تثبیت قدرت خود پرداخت و در نخستین اقدامات خود، مبارزه گسترده ای را علیه اسلام و مسلمین سامان داد که از جمله اقدامات وی تخریب مساجد بود. علت تخریب مساجد نیز این است که مساجد کانون های تجمع و ارتباط مسلمانان بوده و توسط حکومت های ضد اسلامی، به عنوان یک منبع خطر و کانون رشد فکری دینی مردم ارزیابی می شود...

جوانشیر آخوندف، سفیر رژیم باکو در تهران، بی شرمانه در محضر مراجع تقلید شیعه دروغپردازی نموده و اقدامات ضد اسلامی دولت باکو مانند ممنوعیت حجاب اسلامی و تخریب مساجد را منکر می شود و میگوید که آزادی دینی در جمهوری آذربایجان برقرار است !

سفیر رژیم باکو در تهران، بعد از دیدار با برخی مراجع تقلید، با کمال وقاحت و بی شرمی نه تنها به دروغپردازی های خود ادامه می دهد، بلکه در اهانتی آشکار به ساحت مراجع تقلید، این بزرگواران به بی اطلاعی متهم کرده و با شرمانه اعلام می کند که "تصویر نادرستی از جمهوری آذربایجان در ذهن آنان (مراجع تقلید) شکل گرفته است"!؟

اهانت آشکار سفیر رژیم ضد اسلامی باکو به ساحت مراجع عظام تقلید، اقدامی نیست که مخفیانه صورت گرفته باشد. جوانشیر آخوندف این جملات موهن را در گفتگو با یک نشریه محلی چاپ تبریز (آذر 1390) بیان داشته است.

شایان ذکر است، کاردار اسبق سفارت باکو در تهران (عین ا... مدداف) نیز به علت اهانت به ساحت حضرت سید الشهدا (ع) و اعتراضات گسترده مردم و روزنامه نگاران آذربایجان بخصوص اهالی تبریز از ایران اخراج شد. اکنون نیز در حالی که مطبوعات و شبکه های تلویزیونی  و افراد حکومتی باکو در داخل ایران شمالی ( جمهوری آذربایجان ) به اهانتهای آشکار به ساحت مرجعیت شیعه ادامه میدهند ، سفیر دولت باکو در تهران نیز، مراجع عظام تقلید را متهم می کنند که "تصویر نادرستی از جمهوری آذربایجان در ذهن دارند"

اما در این میان عملکرد « نمایندگی وزارت امور خارجه در شهر مقدس قم » نیز بسیار تامل برانگیز است . در حالی که رسانه های رژیم باکو به اهانتهای آشکار و تبلیغات سیاه علیه مرجعیت شیعه ادامه میدهند ، نمایندگی وزارت امور خارجه در شهر قم ، به کدامین دلیل ، ملاقات میان سفیر دروغپرداز و هتاک دولت باکو با مراجع عظام تقلید را هماهنگ می کند ؟ و این سفیر نادان ، بعد از ملاقات با برخی نشریات مصاحبه انجام داده و مراجع عظام تقلید را به اطلاعی و یا داشتن تصویری نادرست از اقلیم تحت حاکمیت خاندان علی اف متهم میکند ؟

سکوت وزارت امور خارجه کشورمان نیز در این باره تامل برانگیز است. تاکنون خبری درباره واکنش، وزارت امور خارجه به اقدامات رژیم باکو و جوانشیر آخوندف  سفیر این رژیم ضد اسلامی منتشر نشده است. افکار عمومی منتظر واکنش قاطع وزارت امور خارجه دولت جمهوری اسلامی به گستاخی ها و بی ادبی های دولت باکو و سفیر نادان آن است .آیا وی نیز مانند برخی دیگر از ماموران سفارت باکو در تهران اخراج خواهد شد؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم بهمن 1390ساعت   توسط عباس میرزا و یاران  | 

نمونه هایی از سروده های شاعران ایران درباره ایران شمالی

 

 

 

  

اي بهشتي خاك ، اي ايران من ...

  • بهرام سياره « پريش »

اي وطن ، اي خانة‌ ايمان من

اي بهشتي خاك ، اي ايران من

 

 اي بنامت چشمها حيران شده

جور ديوان ديده و ايران شده...

 

بشنو از ني چون حكايت مي‏كند

از جدائيها شكايت مي‏كند

 

گر چه هجران را گرفته اصل اصل

هست در هجران او اميد وصل

 

حافظ آن رندي كه بر روحش درود

با اميد وصل، هجران را سرود

 

آه از آن تيغي كه بر پيكر نشست

« گنجه » را از خاك ايرانم گسست

 

آه، ايران شمالي! خاك من

اي فداي تو دل صد چاك من

 

خاك شاعر خيز چون آئينه است

با «نظامي»گنجه خود گنجينه است

 

هر سخن را بهره از گفتار اوست

هر چه بيني ساية پندار اوست

 

دست درآغوش هم بيني مدام

حكمت و عشق و نجابت دركلام

 

گر «قوامي» برگ تاكستان اوست

در كلامش پرتو برهان اوست

 

درد داند هر كسي درد آشناست

پرس از «واله» كه داغستان كجاست

 

داغ دارد دل ز داغستان تو

ايروان و نخجوان، شروان تو

 

خاك شروان، اي سخندان آفرين

وي بهارت باغ گل در آستين

 

رفته بر كيوان سخنداني ز تو

وز فلك بگذشته خاقاني ز تو

 

چون گل و بلبل كه شيداي هم‏اند

مبحث شروان و تمكين توأم‏اند

 

 

فيضها برده از اين مهد صفا

مكتب عرفان قمشه، شهرضا..

.

عارفان را مي‏برد تا آسمان

يا مجيري از «مجير بيلقان»

 

چيست دراين خاك خورشيد آفرين

بس به گرجستان و گرجي آفرين

 

گر نهان شد سنگ در اين خاك پاك

در بهار آئينه مي‏رويد ز خاك

 

بي‏گمان از كاسة چيني، سر است

خاك گرجستان كه اختر پرور است

 

خار چون آب از زمينش مي‏مكد

شهدگل از آستينش مي‏چكد...

 

مي‏نوازد با خروش معنوي

گوشها را آن سروش خسروي

 

گر به داغستان دل پيوند داشت

«واله» و «نجم» و «وفا» دربند داشت

 

تا بگويد گوش كن اصوات را

سربلنديهاي آرارات را

 

آنچه ايمن مانده از بال مگس

سرفرازيهاي قفقاز است و بس

 

شكوه‏ها را گر به دل پيچيده‏اي

كوهي و پژواكها را ديده‏اي

 

كوهي و همسايه‏اي با آسمان

لاله‏هاي دامن تو شاعران

 

تا ابد اي كوه، بي‏اندوه باش

وي شقايق! زينت اين كوه باش...

 

شد جدا از پيكرت اعضاي تو

وا نشد با شكوه اي لبهاي تو...

 

راهزن هر جا امان از تو گرفت

آسمان بس امتحان از تو گرفت

 

سوختي با آتش ناخويش و خويش

باز چون ققنوس روئيدي ز خويش

 

در رهت از خويش سنگر ساختيم

سالها با داغ هجرت ساختيم

 

گنجه و باكو چو مي‏رفت از ميان

سوخت در سوگش دل قفقازيان

 

«تركمانچاي و گلستان كرده خون

قلب‏ ما را، تا چه گويم زين فزون»

 

تا ابد اين لكه ننگين عيان

ثبت شد بر دامن قاجاريان...

 

 

آه ايران شمالي ، خاك من

اي فداي تو دل صد چاك من

 

اي چو بازو قطع از پيكر شده

سالها در لجّة خون در شده

 

 

گر چه از مادر جدايت كرده‏اند

كي به حال خود رهايت كرده‏اند

 

قاف هرگز لانة غازان نشد

آشيان هرزه پروازان  نشد

 

خانه‏ها گر شد جدا، مكتب يكيست

صد برادر را ره مذهب يكيست

 

شد چو گلبانگ مسلماني بلند

آتش از ما بايد و از تو سپند

 

معرفت زائيدة‌ فرهنگ ماست

رشتة حبل‏المتين در چنگ ماست

 

چون به آئين نبي دلداده‏ايم

ما و تو با هم برادرزاده‏ايم

 

در سكوتت چون كمين شير باش

گاه وحدت حلقة زنجير باش

 

اي وطن، اي آتشت بر جان من

اي گرامي خاك من، ايران من

 

گر فلك صد اخترش آرد به پيش

سجده بر خاك تو را خواهد «پريش»

 

 

صبح آچيلير...

 

  • حاج علي حسين زاده ـ تبريز

مدّتدي سئوگيليم غم هجران بيزيمكيدير

تالان اولان بو باغيلا بوستان بيزيمكيدير

 

ايللر بويو گؤزتله ميشيك صبح آچيلماقين

درد فراق، رنج فراوان بيزيمكيدير

 

ظلمت چكيلدي، ايندي كي نورون گونش ساچيب

غم چكمه نازنين! داها دوران بيزيمكيدير...

 

گل بيرگه ايله شك، هارادا كؤنلون ايسته‏سه

شروان بيزيمدي، تبريز و تهران بيزيمكيدير

 

گنجه بيزيم، باكي،  قاراباغ، دهلران بيزيم

اهواز و اصفهان و خراسان بيزيمكيدير...

 

نازلي قبا بيزيم، ساليان، لنكران بيزيم

خوي، اردبيل ، مراغه و زنجان بيزيمكيدير...

 

اون يئدي شهر، بللي دير ايراندان آيريليب

تاريخ بيليركي خطة ايران بيزيمكيدير

 

اي اهل دين! بو تورپاغين اسلامدي صاحبي

هر يئرده اولموش اولسا مسلمان، بيزيمكيدير

 

آللاه كتابي حاكم مطلقدي بيزلره

شكر ائيله رم او تانري‏يا، قرآن بيزيمكيدير

 

بير ملّتيك كي بيزلره واجب  اولوب جهاد

بيز اؤلمه ريك كي روضة‌ رضوان بيزيمكيدير...

 

سرمشق اولوبدي نهضت سلطان كربلا

وار فخريميز كي بير بئله سلطان بيزيمكيدير

 

عباس نامدار، او سردار نينوا

سقاي سرفراز، او عطشان بيزيمكيدير

 

 

بير مصلح جهاني اوچون منتظر بيزيك

بي‏شك و شبهه، صاحب دوران بيزيمكيدير

 

دايم بو منصب ايله «حسين زاده» فخر ائدر

سؤيلر هميشه، شاه شهيدان بيزيمكيدير.

 

 

 

 

نه خاك تشنه مي‏فهمد ...

تقديم به: همدلان در ايران شمالي
  • حبيب فرقاني ـ  سراب

نه خاك تشنه مي‏فهمد زبان گريه‏هايم را

نه ابري جويد از چشمم، نشان گريه‏هايم را

 

و ديگر بغض، اين مجروح درآئينه زنداني

به زحمت مي‏تكاند آسمان گريه‏هايم را

 

بگو دريا اگر روزي گذارش سوي من افتد

بگيرد دستهاي ناتوان گريه‏هايم را

 

«گلستاني » كه از گلهاي آن بوي فراق آيد

به دل دارد كنون داغ نهان گريه‏هايم را

 

وطن! اي مادر غمديده، بعد از من بخوان هر شب

به گوش كودكانت داستان گريه‏هايم را

 

تو در آنسوي سيل اشكها، من اين طرف تنها

فقط چشم تو مي‏داند زبان گريه‏هايم را

 

نسيمي كو؟ كه با اعجاز روح انگيز آوازش

به خاموشي كشد آتشفشان گريه‏هايم را

 

ترا اي آسمان سنگدل، خم مي‏كند قامت

به دوشت گر نهم بار گران گريه‏هايم را

 

چه مي‏شد اي مه قفقازي نازك خيال، امشب

به گردن حلقه سازي بازوان گريه‏هايم را

 

تو بانوي تمام آبهاي دور و نزديكي

ببر دريا، به دريا كاروان گريه‏هايم را

 

زمين در زير اقيانوسها از ياد خواهد رفت

اگر از كف دهم آني، عنان گريه‏هايم را.

 

 

 

 

« اشك هجران »

 

  • صائم كاشاني ـ مدير انجمن ادبي سخن كاشان

مي‏رسد بر گوش باور، شور آواز شما

پرده‏دار اشك « هجران »، پردة ساز شما

خاكتان آباد اي گل باوران باغ عشق

عندليبان محبت، نغمه پرداز شما

عهد زاغانِ « گلستان » ، برد از گل آب و تاب

مرغ دل همدوش ، با آةنگ پرواز شما

آهوي شوق شما از « گنجه » آرد گنج ناز

چشم صيادان دل، سرمست از ناز شما

گو به دانا مردم «باكو» كه كو ما را قرار

طفل جان در عرصة عشق است سرباز شما

شاهباز آرزو، در آسمان شور و شوق

مي‏كند پرواز تا گردد همآواز شما

اين غزل را اي غزالان، از سخن آباد عشق

صائم كاشان فرستد سوي قفقاز شما

 

 

 

 

  به شوق گنجه ...

  • علي شريف ـ كاشان

خداوندا مرا ده بال پرواز

كنم تا سوي گنجه بال و پر، باز

 

به شوق تربت پاك نظامي

كنم طي از دل و جان راه قفقاز

 

چو گل خاك نياكان را ببوسم

چه شروان و چه تبريز و چه شيراز

 

چه كرمانشاه و گيلان و خراسان

چه كرمان و بلوچستان و اهواز

 

همه از مردم يك سرزمينيم

به دين و ميهن و تاريخ، انباز

 

همه فرزند مام ميهن استيم

به تاريخ نياكانمان، سرافراز

 

 

ز يك اصل و تباريم و مسلمان

عليه منكران دين، هم آواز

 

چرا بايد جدا ازهم بناليم؟

نباشيم از چه با هم يار و دمساز

 

الهي روح او آتش بگيرد

كه اين رسم جدايي كرده آغاز

 

دو صد نفرين به جان فتنه انگيز

جدايي افكن شوم دغلباز

 

« شريف » اين درد دل با اهل دل گفت

جز اهل دل نباشد محرم راز.

 

 

 

 

 

آهنگ رحيل ...

  • رضا قلي زاده - تبریز

آهنگي از آن سوي ارس مي‏آيد

گويي كه ندايي از قفس مي‏آيد

اي رهسپر جادة‌ وحدت، برخيز!

آهنگ رحيل از جرس مي‏آيد

 

 

 

 

 

 

 

 

 

هجران

  • ايوب شهبازي - تبریز

يئنه كؤنلومده بو گون آتش هجران گؤرونور

يئنه هجران غزلين يازماغا امكان گؤرونور

 

بونه حسرت، بو نه هجران، بو نه ماتم، بو نه غم

بو ايشيق دونيا گؤزومده قارا زندان گؤرونور

 

ديزيمين طاقتي سن سن، گؤزومون نورودا سن

سن سيز اي جان، اوره‏گيم بي‏سرو سامان گؤرونور

 

يوز ايل اولموشسادا هجران، وطنيم سن وطنيم

مرغ روحوم يئنه عشقينله غزلخوان گؤرونور

 

دولانير توسن طبعيم باكي‏نين كوچه‏لرين

پرده ، پرده خياليمدا شكي ـ شيروان، گؤرونور

 

آرازين قانه بله نميش سويو كوكدن قوروسون

هله حسرتلي گؤزومده يئنه ده قان گؤرونور

 

بؤلوبن بير جانيمي، ائيله دي دوشمان ايكي جان

ولي باطنده باخارسان ائله بيرجان گؤرونور

 

اوتاييم گولسه، بوتايدا گوله جاقدير اونا تاي

آغلاياندا بوتاييندا گؤزو گريان گؤرونور

 

اسلامين بايراغيني وورموشوق ايران دامينا

وطن آسوده‏دي تا جلوة‌ قرآن گؤرونور

 

ال بير اول ، دامن رحمان و رحيم دن ياپيشاق

آيريليق نقشه‏سي وار، ساية شيطان گؤرونور

 

آديمي، يوردومو، هر كيم خبر آلسا دييه‏ره‏م

ايّوبام ، سينه مي آچسان، گؤزه‏ل ايران گؤرونور.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم آبان 1389ساعت   توسط عباس میرزا و یاران  | 

 

گزارش تلویزیون دولتی باکو  از کشف کاخ حکومتی هخامنشی 

  عاکف حمید اف : هیچ شکی نیست که ما ریشه و تبار ایرانی داریم

تلویزیون دولتی باکو (AzTV) از کشف یک کاخ متعلق به پادشاهی هخامنشی در بخش شمکیر خبر داد. این شبکهتلویزیونی در بخش خبر اصلی در ساعت 20 روز چهار شنبه مورخ 3/6/89 اقدام به پخش گزارشی در مورد کشف یک کاخ هخامنشی در بخش شمکیر ( ایران شمالی ) نمود. در این گزارش آمده است :

گروه مشترک باستانشناسی آلمان و گرجستان و نیز باستانشاسان دولت باکو کاوش در کاخ مربوط به قرن پنجم قبل از میلادی واقع در روستای قاراچمنلی بخش شمکیر را ادامه می دهد. به نظر کارشناسان تحقیق در مورد این کاخ نه فقط برای قفقاز جنوبی بلکه برای فراگیری تاریخ کل آسیا بسیار حایز اهمیت است.

مدت 5 سال است که این گروه به کاوش در این روستا ادامه می دهد. الیاس بابایف عضو آکادمی ملی علوم باکو و کلاوس فوریان معاون موزه مونیخ رهبری گروه کاوش را بر عهده دارند. در سال 2007 (1386) این گروه باقیمانده کاخ مربوط به امپراطوری هخامنشی را کشف کرد. کند و کاو در این کاخ توسط نقشه یی که توسط ماهواره تنظیم شده انجام می شود. بخش اصلی کاخ دارای ابعاد 70 متر عرض و 80 متر طول می باشد. دیوارها از خشت خام و پایه ستونها از سنگ می باشند.

کارشناس آلمانی گروه باستانشناسی میگوید: «دیده می شود که این کاخ محل استقرار یکی از جانشین های امپراطوری هخامنشی در منطقه بوده است. بطور محض تمامی منطقه قفقاز توسط این کاخ اداره می شده است. این کاخ شبیه کاخ پرسپولیس ایران است. »

تا کنون 3 کاخ هخامنشی که خارج از اراضی ایران امروزی قرار دارند کشف شده است که دو تا از آنها در ایران شمالی ( جمهوری آذربایجان واقع شده است. )

الیاس بابایف کارشناس آذری گروه باستانشناسی میگوید : قبل از این شبیه این کاخ در سال 1958 (1337 ) در بخش قازاخ( قزاق ) کشف شد. البته آن کاخ در مقایسه با این کاخ بسیار کوچکتر بود. سپس نیز کاخ دیگری در منقطه قومباتای گرجستان در سالهای 90 قرن گذشته کشف شد. لیکن این کاخ به لحاظ شکوه و عظمت بسیار با دو کاخ مزبور متفاوت است. می توان گفت که هم اینک چنین کاخی در دنیا تحت بررسی قرار ندارد. 

به نظر این گروه محقق بین المللی کاوش و تحقیق در مورد این کاخ نه فقط برای قفقاز جنوبی بلکه برای فراگیری تاریخ آسیا و تمامی دولتهایی که در حکومت هخامنشی قرار داشتند حایز اهمیت است. امپراطوری هخامنشی پس از حمله اسکندر مقدونیه سرنگون شد. دولتهای آتروپاتن و آلبانیا نیز از جمله دولتهایی هستند که پس از سقوط حکومت هخامنشی ایجاد شدند.

گفتنی است ایران شمالی ( جمهوری آذربایجان ) بخشی از قلمرو ایران است که با انعقاد عهدنامه های سیاه گلستان و ترکمانچای توسط روسیه اشغال و از ایران جدا گردید. این منطقه بعد از فروپاشی شوروی ،به عنوان دولتی نوپا شناسایی شد که از عمر استقلال آن حدود 19 سال میگذرد.

 

 انتشار خبر کشف کاخ حکومتی هخامنشی در ایران شمالی با واکنشهای متعددی توسط فرهیختگان و نخبگان باکو روبرو شد. عاکف حمید اف تحلیلگر سیاسی و تاریخ پژوه و از فعالان مرکز با ستانشاسی در باکو گفت : اینکه مردم جمهوری آذربایجان ریشه و تبار ایرانی دارند موضوعی است که هیچ شکی در آن وجود ندارد.

وی افزود : بعد از فروپاشی شوروی و گسترش محافل پان ترکیستی در جمهوری آذربایجان ( ایران شمالی ) عده ای تلاش کردند تا در حوزه تاریخ یک جریان ضد ایرانی راه بیندازند و نوعی گسست فرهنگی بین ایران و جمهوری آذربایجان ایجاد کنند . اینها تاریخ را جعل و تحریف کرده و ادعاهای دروغینی مطرح کردند که از لحاظ علم تاریخ به چیزی نمی ارزد.

حمیداف گفت : از زمان عهدنامه های گلستان و ترکمانچای روسهای اشغالگر همواره نگران الحاق مجدد ایالات قفقازی مسلمان نشین به ایارن بودند و به همین جهت تلاش کردند نوعی فرهنگ مسیحی را بر منطقه حاکم کنند . بعد از انقلاب کمونیستی و به حکومت رسیدن استالین الفبا را از فارسی به روسی تغییر داده و زبان فارسی را که صدها سال در منطقه کاربرد داشت ممنوع کردند و به این ترتیب مردم را با گذشته  میراث مکتوب خود بیگانه ساختند. تا انها را از ایران به لحاظ هویتی نیز جدا کنند.

وی افزود : تمام اثار باستانی در شهرهای مختلف از جمله باکو  و گنجه مانند مسجد جمعه در باکو و مسجد شاه عباس در گنجه و نیز کاروانسراهای شاه عباسی و دهها اثر مربوط به قبل از اسلام مانند آتشگاههای مختلف و نیز آثار کشف شده مربوط به دوره هخامنشی همه اسناد انکارناپذیر ایرانی بودن ما میباشد.این یک مساله سیاسی نیست بلکه موضوعی مبنتنی بر علم تاریخ و یافته های باستانشناسی است.

باکو ، جولانگاه باندهای قاچاق اعضای بدن انسان

در حالی که از چند سال قبل ، اخبار زیادی درباره وجود باندهای قاجاق اعضای بدن انسان در باکو با گردانندگی یهودیان منتشر شده ، بار دیگر انتشار خبری در این باره افکار عمومی را تکان داد.حدود سه سال قبل ، برخی مطبوعات باکو که مخالف حکومت الهام علی اف هستند از وجود باندهای خطرناک قاچاق اعضای بدن و نیز قاچاق دختران و کودکان خبر دادند. با گسترش انتشار اینگونه اخبار ،دولت باکو مجبور به واکنش شد و وزارت کشور باکو اعلام کرد که طی یک عملیات پلیسی برخی افراد دخیل در قاچاق اعضای بدن انسان دستگیر شده اند. پلیس اعلام نکرد که این باندها اعضای بدن انسان را به کدام نقطه قاچاق میکردند اما مطبوعات خبر دادند که گردانندگان اصلی باندهای قاچاق اعضای بدن انسان یهودیان و از وابستگان رژیم صهیونیستی بوده و مقصد این کالاهای قاچاق نیز ، فلسطین اشغالی بوده است.اما مطبوعات اعلام کردند که قضیه فراتر از وجود یک یا چند باند قاچاق میباشد و گردانندگان اصلی این باندها افرادی هستند که با هویت دیپلماتیک در سفارتخانه های امریکا و رژیم صهیونیستی شاغل هستند . به دنبال انتشار این خبر وحشتناک در باکو ، دو تن از کارکنان آذری سفارت امریکا در باکو به طرز مرموزی بوسیله کارد یا خفگی به قتل رسیدند و تاکنون قاتلین این  دو نفر معلوم نشده اند. اما در محافل خبری باکو شایع شد که این افراد ، کسانی هستند که اخبار مربوط به باندهای قاچاق اعضای بدن انسان و قاچاق کودکان و دختران آذربایجانی را درز داده اند و به همین دلیل توسط ماموران سیا که در سفارتخانه امریکا فعال هستند به قتل رسیده اند تا از درز اطلاعات بیشتر خودداری شود.با گذشت چند سال از ماجرا بار دیگر ، خبر تازه ای در این باره منتشر شد. روزنامه مساوات نو ( ینی مساوات ) چاپ باکو طی خبر ینوشت:

يوري كوچر رييس دپارتمان مبارزه با جرايم الكتروني و داد و ستد انسان در وزارت كشور اكراين در كنفرانس مطبوعاتي خود از وجود مراكز پزشكي كه در زمينه انتقال غير قانوني اعضاي بدن انسان فعاليت مي‌كنند، خبر داده است. به گفته وي، شهروندان اسراييلي و اكرايني سردستگي اين باند مافيايي را بر عهده دارند و با اغفال شهروندان بلاروسي، مولداوي، روسيه، ازبكستان و اكراين، آنها را براي برداشتن اعضاي بدنشان به باکو و اكوادور مي‌بردند.در برخی بیمارستانهای باکو نیز افرادی با همکاری باند یاد شده اعضای بدن انسانها را به اسراییل قاچاق میکنند. متقاضيان اعضا كه عمدتا شهروندان پولدار اسراييلي بوده‌اند، در قبال دريافت هر عضو بدن، مبلغي بين 100 تا 200 هزار دلار پرداخته‌اند. اغلب قربانيان را جوانان 18 تا 25 ساله بوده‌اند و به آنها در قبال اهداي اعضاي بدنشان( كبد و كليه) چند هزار دلار پيشنهاد شده است. گوشه ای ادیگر از ماجرا نیز آن است که به علت فقر و فلاکت شدید اغلب خانواده ها در جمهوری آذربایجان ، علاوه بر شیوع فحشا و تن دادن دختران کم سن و سال به کارهای پست در هتلها و ... افراد زیادی نیز برای فروش اعضای بدن خود در قبال دریافت پول وادار میشوند.

به نوشته روزنامه يني مساوات، خبرنگار اين روزنامه در بازار كارگران در خيابان نظامي باكو با دو نفر از افرادي كه به آنها نيز پيشنهاد خريد كليه و كبد شده، ملاقات كرده است. خبرنگار توسط اين دو به بيمارستان مركزي نفتچيلر كه تحت پوشش شركت دولتي نفت جمهوری آذربايجان فعاليت مي‌كند، راهنمايي كرده‌ و ترتيب ملاقات خبرنگار با يكي از پزشكان اين بيمارستان به نام نعيمه را داده‌اند. علاوه بر اين، به خبرنگار پيشنهاد شده است كه مي‌توانند در ازاي 100 هزار منات ترتيب ملاقات وي با پسر آيدين علي‌اف رييس كميته گمرك دولت باکو را نيز بدهند.

اما این گوشه ای از ماجرا میباشد ، اتفاقات ناگفته دیگری نیز رخ میدهد ، مثلا بیماری برای عمل جراحی آپاندیس به بیمارستان مراجعه میکند ، باند قاچاق اعضا ، حین عمل جراحی یکی از کلیه های وی نیز سرقت میکند و بیمار متوجه این عمل نمیشود . سرقت اعضای بدن از بیماران یکی از شگردهای خاص پزشکان و باندهای قاچاق یهودی است که از چند سال پیش در بیمارستانهای باکو رخ میدهد .ترس از سرقت اعضای بدن بیماران  در بیمارستانهای باکو توسط پزشکان یهودی و اغلب توسط پزشکان بومی اهل باکو که با باندهای یهودی قاچاق اعضای بدن همکاری دارند ، موجب شده است که بیماران متمول برای انجام عمل جراحی ایران مسافرت کنند.

به نوشته اين روزنامه، در بررسي‌هاي بعدي مشخص شده است كه پزشكي به نام يوسف ارچين سونمز كه در اروپا و تركيه با لقب فرانك انشتين شناخته مي‌شود، در كلينيك « نور» در قصبه بادامدار باكو فعاليت مي‌كند. وي كه بارها در ارتباط با خريد و فروش اعضاي بدن انسان توقيف شده است، رابطه بسيار نزديكي با پروفسور ذكي شاپيراي اسراييلي دارد. دست داشتن شهروندان اسراييلي به طريقي در خريد و فروش اعضاي بدن انسان به خودي خود سوال برانگيز است. رهبر باندي هم كه در اكراين شناسايي شده، اسراييلي بوده است.

اين روزنامه در ادامه با مروري بر سوابق اين گزارشات كه پيش از نيز منشر كرده، عدم واكنش قواي انتظامي و قضايی دولت باکو در قبال اين نوع گزارشات را غير قابل درك و توهم‌زا تعبير كرده و نتيجه گرفته است كه با توجه به اين بي اعتنايي مراجع انتظامي و قضايي به گزارشات در مورد فعاليت مافياي اعضاي بدن انسان در باکو و دیگر شهرها، مي‌توان نتيجه گرفت كه شبكه مافياي خريد و فروش اعضا در جمهوری آذربايجان سردسته بسيار نيرومندي دارد که طبیعی است این سردسته نیرومند میتواند از مقامات بالای دولتی باشد. 

حضور نمایندگان ارمنی در پارلمان باکو

تحلیلگر معروف سیاسی باکو از حضور نمایندگان ارمنی در پارلمان باکو و روابط بین دولت باکو و گروه تروریستی پ ک ک پرده برداشت.

به گزارش میثاق ، روزنامه مساوات نو ( ینی مساوات ) چاپ باکو در گزارشی در این باره نوشت :

جمشيد نوري‌اف كارشناس سياسي ( و رييس اسبق كميته دولتي گمرك رژیم باکو) اخيراً در مصاحبه با روزنامه  حريت در ارتباط با منسوبيت قومي مقامات دولت اين كشور گفته است كه 21 درصد مسوولان دولتي باکو را اكراد تشكيل مي‌دهند.

گفتني است كه پيشتر در علت يابي عدم شناسايي  پ. ك. ك بعنوان يك سازمان تروريستي از سوي دولت باکو و جستجوي رابطه بين اين مساله و وجود حاميان اين سازمان در پارلمان و داخل حاكميت باکو مطالب مفصلي نوشته شده است. اظهارات جمشيد نوري‌اف در همين رابطه دوباره باعث مي‌شود تا این مساله به شدت مورد توجه افکار عمومی قرار گیرد. به گفته وي، بالغ بر 50 درصد كرسي‌هاي پارلمان باکو موسوم به مجلس ملی در حال حاضر در اختيار قوميتهاست. وي مي‌گويد: « در حال حاضر اقليتهاي قومي همه حقوق ما را سلب كرده‌اند. با اينكه 65 درصد جمعيت كشور را آذري ها تشكيل مي‌دهند، اما 20 درصد اقليت قومي ،اكثريت را تحت سلطه خود نكه داشته‌اند. شهر باكو را نيز بايد از ارامنه پاكسازي كرد.جاي بسي تاسف است كه نمايندگان ارامنه در حاكميت و پارلمان در حدود 19 درصد است. يعني مادر يا همسر اغلب مقامات حكومتي ارمني هستند. در پارلمان نيز وضعيت به همين منوال است. ما با اين وضعيت به كجا مي‌رويم؟.

صابر رستمخانلي رهبر حزب همبستگي ملي و تاجر شناخته شده در مصاحبه با يني مساوات در رابطه با اظهارات مورد نظر جمشيد نوري‌اف، با اشاره به اينكه نوري‌اف شناخت دقيقي از مقامات دارد،اين اظهارات را بدون دليل نمي‌داند. به عبارت روشن ، رستمخانی نیز که از وابستگان حکومت الهام علی اف است ، نمیتواند وجود ارامنه را در پارلمان باکو منکر شود.روابط حکومت باکو با گروههای تروریستی مانند پ ک ک نیز جزو مواردیست که همواره در محافل مطبوعاتی و سیاسی باکو مورد توجه و بررسی است اما کمتر روزنامه ای جرات میکند در این باره مطلبی بنویسد ، چرا که ممکن است به سرنوشت ائلمار حسین اف ، روزنامه نگار  منتقد که چند سال قبل در باکو کشته شد دچار شود و قاتلینش هرگز شناخته نشوند.شایان ذکر است در منابع متعدد تاریخی این نکته ذکر شده ، که خاندان علی اف ها از قوم کرد ایرانی بوده اند . پدر حیدر علی اف ( علیرضا ) از کردهای یزیدی ایران بوده که برای کار به نخجوان رفته و در این منطقه ماندگار میشود.پیرامون روابط خاندان حیدر علی اف با گروهایی نظیر پ ک ک تاکنون برخی مطالب منتشر گردیدهاست از جمله اینکه حیدر علی اف ،به عنوان یکی از جاسوسان عالی رتبه سازمان ک گ ب شوروی سابق ، در ایجاد سازمان پ ک ک در دروه جنگ سرد نقش مهمی ایفا کرده است.

 

تبریز در مصرف خون برای بیماران ، رتبه اول کشور را دارد.

 

به دلیل سرویس دهی برای بیماران اعزامی از نخجوان ، باکو و سایر شهرهای قفقازی ، مصرف خون در بیمارستانهای تبریز افزایش یافته است . ورود بیماران از شهرهای قفقازی ( مناطق جدا شده از ایران با عهدنامه های گلستان و ترکمانچای ) بعد از گسترش تسهیلات برای شیعیان قفقاز توسط جمهوری اسلامی و حذف روادید ،  به آذربایچانشرقی بخصوص تبریز افزایش چشمگیری داشته است.

به گزارش میثاق ، لغو روادید توسط جمهوری اسلامی برای مردم جمهوری آذربایجان ( ایران شمالی ) موجب گسترش تردد اهالی به استانهای مرزی شده و در مواردی مشکلاتی را نیز پدید آورده است. به نحوی که به دلیل خرید برخی اقلام مواد غذایی و حتی سبزیجات ، قیمت این مواد در تبریز افزایش یافته و موجب نارضایتی شهر وندان میشود.

 

21 سال زندان برای عزاداران پیامبر در باکو

 

 

کمیته دفاع از حقوق عزاداران بازداشت شده در سالروز رحلت رسول اکرم (ص) درباکو، ضمن انتقاد از حکم ناعادلانه دادگاه منطقه یاسامال باکو ، خواستار آزادی هر چه سریعتر این افراد شد .

به گزارش میثاق  ، کمیته دفاع از حقوق عزاداران بازداشت شده در باکو ، با صدور بیانیه ای با تاکید بر این که این افراد صرفا در پی ادای احترام به ارزش های اسلامی و ملی و برگزاری مراسم مذهبی بودند ، حکم صادر شده توسط دادگاه یاسامال باکو را ناعادلانه قلمداد کرد . دربیانیه این کمیته با اشاره به این که به دادگاه تجدید نظر باکو در این زمینه شکایت کرده ، تاکید کرده است : محاکم قضایی باکو باید از صدور احکام سفارشی و سیاسی خودداری کنند .

کمیته دفاع از حقوق عزاداران بازداشت شده درباکو، با شرکت مسوولان احزاب مردمی نظیر حزب اسلام ، جمعیت روشنفکران ، سازمان آزایبخش قره باغ ، حزب فضیلت و حزب اتحاد این کشور( ایران شمالی ) تشکیل شده است .

در پی شش ماه بازداشت پنج نفر از عزاداران درسالروز رحلت رسول اکرم (ص)  و امام حسن مجتبی « علیه السلام » ،دادگاه ناحیه یاسامال باکو اخیرا طی حکمی ناعادلانه ، این افراد را در مجموع به بیش از ۲۱ سال زندان محکوم کرده است . عزاداران در 24 بهمن 1388 در سالروز رحلت رسول اکرم (ص) و شهادت امام حسن مجتبی (ع) در قالب دسته های عزاداری ، عازم خیابان شهدای باکو بودند که با یورش پلیس مواجه شده و مورد ضرب و شتم وحشیانه پلیس حکومت ضد اسلامی باکو قرار گرفتند. در این ماجرا عده ای زا عزاداران نیز توسط پلیس دستگیر و زندانی شدند.

 

یورش پلیس و نیروهای امنیتی رژیم باکو به مسلمانان لنکران

 

پیامدهای تظاهرات اعتراض آمیز اسلامگرایان در روزجهانی قدس در باکو ادامه دارد. تظاهرات روزجهانی قدس هر سال در آخرین جمعه ماه مبارک رمضان در باکو  برپا میشود و البته هر سال نیز عده ای دستگیر و مضروب و زندانی میشوند. گویی رژیم باکو تصمیم گرفته است با تمام توان مانع از هر گونه اقدام ضد صهیونیستی و ضد اشغالگری در ایران شمالی ( جمهوری آذربایجان ) شود. اما جریان اسلامرا که روز به روز نیرومندتر میشود در هر مناسبتی همبستگی خود را با دشمنان رژیم صهیوینستی نشان میدهد .

 روز  16 شهریور در منطقه لنکران  در اعتراض به بازداشت حاج محسن صمداف رئیس حزب اسلام ، ایران شمالی (جمهوری آذربایجان  ) ، غنیمت اقایف ، و دیگر دینداران آذری که در تظاهرات به  مناسبت گرامیداشت روز جهانی قدس  توسط پلیس رژیم باکو ،دستگیر شده بودند ،  و نیز  در اعتراض به تخریب یک مسجد در منطقه مذهبی لنکران ، مسلمانان این شهر تجمع اعتراض آمیزی برگزار کردند .
پلیس لنکران با یورش به تجمع اسلامگرایان  در صدد برهم زدن تجمع بر آمد و در اثر برخورد فیزیکی چند نفر از دینداران را به شدت زخمی شدند.

بر اساس این گزارش، پلیس برای برهم زدن این تجمع از گازهای اشک آور و سلاح های دیگر استفاده کرده است و حدود ۴۰ نفر از دینداران را نیز بازداشت کرده است.

شایان ذکر است که همزمان با روز جهانی قدس و با وجود اتخاذ تدابیرشدید امنیتی ازسوی نیروهای امنیتی و پلیس، جمعی از مردم باکو با تجمع در مقابل سفارت رژیم صهیونیستی در این شهر، اقدام به برگزاری تظاهرات کردند.

پلیس باکو در حمله به سمت تظاهرات کنندگان، حدود 60 را دستگیر و بعد از ساعاتی با آزاد کردن اکثریت آنها ، دادگاه باکو 8 نفر از جمله « دکتر محسن صمداف » رهبر حزب اسلام را به زندان محکوم کرد.

 

 رژیم صهیونیستی، دومین شریک تجاری باکو

به رغم هشدار جناح های گوناگون و مردم  ایران شمالی ( جمهوری آذربایجان) درباره پیامدهای نفوذ رژیم صهیونیستی در این کشور، این رژیم به دومین شریك تجاری دولت باکو تبدیل شده است.

به گزارش «تابناک»، برخی رسانه های باکو با درج این خبر نوشتند، بنا بر اطلاعات منتشره از سوی اداره آمار دولتی ، در شش ماه نخست امسال، رژیم صهیونیستی پس از ایتالیا، به دومین شریک تجاری دولت باکو تبدیل شده است.

گسترش نفوذ اقتصادی، امنیتی و سیاسی رژیم صهیونیستی اسرائیل در ایران شمالی و در میان شیعیان قفقاز، از مسائل مهمی است که در سال های گذشته، همواره از سوی جناح‌های گوناگون، به ویژه احزاب اسلامگرا مورد انتقاد قرار گرفته و جنایات این رژیم در غزه، بیش از پیش موجب انزجار مردم جمهوری آذربایجان از این رژیم شده است.

همچنین تشکیل کنگره یهودیان در باکو و توهین به مقدسات دینی و تخریب مساجد در این کشور، به نگرانی ها درباره پیامدهای نفوذ صهیونیست ها در ایران شمالی، بیش از پیش افزوده است.

در همین حال، از دیدگاه مردم ایران شمالی، در حالی که کشورهای اسلامی، ضمن محکوم کردن رژیم صهیونیستی، به ویژه جنایاتش در غزه، آن را در انزوا گذارده اند، گسترش همکاری های تجاری دولت باکو  با رژیم صهیونیستی، نه تنها سوال برانگیز که توجیه ناپذیر نیز است.

در این باره باید گفت، با افزایش مراودات اقتصادی دولت باکو با رژیم صهیونیستی، روز به روز نفوذ و حضور این رژیم در ایران شمالی گسترش می یابد و دولت باکو، تحت تأثیر این روابط، با همه حرکت های ضد صهیونیستی در شهرهای گوناگون این کشور برخورد می کند که آخرین نمونه آن، برخورد دولت با راهپیمایان روز جهانی قدس بود که نیروهای امنیتی باکو، علاوه بر برخورد با تظاهرکنندگان، حدود شصت نفر را بازداشت و با آزادسازی بیشتر آنان، هشت نفر باقی مانده، از جمله رهبر حزب اسلام، دکتر محسن صمداف را به زندان محکوم کردند.

شایان ذکر است دولت باکو ، عمده نیاز رژیم صهیونیستی به نفت و مواد سوختی را تامین میکند. سیاست رژیم باکو در حمایت از اشغالگری در فلسطین ، عراق و افغانستان و اعزام نیرو به این کشورها  برای مشارکت در عملیات اشغالگری ، حاکی از آن است که  این رژیم به جزیی از بدنه اجرایی دستگاه اشغالگری تبدیل شده است.

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم مهر 1389ساعت   توسط عباس میرزا و یاران  | 

 

 

روند تغییر نام منطقه اران ( ایران شمالی )چگونه اتفاق افتاد ؟

 

 * محمود طاهر زاده - تبریز

 

 

سرزميني شیعه نشین  در شمال رود ارس  که بعد از جنگهای طولانی بین روسیه – ایران و با تحمیل عهدنامه های سیاه گلستان و ترکمانچای  بر دولت قاجار از ایران جدا شد و اكنون «جمهوري آذربايجان» ناميده مي شود،نام واقعی دیگری دارد و تا مدتی نه چندان دور با نام واقعی خود شناخته میشد . اين سرزمين در روزگاران باستان «آلبانيا» نامیده می شد. مورخان و جغرافيا نگاران باستان در اين باره مطالب بسياري نوشته اند و سر زمين«آلبانيا»را جز از آذربایجان (آتروپاتن) دانسته اند.

پوليبيوس كه به سال 205 پيش از ميلاد تولد يافت ، درباره آلبانياي قفقاز و سرزمينهاي همجوارآن ، آگاهی هایی  داده است . او هنگام بحث در پيرامون شرق قفقاز مي نويسد : « ميان سرزمين آتروپاتن و آلبانيا اقوامي چون كادوسان و ديگران سكني دارند».

از نوشته پوليبيوس ، دو نكته رابه روشني مي توان يافت: نخست آنكه سرزمين آلبانيا جز از آذربايگان بود؛دو ديگر آنكه آلبانيا در برخي از نواحي ،همسايه بلافصل آذربايجان نبود و اقوامي ميانه اين دو سرزمين سكني داشتند جالب آنكه كادوسان (تالشان) هم اكنون نيز در فاصله ميان آذربايبجان و سر زميني كه نام «جمهوري شوروي سوسياليستي آذربايجان» بر خود نهاده است سكني دارند . اينان مردم تالش گيلان و ساكنان سرزمين تالش واقع در خاك شوروي، از جمله آستار و لنكران هستند كه زبان و فرهنگشان از ترك زبانان « آذربايجان شوري» جدا است.

ديو دور سيسلي،تاريخ نگار سده نخست پيش از ميلاد خودبه  بسياري از سرزمين هاي اروپا و آسيا سفر كرد و تاريخي شامل 40 بخش ، از روزگاران كهن تا جنگ هاي سزار به رشته تحرير آورد كه از آن مجموعه بخش هاي اول تا پنجم و نيز يازدهم و دوازدهم برجا مانده اند ديو دور با تكيه بر نوشته هاي كتزياس از استان هاي آلبانيا نام برده و استان خزر (كاسپين) و دروازه خزر (دربند قفقاز) را از نواحي آلبانيا شمرده است .

در ميان نوشته هاي مورخان و جغرافي نگاران پيش از ميلاد، نوشته استرابو (استرايون) درباره قفقاز و مردم آن از ديگر نوشته ها مشروح تر است. استرابون به سال شصت و سه پيش از ميلاد در آسياي صغير تولد يافت كتاب «جغرافيا» ي او كه شامل هفده بخش است به تقريب تمام و كمال ، بر جامانده است . استرابون در بخش يازدهم كتاب با استفاده از نوشته هاي تئوفانس ميلتي، مطالب ارزنده اي در يرامون «آلبانياي قفقاز» باقي گذارده است. در نوشته استرابون چنين آمده است:

«‌آلبانيا سرزميني است كه از جنوب رشته كوه هاي قفقاز تا رود كر و از درياي خزر تا رود آلازان امتداد دارد و از جنوب به سرزمين ماد آتروپاتن محدود است.»

از اين نوشته يك نكته مسلم مي گردد و آن اين است كه آلبانياي قفقاز نام «آتروپاتن»‌يا «‌آذربايگان» نداشته و با آن نيز يكي نبوده است. نام آلبانيا و مرز اين سرزمين نيز در نوشته استرابون ماد دانسته و آذربايگان را «‌ماد آتروپاتن» ناميده است. مهمتر آنكه وي در نوشته خود مردم آذربايجان را ايراني و زبانشان را پارسي دانسته است. ديونس ، جغرافي نگار سده دوم ميلادي به هنگام بحث در پيرامون درياي خزر ، سكاها، هون ها، خزرها، آلباني ها ودیگراقوام سکنی دارند".اریان به هنگام بحث درپیرامون لشکرکشی اسکندرمقدونی  نام سرزمين هاي البانیا و آذربايگان را جدا ذكر كرده و آذربايگان را «ماد آتروپاتن» نامیده است.

پيلينوس، جغرافي نگار و مورخ بزرگ سده نخست ميلادي، در كتاب تاريخ طبيعت كه شامل سي و هفت بخش است ، دربارع آلبانياي قفقاز چنين مي نویسد:

«آلبان ها دردشت اطراف رود كر سکنی دارند و رود آلازان آنها را از ايبريان (گرجيان) جدا مي كند.»

اين مطلب با نوشته استرابون بسيار نزديك است . از نوشته هاي ارائه شده چنين بر مي  آيد كه آلبانياي قفقاز سرزميني جدا از آذربايگان بوده است.

 

  چگونه نام جعلی آذربايجان

بر ارّان نهاده شد؟

 

                  پس از جنگ هاي ايران و روس در روزگار سلطنت فتحعليشاه قاجار و قرارداد مشهور تركمنچاي، رود ارس مرز ميان ايران و روسيه شناخته شد و سراسر قفقاز به اشغال امپراتوري روسيه در آمد.

پس از شكست ايران و الحاق سراسر قفقاز به امپراتوري روسيه، مردم داغستان در شمال شرق قفقاز به رهبري شيخ شامل، علم طغيان برافراشتند . جنگ مسلمانان داغستان با ارتش روسيه دهها سال به درازا كشيد و سرشار از قهرماني هايي بود که لئوتولستوي ، نويسنده بزرگ روس بخشي از اين قهرمانيها و دلاوريها را در كتاب مشهور حاجي مراد به شرح آورده است. سرانجام شيخ شامل ناگزير از جلاي وطن و مهاجرت به عربستان و اعتكاف در مكه شد . وي  به سال 1871 در شهر مدينه در گذشت.

قيام شيخ شامل كه از سوي ارتش امپراتوري روسيه درهم شكسته شد، بيشتر جنبه مذهبي داشت؛ ولي از اين پس قيام هاي مردم قفقاز رنگ سياسي- مذهبي گرفت. اين قيام ها از سوي دولت عثماني و گروه «تركان جوان»‌كه بنيادگزار «پان تركيسم» بودند، مورد حمايت و پشتيباني قرار گرفت.علت این حمایت نیز رویایی با روسیه بود. روسها ار ارامنه ساکن در قلمرو عثمانی و ترکها نیز از مسلمانان اهل سنت ساکن در قلمرو روسیه جهت پیشبرد اهداف خود سود می جستند.

در سال 1911 در شهر باكو حزبي به نام «حزب اسلامي و دموكرات مساوات»‌تاسيس شد . بنيادگزاران حزب نامبرده، رسول زاده ، شريف زاده ، كاظم زاده و چند تن ديگر بودند كه از سوي تركان عثمانی حمايت مي شدند. بنابه نوشته دايراه المعارف بزرگ شوروي «برنامه حزب مذكور، اتحاد كشورهاي اسلامي تحت رهبري تركيه بود.»

در ماه فوريه سال 1917، پس از پيروزي نخستين انقلاب روسيه و سقوط تزاريسم، سران حزب مساوات موافقت خود را با «جمهوري دموكرات روسيه» كه پس از بركناري امپراتور نيكلاي دوم تزار روسيه، تاسيس يافته بود، اعلام داشتند.

در سال 1917 كنگره مشترك «حزب اسلامي و دموكرات مساوات»، با «حزب فدراليست هاي ترك» برگزار شد. در اين كنگره  دو حزب نامبرده متحد شدند و نام تازه اي برگزيدند و خود را «حزب دموكراتيك فدراليست مساوات ترك» ناميدند.

حزب مذكور از اين پس ادعاي خودمختاري و استقلال را عنوان كرد. در كنگره حزب، رسول زاده ، گوجينسكي ، اوسوبگ اف، آقايف و چند تن ديگر به عضويت كميته مركزي انتخاب شدند. ارگان مطبوعاتي حزب مذكور روزنامه استقلال بود.

پس از انقلاب اكتبر سال 1917 و كناره گيري روسيه از شركت در نخستين جنگ جهاني، تركان عثمانی نفود خود را در قفقاز گسترش دادند. سران حزب مساوات ابتدا با بلشويك هاي قفقاز نزديك شدند، ولي سرانجام ميانشان اختلاف افتاد و مساواتيان در تاريخ بيست و هفتم ماه مه سال 1918 در شهر تفليس دولت خود را تشکیل دادند و به نام «جمهوري آذربايجان» اعلام استقلال كردند.اینجا بود که برای اولین بار ، منطقه ای که در طول تاریخ آلبانیا ، اران و شروان نامیده میشد ، نام جعلی " جمهوری آذربایجان "  را یافت . و این اقدام به شدت از سوی نویسندگان و مطبوعات وقت ایران از جمله شاعر بزرگ ایرانی ملک الشعرا بهار به شدت مورد اعتراض قرار گرفت . مطبوعات و نویسندگان ایرانی با نوشتن مقالات تحقیقی و با استناد به تاریخ اعلام کردند که نام آذربایجان در طول تاریخ فقط بر آذربایجان واقعی که در ایران است اطلاق شده و نامگذاری منطقه اران و شروان بدین نام ، صرفا با اهداف و اغراض سیاسی و پان ترکیستی است .

در پانزدهم سپتامبر سال 1918 ، سپاهيان تركیه به فرماندهي نوري پاشا شهر باكو را اشغال کردند. پس از اين واقعه، دولت مساواتيان كه مقرش در شهر گنجه بود و از پشتيباني تركان برخوردار بودند به شهر باكو انتقال يافت.

گرچه مساواتيان خود گروهي متشكل و يكدست نبودند، با اين همه نفوذ تركان در آنها بسيار بود. در دايره المعارف كوچك شوروي كه به سال 1945 در شهر مسكو به چاپ رسيده ، چنين نوشته شده است:‌

«مساواتيان از تركان پيروي مي كردند و دولتي پان تركيست بودند.»

گمان مي رود گذاردن نام آذربايجان بر اران و شيروان در قفقاز بنابر خواست و سياست تركان بوده است؛زیراترکان که چندباربه آذربایجان ایران حمله کرده  بودند، با وجود كشتار فراوانمردم و ویران کردن زیارتگاههای شیعه و مساجد و خانه ها و بازار، همواره مقاومت شديد مردم آذربايجان را در برابر خود مشاهده كردند و بنابراين قادر نبودند از راه هاي مستقيم مردم آذربايجان را به خود متمايل گردانند.از اين رو طريق غير مستقيم را در پيش گرفتند و در صدد بر آمدند ،‌نخست قفقاز و آذربايجان را زير نام واحد «آذربايجان» متحد گردانند و پس آنگاه دو سرزمين نامبرده را ضميمه خاك خود كنند. امپراتوری عثمانی در این زمان مناطق تحت تصرف خود را در مناطق اروپایی از دست داده بود و در تلاش بود که در عوض ، مناطقی از قفقاز جنوبی را اشغال کند که در حقیقت خاک ایران بود و با تحمیل عهدنامه های سیاه گلستان و ترکمانچای بر ایران در اشغال روسیه قرار گرفته بود.

در سي ام اكتبر سال 1918 سپاهيان انگلستان به فرماندهي ژنرال تومسون شهر باكو را اشغال كردند و سپاه ترك را كه در نخستين جنگ جهاني شكست يافته بود، ازآن  سرزمين بيرون راندند؛ ولي دولت «جمهوري آذربايجان» كه توسط مساواتيان تاسيس یافته بود همچنان به رسميت شناخته شد.

دولت مساوات حدود دو سال زير عنوان «دولت جمهوري آذربايجان » بر آران و شيروان حكومت كرد و اين وضع تا 28 آوريل سال 1920 ادامه يافت. در اين تاريخ واحد هاي ارتش سرخ روسیه ، شهر باكو را به تصرف آوردند و دولت مساواتيان را ساقط و بسياري از سران حزب و دولت مذكور را دستگير و اعدام كردند.

از همين تاريخ در باكو و پيرامون آن حكومت شوروي اعلام شد؛ ولي دولت جديد نيز نام«‌آذربايجان» را كه پان تركيست ها بر سرزمين اران و شيروان نهاده بودند، همچنان باقي نگاه داشت.  و این منطقه را جمهوری سوسیالیستی آذربایجان شوروی نامید ،چرا که همان هدفی را که عثمانیها از نامگذاری اران و شروان به آذربایجان دنبال میکردند روسها نیز دنبال میکردند.اقدامات بعدی روسیه مانند اشغال شمال و آذربایجان ایران در جنگ دوم جهانی ، تشکیل فرقه دمکرات در آذربایجان ایران با دستور استالین و تلاش برای تجزیه آذربایجان از ایران و نیز ابداع عناوین جعلی مانند " آذربایجان شمالی و جنوبی " نشان داد که شوروی نیز همان هدف توسعه طلبانه ترکهای عثمانی یعنی اشغال آذربایجان ایران را پیگیری میکند.( اگر قرار باشد به جای نام تاریخی اران و شروان نامی مناسب نهاد همانا این نام « ایران شمالی » است ، چرا که اران و شروان بخشی از فلات ایران و شمال این فلات است و این نامگذاری با تاریخ و فرهنگ و جغرافیای منطقه مطابق است )

بدين روال نام «آذربايجان» نخست از سوي مساواتيان بر بخشي از از قفقاز گذارده شد و پس آنگاه از جانب اتحاد جماهيرشوروي نیز تاييد گرديد.

در اينكه سرزمين محل سکنای آذربایجانی زبانان قفقاز هيچ گاه نام آذربايجان نداشته است جاي اندك شبهه و ترديدي نيست. در گذشته، مولفان و مورخان از بيان اين حقيقت ابا نداشتند ؛ ولي بعد ها به علل سياسي اين نكته از جهانيان پنهان نگاه داشته شد؛ چنانكه كمتر كسي از نسل جوان و نيز نسل گذشته بر اين امر آگاهي داد. مولفان و مورخان نظام شوروي كه پيش از اوج گرفتن برخي از نشريه هاي سياسي توسعه طلبانه در مسايل سياست خارجي، اظهار نظر كرده اند، بر اين حقيقت واقف و بدان معترف بوده اند. استاد بارتولد، دانشمند معروف  روس به صراحت اين نكته را بيان داشت و اعلام كرد كه «‌نام و عنوان "آذربايجان قفقاز" تنها پس از انقلاب(مقصود انقلاب روسيه در سال 1917 است-م) به كار گرفته شد.»

استاد بارتولد كه در اواخر زندگي از ورود در مسايل سياسي بشدت پرهيز كرد؛در پيرامون سلطه روس ها بر قفقاز مطالبي ننوشت زيرا ممكن بود بيان حقايق با خواست ها و مقاصد سياست مداران، تعارض و تناقض حاصل كند از اين رو، وي در آثار خود اعراض خويش را از بيان حقايق ابراز داشت و چنين اعلام كرد:‌

«چون از ورود بر مسايل سياسي پرهيز دارم از اين رو در پيرامون سلطه روس ها بر قفقاز مطالبي نمي آورم.»

حال آنكه استاد بارتولد سياست مدار بود و مدتي از عمرش را در وزارت امور خارجه روسيه و خدمت در پيرامون كارهاي سياسي گذراند. با اين همه وی در جاي ديگر پرده از رازها برداشت و با اشاره استادانه حقايق را مكشوف داشت و در پيرامون علت گذاردن نام  آذربايجان بر قققاز چنين گفت: «نام آذربايجان براي جمهوري آذربايجان از آن جهت انتخاب شد كه گمان مي رفت با بر قراري جمهوري آذربايجان،‌آذربایجان ايران و جمهوري آذربايجان يكي شوند... نام آذربايجان از اين نظر برگزيده شد.»( البته این یکی شدن نیز به معنای یکی شدن آذربایجان ایران با شوروی بود )

آيا يك دانشمند روز در شرايط و اوضاع و احوالي كه بر آن كشور حكم فرما بوده و هست بهتر و آشكارتر از اين مي توانست و يا مي تواند سخن بگويد، پرده از راز ها بردارد. و هدف و مقصود دولت مندان كشور خويش را درگذاردن  و باقي نگه داشتن نام «آذربايجان» بر اران و شيروان بيان كند .

اين دانشمند گرانقدر كه چون همه بزرگان دانش و معرفت، دوستدار حق و حقيقت بود ، اعتقاد داشت كه عنوان جمهور ي آذربايجان براي سرزمين اران عنواني است نادرست . آكادميسين بارتولد با استادي و مهارتي كه شايسته دانشمندان است نظر خود را در اين زمينه اعلام داشت و چنين توصيه كرد:

«هرگاه لازم باشد نامي برگزيد كه سراسر جمهوري آذربايجان را شامل شود، در آن صورت مي توان نام اران را برگزيد.»

مردم آذربايجان كه در گذشته به خاطر دفاع از مرز و بوم خويش با سپاهيان دولت عثماني پيكارها كردند و زن و مرد و كودك از تبريز تاروستاهای دوردست علیه اشغالگران به پاخاستند؛باگذاردن نام آذربايجان بر سرزمين ديگري جز مرز و بوم خويش روي موافقت نشان ندادند.

در كتاب شهرياران گمنام در اين خصوص مي خوانيم:

«شگفت است كه اران را آذربايجان ميخوانند . با آنكه آذربايجان ياآذربايگان نام سرزمين ديگري است كه در پهلوي اران وبزرگتر وشناستر از آن مي باشد واز هم جدا بوده و هيچگاه نام آذربايگان بر اران گفته نشده است. تاكنون ندانستيم كه برادران اراني ما كه حكومت آزادي براي سرزمين خود برپا كرده مي خواستند نامي بر آنجا بگذارند، براي چه نام تاريخي وكهن خود را كنار نهاده دست يغما به سوي آذربايگان دراز كردند؟و چه سودي را از اين كار شگفت خود اميدوار بودند ؟ اين خرده گيري نه از آن است كه ما برخاسته از آذربايگانيم و تعصب بوم و میهن خود نگه مي داريم چه آذربايگان را از اين كار هيچ گونه زيان نيست ؛ بلكه از اين است  كه برادران اراني ما در آغاز زندگاني ملي وآزاد خود، پشت پا به تاريخ و گذشته سرزمينشان مي زنند و اين خود زياني بزرگ است و آنگاه تاريخ مانند چنين كار شگفت سراغ ندارد."(شهریاران گمنام-265)

چنان كه خوانندگان آگهي دارند، در تاريخ 12 شهريور سال 1324 گروهی وابسته به شوروی به نام «فرقه دموكرات آذربايجان» تاسيس شد كه سران آن در آغاز خواستار اجراي قانون اساسي و تشكيل « انجمنهاي ايالتي و ولايتي » شدند . مسولان حزب نخست از استقلال و تماميت ارضي ايران سخن مي گفتند و كساني كه آنان را به تجزيه طلب متهم مي كردند، دشمن ومغرض مي خواندند.

در تاريخ بيست و يكم آذر سال1324 ،سران «فرقه دموكرات آذربايجان » تلگرامي به مير جعفر باقراف ، دبير اول كميته مركزي حزب كمونيست « جمهوري شوروي سوسياليستي آذربايجان» مخابره كردند كه متن آن در روزنامه آذربايجان ، ارگان كميته مركزي«فرقه دموكرات آذربايجان »به چاپ رسید . در متن تلگرام مذكور چنين آمده است :

«پدر عزيز و مهربان مير جعفر باقراف!

خلق آذربايجان جنوبي جز لاينفك آذربايجان شمالي است. مانند همه خلق هاي جهان، چشم اميد خود را به خلق بزرگ شوروي و دولت شوروي دوخته است."(روزنامه آذربایجان ، ارگان فرقه دمکرات -شماره 213)

از مندرجات تلگرام به سهولت مي توان به راز اين نام گذاري پي برد و هدف و مقصود نام گذاران و دست پروردگانشان را در جدا كردن آذربايجان ازايران و الحاق آن به اتحاد جماهير شوروي دريافت.

در جلسه عمومي فعالان «فرقه دموكرات آذربايجان» به مناسبت پنجمين سالگرد تاسيس فرقه مذكور، قطعنامه اي به تصويب رسيد كه در آن چنين آمده است:‌

«از كميته مركزي فرقه خواستاريم كه در مقابل توجه و كمك هايي كه برادران همخون ما به ويژه رهبر حزب كمونيست آذربايجان رفيق مير جعفر باقراف پس از مهاجرت به ميهمن خود آذربايجان شمالي نسبت به ما مبذول داشته اند.سپاسگزاري كند.»"( روزنامه آذربایجان-شماره 184)

چنانكه از قطعنامه پيداست ، بخش اران . شيروان قفقاز كه «آذربايجان شمالي» ناميده شده، به «ميهن» مردم آذربايجان ايران بدل گشته و ساكنان آن با مردم آذربايجان «برادر هم خون» شده اند.

آيا دليلي روشن تر از اين براي معلوم داشتن مجهول آذربايجان مي توان يافت؟ آيا اين سند خود پرده از رازهاي نهان بر نمي گيرد؟‌

در تلگرام ديگري كه از سوي كميته مركزي «‌فرقه دموكرات آذربايجان» به  مير جعفر باقراف، دبير اول كميته مركزي حزب كمونيست جمهوري شوروي سوسياليستي آذربايجان مخابره شد، چنين آمده است( جالب توجه اینکه میر جعفر باقر اف یکی از جنایتکارترین عناصر حرب کمونیست شوروی بود که در محاکمه خود بعد از فوت استالین به کشتار هزاران تن اعتراف کرد اما  سران فرقه دمکرات از جمله پیشه وری چنین فردی را به عنوان رهبر عزیز و پدر مهربان خطاب میکنند ؟ ):

«رهبر عزيز و پدر مهربان ،رفيق مير جعفر باقراف!

از تاسيس فرقه دموكرات آذربايجان كه رهبري پيكار مقدس خلق آذربايجان در راه آزادي ملي و نجات قسمت جنوبي سرزمين زاد و بومي وطن عزيز ما آذربايجان را كه سال هاست در زير پنجه هاي سياه شووينيست هاي فارس دست و پا مي زنند، بر عهده دارد، سه سال تمام مي گذرد.... سومين سال تاسيس اين فرقه مبارز را به كليه علاقمندان خلق آذربايجان و به شما رهبر عزيز و پدر مهربان هستيد،  شادباش مي گوييم. عده اي از اعضاي فرقه، حكومت ملي و سازمان فدایی ها ... به قسمت شمالي و آزاد وطن خود مهاجرت كرده اند.» "( روزنامه آذربایجان-شماره 81)

در اين نامه آذربايجان به عنوان «قسمت جنوبي سرزمين زاد و بومي وطن عزيز » ناميده شده كه گويا سال هاست مردم آن «در زير پنجه هاي سياه شووينيست ها ي فارس دست و پا مي زنند» و گويا مسئولان فرقه «به قسمت شمالي و آزاد وطن خود یعنی همان منطقه تحت نفوذ حکومت خون آشام استالین مهاجرت كرده اند.»

گفتنی است میرجعفر باقراف از مجریان کارکشته سیاستهای خشن و خونین استالین بود. وی دبیر اولی حزب کمونیست باکو را بر عهده داشت و از نزدیکان استالین به شمار میرفت. وی در دوره ریاست خود بر حزب کمونیست باکو ، طرحهای جنایتکارانه گسترده ای را علیه شیعیان قفقاز اجرا کرد و هزاران از تن از مخالفین دولت روسیه از جمله شاعران و نویسندگان و بخصوص علمای دین را به اعدام سپرد و هزاران تن را راهی اردوگاههای وحشتناک در سیبری کرد. نامبرده به فرمان استالین تلاش گسترده ای برای تجزیه آذربایجان ایران و الحاق آن به شوروی انجام داد و از گردانندگان اصلی فرقه دمکرات بود که تشکیل و فعالیت این فرقه درآذربایجان ایران موجب کشته شدن صدها تن از مردم آذربایجان و نیز مهاجرت نخبگان ، علما ، بازرگانان و صاحبان صنایع در دوره تسلط فرقه از آذربایجان شد.میرجعفر باقر اف بعد از مرگ استالین ، محاکمه و به جرم قتل هزاران تن و جرمها و جنایات دیگر اعدام گردید.طبق اسنادی که بعد از فروپاشی شوروی منتشر شد ، وی در قتل میرجعفر پیشه وری هم دست داشت. بدینگونه با نگاهی به تاریخ این نکته ثابت میشود که  دولتها و کسانی که نام جعلی بر اران و شروان (ایران شمالی ) نهادند و آرزوی تجزیه آذربایجان ایران ( آذربایجان اصیل و تاریخی ) را داشتند ، همه در نهایت با فلاکت و خواری به گور رفتند و آرزوهای خام خود را نیز به گور بردند. میر جعفر پیشه وری که به شهادت نوشته های خود در کتاب « آخرین سنگر آزادی / مجموعه مقالات پیشه وری / به کوشش رحیم رییس نیا ) شیفته روسیه و انقلاب بالشویکی بود و برای اجرای فرامین استالین در راس تشکیلات فرقه دمکرات قرار گرفت و خیانتها و جنایتهای گسترده ای را مرتکب گردید در سال ۱۹۴۶ و بعد از اتمام تاریخ مصرفش  طی یک تصادف ساختگی و بعد از انتقال به بیمارستان با تزریق سم ( به شهادت دکتر جهانشاهلو افشار معاون پیشه وری و پزشک ) به قتل رسید. ابتدا پیشه وری را در کنار باکو در یک باغ متروکه دفن کردند اما بعد از مدتی و به دنبال احساس نیاز مجدد حکومت شوروی به فعالیتهای پان آذریستی و سازماندهی مجدد بازماندگان فرقه خیانتبار جسد پیشه وری را زا قبر دراورده و در قبرستان فخری باکو دفن کردند و مجسمه ای از پیشه وری نیز بر روی این قبر قرار داده و وی را به عنوان آزادیخواه معرفی کردند! بعداز مرگ حیدر علی اف و دفن وی در قبرستان فخری و به دلیل فضاسازی اطراف قبر حیدر علی اف و درست کردن چشم انداز برای این قبر مجسمه پیشه وری را حدود ۱۵ متر جابجا کردند و قبر واقعی پیشه وری در حیطه فضاسازس قبر حیدر علی اف مدفون و محو گردید. و تنها مجسمه ای از پیشه وری باقی مانده که آن را هم به عنوان سمبل فریب نگه داشته اند تا به تجزیه طلبان خیانت پیشه ای که امروز همنوا با بیگانگان و صهیونیسم خواب تجزیه آذربایجان را میبنند بگویند که ما برای مبارزات !! شما ارزش قایل هستیم !!

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم شهریور 1389ساعت   توسط عباس میرزا و یاران  | 

 

 استقرار  پایگاه نظامی توسط امریکا در ایران شمالی ( جمهوری آذربایجان )

  • شهاب الدین اردبیلی

 

طی روزهای اخیر و بعد از سفر وزیر دفاع و وزیر امور خارجه امریکا به باکو ، موضوع استقرار پایگاههای نظامی امریکا در قلمروی دولت باکو مورد توجه گسترده رسانه ها و خبرگزاریها قرار گرفت.

دولت باکو با رونمایی از دکترین جدید نظامی خود که به تصویب پارلمان باکو نیز رسید ، گام مهم دیگری در راستای برآورده کردن خواستهای امریکا برداشت. در دکترین نظامی جدید دولت باکو ایجاد پایگاههای نظامی بیگانه در داخل کشور مجاز شمرده شده و همه میدانند که سالهاست تنها کشوری که خواهان ایجاد پایگاه نظامی در باکو است  فقط امریکاست ...

 آمريكا درصد تاسیس پايگاه نظامي در جمهوري آذربايجان( ایران شمالی ) است. بنا به گزارشات واصله از سوي خبرگزاري پيا هدف از سفر اخیر رابرت گيتس وزير دفاع آمريكا به باكو نيز نيل به توافق در مورد مسايل باقيمانده در ايجاد پايگاه نظامي در ایران شمالی  بوده است. به گزارش واحد مركزي خبر؛ كارشناسان در این خصوص مي‌گويند استفاده از جملاتي با لحن ملايم در نامه باراك اوباما به الهام علي‌اف نيز با هدف آمريكا در مورد استقرار پايگاه نظامي در ایران شمالی ( جمهوری آذربایجان ) در ارتباط است. به گفته يك كارشناس، نيل به توافق در مورد عبور نيروهاي نظامي آمريكا از طريق باکو به افغانستان نيز سرآغازي براي تاسیس پايگاه نظامي است. در عين حال، آمريكا امكان استفاده از چنين پايگاهي در جمهوری  آذربايجان ( ایران شمالی )در صورت مبادرت به جنگ با ايران را نيز بررسي مي‌كند.همکاریهای نظامی و سیاسی و امنیتی باکو با غرب علیه مسلمانان ، ایران ، جنبشهای مقاومت حزب ا... و حماس ، و نیز همکاری باکو با دولت امریکا در اشغال افغانستان و عراق همه و همه حاکی از آن است که اگر دولت باکو از جانب قدرت ایران و هزینه های سهمگینی که ایران میتواند بر دولت نوپای باکو تحمیل کند نگرانی نداشته باشد ، البته همکاری گسترده تری با امریکا علیه ایران خواهد داشت.
مناسبات غرب با ايران اكنون به شدت بحراني است و در اجلاس اخیر سازمان ملل متحد (شورای امنیت) در مورد اعمال تحريمها جديد عليه ايران قطعنامه ای صادر شده است . در این وضعیت  تلاش آمريكا براي استقرار پايگاه نظامي در قلمرو دولت باکو در بحبوحه چنين تشنجي در مناسبات آن كشور با ايران، قابل تامل به نظر مي‌رسد. با اينحال، اين مساله كه مقامات باكو به استفاده از اراضي قلمروی حاکمیتی خود عليه ايران امكان خواهند داد يا نه، همچنان مبهم مانده است.چرا که بیشتر نگران پیامدهای جنگ احتمالی هستند. ایران شمالی یا جمهوری اذربایجان در گذشته ای نه چندان دور بخشی از خاک ایران بوده است که با تحمیل عهدنامه های گلستان و ترکمانچای از ایران جدا و تحت اشغال روسیه قرار گرفت. حدود 19 سال است که دولت باکو  مستقل شده است. دولت باکو بیشتر نگران آن است که در صورت وقوع جنگ و پیامدهای پیش بینی نشده آن ، بار دیگر این قسمت جدا شده از ایران به ایران ملحق شود. کارشناسان خارجی که مسایل را رصد میکنند بارها نوشته اند که مردم مرزنشین ایران در منطقه آذربایجان برای بازگرداندن مناطق از دست رفته امادگی دارند.
آندري آريشيف مدير موسسه استراتژيك روسيه نيز اين مساله را كه آمريكا در صدد استقرار پايگاه نظامي در جمهوری آذربايجان مي‌باشد، تاييد مي‌كند. به گفته وي، روند رو به گرمي موجود در مناسبات آمريكا با دولت باکو قابل درك است، زيرا آمريكا قصد دارد در مورد طرح‌هايي كه در صدد اجراي آنها در منطقه است،  با باکو همكاري بكند و باکو نيز خواستار تسريع روند حل و فصل مناقشه قره‌باغ توسط آمريكاست. به گفته اين كارشناس روس، ترديدي وجود ندارد كه آمريكا در بحبوحه تحولات پيرامون ايران، قصد استقرار پايگاه نظامي خود در جمهوری آذربايجان( ایران شمالی ) را دارد. وي همچنين سفر اخير وزير دفاع آمريكا و سفر برنامه ریزی شده وزير خارجه آن كشور به باکو را نشان دهنده عزم آمريكا براي اجراي طرح‌هاي خود می داند.

آسیه مهرورز کارشناس ایرانی مسایل قفقاز نیز در این باره مقاله کوتاهی نوشته است :

 

سفر هیلاری كلینتون وزیر امورخارجه امریکا  به باكو در چارچوب دیدار از اروپای شرقی و منطقه قفقاز صورت گرفت. وی در دیدارهای كوتاه خود از كشورهای اوكراین، لهستان، جمهوری آذربایجان( ایران شمالی ) ، ارمنستان و جمهوری گرجستان بر تعهد آمریكا در حمایت از دموكراسی( !!) تاكید كرد. 

هرچند گفتگوها درباره امنیت انرژی و مسائل حوزه نفت و گاز، راه های مقابله با تروریسم و ایجاد امنیت پایدار منطقه ای در قفقاز، در كنار چگونگی حل مناقشه قره باغ و مسائل مربوط به توسعه دموكراسی در جمهوری آذربایجان از اهداف سفر وزیر خارجه آمریكا به باکو اعلام شد.

حضور یكی از بلندپایه ترین مقامات سیاست خارجی آمریكا در باكو آنهم پس از یك دوره پر تنش در روابط دو كشور كه با دعوت نكردن باراك اوباما از الهام علی اف برای شركت در نشست بین المللی امنیت هسته ای در آمریكا و لغو مانور مشترك دو كشور از سوی باكو به بهانه نقض بیطرفی واشنگتن در مناقشه قره باغ به سود ایروان كلید خورد، از اهمیت قابل توجهی برای محافل سیاسی و رسانه ای منطقه و جهان برخوردار بود.

قبل از کلینتون  نیز رابرت گیتس وزیر دفاع آمریكا به منظور جلب همراهی باكو در همراهی با ناتو برای ارسال تداركات این اتحادیه به افغانستان سفر كرد و بخشی از ماموریت خود را به دلجویی از مقامات باكو اختصاص داد. 

با این حال حضور وزیر خارجه آمریكا در این كشور به ویژه با توجه به اهداف مشابهی كه واشنگتن در كشورهای اوكراین، لهستان و گرجستان برای پیگیری زمینه های اجرای پیمان مشاركت راهبردی دنبال می كند، اهمیت چنین تحركاتی را در حوزه قفقاز در ارتباط با منافع راهبردی آمریكا قرار داده است؛ به ویژه اینكه به واسطه امضای پیمان كنترل تسلیحات استراتژیك میان دو كشور، موسوم به استارت و همراهی روسیه با قطعنامه ضد ایرانی 1929 اكنون گشایش جدیدی در روابط آمریكا و روسیه ایجاد شده است.

بنابراین آمریكا می كوشد از فرصت این همسویی در پیشبرد سایر اهداف منطقه ای و رفع چالش های سیاست خارجی خود در این منطقه استفاده كند.

دولت باکو در سال های اخیر تمایلات غرب گرایانه آ شكاری از خود بروز داده است كه نمونه آن را می توان به حضور موثر در خط لوله نفتی باكو - جیهان، مشاركت در ائتلاف بین المللی در افغانستان و عراق ( اعزام نیرو به افغانستان و عراق )، خروج از پیمان امنیت جمعی كشورهای مشترك المنافع، عضویت در اتحادیه غربگرای گوام و طرح مشاركت برای صلح ناتو اشاره كرد. 

با این حال مقامات باكو اكنون به این درك از واقعیت رسیده اند كه حتی اگر امتیازات جدیدی نیز بدهند، تغییری در استراتژی آمریكا به مفهوم رویگردانی از همسویی این كشور در قبال ارمنستان و مناقشه قره باغ بوجود نخواهد آمد. 

چنانكه تصویب كمك 10 میلیون دلاری آمریكا برای جدایی طلبان قره باغ، در كنار كمك بلاعوض 44 میلیون دلاری به ارمنستان برای سال 2010، انتشار اطلاعاتی درباره املاك فرزندان علی اف در دبی در روزنامه ها و سایت های آمریكایی از جمله واشنگتن پست و توهین و تمسخر مقامات این جمهوری، خودداری باكو از مشاركت در هزینه های طرح خط لوله گازی نابوكو، حمایت آمریكا از جریان های غرب گرا و مخالف دولت در وضعیتی كه این كشور در نوامبر امسال انتخابات پارلمانی پیش رو دارد، همه اینها موجب شده است مناسبات باكو – واشنگتن دستخوش تردیدهای تازه ای شود.

همچنین مقامات آمریكا بیم آن داشته باشند تلاش باكو در ایجاد توازن در جهت گیری های سیاست خارجی خود منافع آمریكا را در حوزه قفقاز بشدت تحت الشعاع قرار دهد؛ به ویژه كه آمریكا در انتقال امكانات برای سربازان ناتو از مسیر پاكستان با مشكلات امنیتی روبروست ،تكلیف پایگاه مناسب در قرقیزستان هنوز مشخص نیست و كریدور شمال همچنان آسیب پذیر است.

آمریكا از سال 2001 ده ها هزار پرواز ترانزیت بر فراز آسمان جمهوری آذربایجان( ایران شمالی ) انجام داده است، از جمله پارسال، صدهزار پرسنل آمریكایی و نیروی بین المللی با استفاده از حریم هوایی باکو به افغانستان سفر كرده یا از آن خارج شده اند و اكنون نیز در آستانه اعزام 30 هزار نظامی آمریكایی به افغانستان و احتمالا شروع عملیات نظامی ناتو در قندهار، آمریكا مایل به جلب همكاری بیشتر دولت باکو در افغانستان است. 

در چنین شرایطی به نظر می رسد دولت باكو نیز می كوشد امتیازات لازم را از واشنگتن به منظور تقویت موقعیت حزب حاكم در آستانه انتخابات پارلمانی دریافت كند و هم نقش و جایگاه خود را در معادلات منطقه به عنوان كشوری كه بالقوه ظرفیت احداث پایگاه آمریكایی را در جوار ایران دارد به مقامات آمریكایی گوشزد كند. 

چنانكه الهام علی اف رئیس دولت باکو در گفتگوی خصوصی با وزیر امور خارجه آمریكا، مناقشه قره باغ را خطری برای امنیت منطقه خواند و از خانم كلینتون صراحتا خواست درباره این مناقشه میانجیگری كند. 

تاكید دولت باکو بر متعادل شدن رویكرد آمریكا در مناقشه قره باغ در حالی صورت گرفته است كه كارشناسان از نیاز متقابل آمریكا به دولت باكو خبر می دهند. 

گفته می شود؛ نیروهای ویژه آمریكایی طبق دستور رئیس ستاد ارتش آمریكا امكان عملیات محرمانه در مناطق مرزی ایران را نیز یافته اند. 

براساس این دستور، ایجاد پایگاه های مخفی آمریكا در كشورهای گرجستان، تركیه،جمهوری آذربایجان، ازبكستان و جمهوری خودمختار داغستان در فدراسیون روسیه پیش بینی شده و نیروهای عملیاتی ویژه آمریكا در همین پایگاه ها مستقر شده‌اند. 

گفتنی است؛ نیروهای اطلاعاتی و امنیتی آمریكا پیشتر چند عملیات مختلف برای دستگیری عناصر رده بالای سازمان القاعده در ایران شمالی انجام داده‌اند و برای چنین عملیاتی بستر حقوقی معینی وجود داشت كه در این میان می‌توان حداقل به موافقتنامه‌های همكاری بین دستگاه های انتظامی، قضایی و امنیتی موجود بین آمریكا و باکو استناد كرد. 

ولی این بار بحث نیروهای نظامی ویژه مطرح است و آمریكا می كوشد از مصوبه اخیر پارلمان باکو مبنی بر واگذاری پایگاه نظامی به ناتو و آمریكا برای پیگیری اهداف منطقه ای خود استفاده كند.( پارلمان باکو اخیرا دکترین جدید نظامی دولت را تصویب کرده که طبق آن پایگاههای نظامی بیگانه میتواند در خاک این کشور مستقر شود . به گفته کارشناسان این دکترین صرفا جهت زمینه سازی برای ایجاد پایگاههای نظامی امریکا تصویب شده است)

در هر حال صرف نظر از اینكه چنین مجوزی با روح توافقنامه 1381همكاری دوستانه ایران و جمهوری آذربایجان مغایرت دارد،برخی اعتقاد دارند که  انتشار اخباری پیرامون ایجاد احتمالی پایگاه نظامی آمریكا در جمهوری آذربایجان( ایران شمالی ) صرفا در ادامه عملیات روانی مخالفان رابطه تهران باكو برای ایجاد حساسیت در ایران و ایجاد تنش در روابط تهران با بازیگران منطقه ای صورت گرفته است. 

برخی نیز معتقدند که  مخالفت روسیه با استقرار احتمالی پایگاه نظامی آمریكا در حوزه قفقاز كه به حوزه منافع این كشور معروف است موجب خواهد شد تا آمریكا نتواند از فضای همراهی روسیه با قطعنامه ضد ایرانی شورای امنیت تا مرحله احداث پایگاه بهره برداری كند. اما به نظر میرسد این نظرها چندان منطبق با واقعیات نباشد. چرا که روسیه پایگاه « قبله » را در ایران شمالی ( جمهوری اذربایجان ) در اختیار دارد. روسیه پیشتر از امزیکا خواسته بود که به جای ایجاد سپر موشکی در اروپای غربی ، از این پایگاه استفاده کند . اوباما اعلام کرد که سپر موشکی را ایجاد نمیکند و اکنون نوبت ایجاد پایگاه در قفقاز برای امریکاست و برای این کار دولت باکو بهترین گزینه است

با این حال آنچه كلینتون كوشید از این سفر به عنوان فرصتی برای دیپلماسی قفقازی آمریكا استفاده كند، تلاش برای حفظ همراهی باكو با منافع آمریكا در قفقاز و یا دست كم جلو گیری از چرخش كامل این كشور به سمت باز یگران منطقه ای است.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم مرداد 1389ساعت   توسط عباس میرزا و یاران  | 

ايران ستيزي در كتاب‏هاي درسي رژيم باكو

 

ايران ستيزي در كتاب‏هاي درسي رژيم باكو

 

در پي وقوع جنگ‏هاي ايران و روس ، و انعقاد عهدنامه‏هاي گلستان و تركمانچاي ، بخش‏هاي وسيعي از سرزمين‏هاي شمالي ايران كه عمدتاً شامل مناطق قفقازي ايران مي‏شد ، از خاك كشورمان جدا و تحت اشغال روسيه قرار گرفت.

اين فاجعة‏ملي كه در زمان استيلاي حكومت قاجار بر ايران اتفاق افتاد ، از يك سو از ضعف سياسي و نظامي دولت ايران و از سوي ديگر ، از سياست توسعه طلبانه و تجاوز‏گرانه و قدرت نظامي روسيه و همدستي آن با انگليس ناشي مي‏‏شد.پس از انعقاد عهدنام‏هاي سايه گلستان و تركمانچاي ، مردم 17 شهر اشغال شدة قفقاز ، زندگي تحت حاكميت اشغالگران روس را تاب نياورده و خواستار اعادة‌ حاكميت ايران بودند به مردم اين شهرها با اقدامات مختلف از قبيل قيامهاي محدود و ارسال نامه به علماي نجف مركز مذهبي و علمي شيعه درآن زمان تلاش مي‏كردند به ميهن مادري و تاريخي خود ( ايران )‌ بپيوندند.

بر اساس كتاب‏هاي تاريخي موجود همچون مآثر سلطانيه و احكام الجهاد و برخي دواوين و منظومه‏هاي شعري از جمله آثار وصال شيرازي و فتحعلي‏خان صبا ، مردم ايران و ساكنان ولايات قفقاز در برابر سربازان مسلح روس ايستادگي كردند و حتي در مواردي با سنگ و بيل و كلنگ لشكر متجاوز را از تسلط بيشتر بر خاك ايران مانع شدند ؛ با اين حال توان نظامي روس برنيروهاي غيور اما نامجهز ايران و مشتي مردم روستايي فايق آمد و درآن لحظه كه فتحعلي شاه قاجار مشغول رسيدگي به مواجب عروسك‏هاي حرمسرا بود ، ولايات تاريخي ايران تقديم روسيه شد .

از همان سال‏هاي آغازين ، مردمان قفقاز تلاش‏هاي دامنه‏داري براي پيوستن به خاك ايران انجام دادند ، اما شرايط ويژه سياسي و اجتماعي و سركوبگريهاي گستردة دولت روسيه از يك سو و عدم تلش دولت ايران براي بازپس‏گيري سرزمين‏هاي اشغال شده مانع از تحقق اين امر شد . هم اينك باگذشت نزديك به 200 سال از انعقاد آن دو عهدنامه ، هنوز تلاش‏هاي بارزي در اين خصوص به چشم مي‏خورد كه چشمگيرترين حركت ، خواست عمومي مردم نخجوان در الحاق مجدد به ايران بود كه در زمان فروپاشي حكومت شوروي اعلام شد . البته  در كنار اين تلاش‏ها و تكاپو‏هاي مردمي ، سردمداران حكومت روس نيز در پي استحكام حاكميت خود بر ساكنان اين نواحي بودند . آنها نخستين برنامه‏هاي خود را در قالب فعاليت‏هاي فرهنگي پياده نمودند و همت بر جدايي فرهنگي مردمان قفقاز از ايران استوار ساختند .روس مي‏دانست كه تنها راه استيلا بر مردم قفقاز ، دميدن نفخة بيگانگي در آنان وجداكردنشان از هزاره‏هاي فرهنگ ايراني است . به همين دليل نهضت ايران ستيزي را آغازيد و سياست‏هاي فرهنگي ارايه شده در اين ولايات را بر مبناي آن نهضت استوار ساخت .

يكي از راهكارهاي عمده براي نيل به مقاصد ويژه روس كه بر اساس آرمان « امپراتوري بزرگ » مي‏چرخيد ، جعل تاريخ سرزمين‏هاي قفقازي است .ولايات قفقازي ايران در طي سه درورة متفاوت دستخوش سرنوشت قهاراستعمار بوده واز قضا درهر سه دوره شاهين سياه جعل تاريخ بر آن سايه افكنده است :

1)« امپراتوري روسيه » : چنانچه بيان شد ، جعل تاريخ در طول زمامداري امپراتوري روسيه ، در راستاي اهداف كشور گشايي و استعماري بود .

2) « اتحاد جماهير شوروي » : در اين دوره ، جعل تاريخ بيشتر در اهداف كردن ايدئولوژي ماركسيسم – لنينيسم و انديشة ‌« گسترش جهان سوسياليست » انجام مي‏گرفت .

3) « ايران شمالي (جمهوري آذربايجان) » : اين مرحله شامل دورة كنوني و به اصطلاح دورة استقلال است . جعل تاريخ ولايات قفقازي ايران دراين برهه عمدتاً به منظور تبليغ انديشة ملت‏سازي و از سوي دولت و حاكميت صورت مي‏پذيرد .

اگرچه جعل تاريخ و يا به عبارتي « تاريخ‏سازي براي ايران شمالي » ريشه در سياست‏هاي استعماري روس و ايده‏هاي كمونيستي شوروي سابق دارد ، با اين حال بنا به دلايلي كه در اين مقاله بررسي مي‏شود ، و از جمله نفوذ آمريكا و اسرائيل و تركيه ،  روند ايران ستيزي در دوره كنوني ( پس از فروپاشي شوروي ) سرعت پر شتابي به خود گرفته است .

تاريخ نگاري ايران شمالي ملهم از تاريخ نويسي شوروي و توام با نگاهي ماركسيستي انجام مي‏شود . در اين ديدگاه تاريخ قلمرو شمالي رود ارس و سرزمين قفقاز به دور از پيوند تاريخي با ايران بايد تحرير شود و هويت مستقلي به ايران شمالي تحت عنوان  جمهوري آذربايجان اعطا گردد.

در اين مكتب تاريخ‏نگاري ، چنين القا مي‏گردد كه پيوند ايران و آذربايجان تنها در دورة‌ سامانيان و حملة اعراب بوده و آذربايجان هيچ ارتباطي با ايران نداشته است .

مؤلفان و مورخان مكتب تاريخ نگاري شوروي در  اين سامان عقيده دارند كه آذربايجان ، پيش از جنگ‏هاي ايران و روس يك سرزمين واحد بود و درپي انعقاد عهدنامه‏هاي گلستان و تركمانچاي ، نيمه شمالي آذربايجان در اختيار روسيه قرار گرفته و نيمة‌ جنوبي آن به ايران واگذار شده است .

در كتابهاي درسي رژيم حاكم بر ايران شمالي ، عهدنامه‏هاي سياه گلستان و تركمانچاي به گونه اعجاب‏ور تحريف شده است . در اين عهدنامه‏ها حتي يك بار هم واژه « آذربايجان » نيامده است . امروز در كتابهاي درسي رژيم حاكم بر ايران دربارة عهدنامه‏هاي ياد شده نوشته مي‏شود كه با انعقاد آنها شمال آذربايجان به اشغال روسيه درآمد و جنوب آن نيز در تصرف ايران باقي ماند !؟ اگر چه اينگونه تعبيراز عهدنامه‏هاي سياه گلستان و تركمانچاي براي تاريخدانان و تاريخ پژوهان خنده‏آور مضحك است و نياز به پاسخگويي ندارد ، اما آيا رژيم باكو تصور نمي‏كند كه دانش‏آموزان نوجوان امروز ، فردا بزرگ خواهند شد و به روي رژيم تحريف‏گران دروغپرداز تف خواهند كرد؟ نوجوان امروز باكويي ، فردا بزرگ خواهد شد و خواهد دانست كه نه تنها مناطق آذري‏نشين قفقاز، بلكه مناطق تالش‏نشين ، گرجي‏نشين وارمني نيشين قفقاز نيز با انعقاد عهدنامه‏هاي سياه گلستان و تركمانچاي ، از ايران جدا شده است ...

آنها در نهايت وقاحت ، شاعران بزرگي چون نظامي و خاقاني را در رديف شاعران آذربايجان ( ونه ايران ) مي‏نهند و اشاره‏اي به ايراني بودن آنها نمي‏كنند . اين در حالي است كه آثاراين دو شاعر به زبان فارسي است وحتي يك بيت هم به زبان آذري شعر نسروده‏اند.

بايد گفت درهمان نگاه اول دانسته مي‏شود كه اسلوب تاريخ نگاري درجمهوري‏هاي سابق شوروي و از جمله ايران شمالي بر روش و متدي علمي استوار  نيست و مبناي آن سفارشات حكومت است . شايد دليل اصلي اين نكته كه اغلب جعليات تاريخي دركتاب‏هاي آموزشي مدارس راه‏يافته است ، همين مسئله باشد . پرواضح است كه كتاب‏هاي درسي ، يك منبع رسمي است و از دستور العمل حكومت پيروي مي‏نمايد .

اين پيرايش و زدودن آثار فرهنگ ايراني در ايران شمالي كه زماني در گسترة‌ جغرافيايي و سياسي ايران قرار داشت ، در حالي صورت مي‏پذيرد كه ديرينة روابط و گسترة تعاملات فرهنگي -  ديني و زباني ايران و ولايت قفقاز ، قولي است كه جملگي برآنند .

يكي از مهمترين عوامل نزديكي آذري‏هاي شمال ارس به ايران ، مسايل فرهنگي و آداب و رسوم مشترك است . همچنين وجود ادبيات و آثار ملي مشترك بين مردم قفقاز و ايران از ديگر عواملي است كه در بررسي ديرينة روابط اين دو منطقه قابل توجه است . به عنوان مثال ، شاهنامه فردوسي به عنوان يكي از بزرگترين آثار ملي ايران ، از سده‏هاي دور در ايران شمالي حيات داشته و حتي به گفته كارشناسان درتحريض روحيه ظلم ستيزي مردم اين منطقه موثر بوده است .ميرزا علي اكبر صابر ، قسمت‏هايي از شاهنامة فردوسي را به زبان آذري ترجمه كرده است .

بسياري از آثار مهم و درجه اول جامعة فرهنگي -  ادبي آذري‏هاي جدامانده از ايران ( آذريهاي قفقاز ) همچون كتاب‏هاي گلستان ارم ( عباسقلي آقا باكي خانف ) و بستان السياحه ( حاجي زين‏العابدين شيرواني ) و ... به زبان فارسي نوشته شده‏اند .از سويي وجود صدها نام فارسي در ميان اسامي خاص و اعلام جغرافيايي قفقاز و جمهوري آذربايجان جاي هيچ ترديدي در وجود اين ديرينة مشترك نمي‏گذارد .

نام منطقه « بيله سوار » تغيير يافته « پيل سوار » ، « نخجوان » تصحيفي از « نقش جهان » و « جلفا » صورت تغيير يافته « جولاه » مي باشد .

مهمتر از همه اين دلايل ، وجود هزاران شاعر فارسي سراي قفقازي است كه تاكنون كتاب‏ها و مقالات متعددي در خصوص شناسايي ايشان به چاپ رسيده است .

با اين وجود چنانچه پيش از اين گفته شد ، علي‏رغم اين ديرينه فرهنگي و اشتراكات عميق ملي و ديني ، هم اكنون تاريخ مشترك ايران و سرزمين‏هاي قفقازي جدا مانده از ايران ، زير شديدترين ضربات و تحركات قيچي سانسور قرار گرفته و از نو طرحي براي تاريخ اين سامان افكنده مي‏شود .

برنامة استحالة‌ فرهنگي مناطق قفقاز عمدتاً در مدارس اين كشور و در كتاب‏هاي درسي انجام مي‏گيرد . كار بررسي كتاب‏هاي درسي ايران شمالي توسط رژيم حاكم از سال 1991 آغاز شد و از همان بدو كار ، ايران ستيزي محور فعاليت‏ها قرار گرفت . اصولاً مبناي شيوة تدريس در مدارس ايران شمالي بر اساس اصلي است كه در آن اين چنين تلقي مي‏گردد كه ايران شمالي و شهرهايي مانند بادكوبه ، گنجه ، نخجوان و ... جزو ايران نبوده است .

اينك محتواي كتاب‏هاي درسي سه دوره تحصيلي ( پنجم ابتدايي – دبيرستان و مراكز دانشگاهي ) رژيم حاكم بر ايران شمالي بررسي مي‏شود :

الف ) آتايوردو (‌سرزمين پدري ) كتاب درسي پنجم ابتدايي:

عمده‏ترين هدف از تأليف اين كتاب درسي ، ارائه تصويري تحريف شده از ايران شمالي است .

 رژيم حاكم بر ايران شمالي كه از نگهداري و باز پس‏گيري قره‏باغ از كشور كوچك ارمنتستان عاجز مانده است ، نقشه‏اي در اين كتاب چاپ كرده كه خاك كشورهاي مختلف از جمله ايران را دربرمي‏گيرد و اين نقشة‌ خيالي را نقشة آذربايجان خوانده است !

كتاب آتايوردو شامل يك مقدمه و 63 بخش مستقل است . يكي از شگردهاي مؤلفان كتاب « زدودن اسامي ايراني مناطق » مختلف مي‏باشد . در اين كتاب سراسر تحريف و دروغ ،  شاعران بزرگ و فارسي سراي ايران به عنوان هنرمندان ترك به دانش‏آموزان شناسانده مي‏شوند .

يكي از بخش‏هاي جالب و خنده‏دار اين اثر مربوط به صفحاتي است كه درباره خواجه رشيد‏الدين فضل‏الله همداني و مجتمع ربع رشيدي نگاشته شده است . مؤلفان ، خواجه  را از دانشمندان بزرگ آذربايجان ( و نه ايران )‌ معرفي مي‏كنند و گستاخانه چنين مي‏نگارند كه او زحمات بسياري كشيد تاكتاب‏هاي ارزشمندي را از « ايران » به تبريز منتقل كرد !( در وقاحت تمام تبريز را خارج از ايران پنداشته‏اند .) .

علي رغم اينكه صفحاتي از كتاب آتايوردو به نهضت صفويه پرداخته است ، قيام شاه اسماعيل و تلاش او در گسترش آئين تشيع مورد انتقاد قرار مي‏گيرد .زيرا همانگونه كه كمونيست‏ها با دين و مذهب و اعتقادات مردم سر ستيز داشند ، مقامات كنوني رژيم بادكوبه نيز مخالف دين هستند و شاه اسماعيل صفوي ، بنيانگذار دولت شيعي ايراني را به عنوان كسي معرفي مي‏كنند كه در دنياي ترك ! اختلاف ايجاد كرده !؟ اهداف مؤلفان از درج مطالب مربوط به صفويه در چند محور ذيل خلاصه مي‏شود :

الف ) صفويه يك دولت آذربايجاني است نه ايراني .

 

ب) تشيع ، تأثير منفي بر روابط صفويه با تركان جهان گذاشت .

ج) صفويه عامل تفرقه و پراكندگي تركان جهان شد .

مؤلفان – چنانچه پيش از اين نيز بيان شد -  معاهده تركمانچاي و گلستان را دستاويزي جعلي براي تبيين اين ايدة سياسي قرار داده‏اند كه به موجب اين دو قرارداد آذربايجان بين دولتين ايران و روسيه تقسيم شد. به نظر مي‏رسد اين افراد غافل از اين حقيقت باشند كه معاهده گلستان و تركمانچاي را روسيه به ايران تحميل كرد و آنها را به امضاي ايران رساند . يعني اينكه امپراتوري روسيه حقوق ايران را بر سرزمين قفقاز به رسميت مي‏شناخت . درصورتي كه اگر ايران حاكميتي بر سرزمين‏هاي قفقازي نداشت ، ديگر لزومي به امضاي ايران نبود و اصولاً ايران دراين مسئله ذينفع نبود . نتيجه‏گيري مي‏شود كه دولت مستقلي به نام آذربايجان دراين منطقه وجود نداشته كه روسيه با آن دولت ، معاهده‏اي امضا كند .

يكي ديگر از مباحث موج‏انگيز اين كتاب مربوط به استاد شهريار است .رژيم حاكم بر ايران شمالي ، استاد شهريار را كه دهها شعر زيبا در وصف ايران سروده به عنوان شاعري ضد ايراني و پان تركيست معرفي كرده‏اند !

سردمداران حكومت بادكوبه بويژه لابي‏هاي پان‏تركيسم كه تلاش زيادي در مصادره نظامي و خاقاني دارند ،  از ميان شاعران معاصر نيز حساب خاصي روي شهريار باز كرده‏اند .

خوشبختانه اشعار و قصايد ميهني شهريار كه در وصف ايران سروده شده‏است ، پاسخ قطعي به اين ياوه سرايي‏ها مي‏دهد . آنها مي‏گويند « شهريار ... ثروتمند شدن ايران را با ثروت زادگاه عزيز خود [ = آذربايجان ] تحمل نمي‏كند و او را [ ايران ] به مبارزه فرا مي‏خواند»  سپس نمونه‏هايي از شعر بلند « آذربايجان » شهريار چاپ و بخش‏هايي از آن حذف و يا تحريف مي‏شود .

ب) آذربايجان تاريخي (‌كتاب درسي دورة‌ دبيرستان )

اين كتاب در سال 2000 ميلادي در باكو چاپ و در مدارس ايران شمالي پخش شده است . تصوير روي جلد كتاب ، شامل عكس حيدر‏علي‏اف و نمايي از بناي سلطانيه زنجان است !

يكي از مباحث قابل توجه در اين كتاب تحليل تسلط يكسالة‌ پيشه‏وري بر تبريز در دورة اشغال آذربايجان ايران توسط ارتش شوروي  است . در اين كتاب از فرقة روسي پيشه‏وري به عنوان « حكومت ملي » در اين كتاب ياد مي‏شود .

اين بخش از مطالب نيز همچون ديگر قسمت‏ها ، دستخوش تحريفات و تحليل‏هاي غير واقعي و كذب شده است با اين تفاوت كه قيچي سانسور و تحريف در اين بخش ، تيزتر بريده است .

كتاب ، روي كارآمدن فرقه روسي موسوم به فرقه  دمكرات آذربايجان را نتيجة ‌خواست عمومي مردم مي‏داند .اين در حالي است كه بر اساس اسناد منتشر شده در باكو ( بويژه كتاب جميل حسنلي )هيچ ترديدي دراينكه خاستگاه حكومت پيشه‏وري كاخ كرملين و هيئت حاكمه استاليني بوده است ، وجود ندارد .سياست مؤلفان كتاب ، توصيف اقدامات سطحي و ظاهري فرقه دمكرات مي‏باشد .اقداماتي از قبيل آسفالت خيابانها ، ارزان شدن مايحتاج عمومي و ... به نظرنگارنده چنانچه ، فرقه دمكرات در انجام اين قبيل امور اجتماعي ، موفقيتي نيز بدست آورده باشد ، مديون مساعدت‏ها و معاضدت‏هاي سران شوروي بوده كه عمدتاً به بهانه تجزيه خاك ايران و  تصاحب نفت ايران انجام مي‏گرفت . بسيار كودكانه است كه بپذيريم استالين و رهبران شوروي ، براي مثلاً پياده كردن دمكراسي در بخشي از ايران ، به تغييرات و تحولات گسترده روي آورده بودند .

سخن گفتن از خيانت‏ها و حوادث پشت پرده حكومت پوشالي پيشه‏وري و برشمردن نتايج آن ، در اين مجال اندك نمي‏گنجد ؛ خوشبختانه با انتشار كتاب پروفسور جميل حسنلي تحت عنوان « فراز و فرود فرقه دمكرات » كه چندي پيش صورت گرفت ، مدارك مستدلي در فرمايشي بودن اين فرقه كه قصد تجزيه خاك ايران را داشت ، به دست آمد .

 بررسي وضعيت « آذربايجان ايران پس از پيروزي انقلاب اسلامي » از مطالب ديگر اين كتاب است . نويسندگان نادان كتاب عمده‏ترين هدف مردم آذربايجان و تبريز در خيزش عمومي 29 بهمن را كه برگ زريني در تاريخ انقلاب اسلامي ايران است ، به حدي پائين آورده‏اند كه عقيده دارند اين قيام در راستاي مبارزه با«  سياست‏هاي  ترك ستيزانه محمدرضا پهلوي » ، بوده است . در حقيقت ماهيت اسلامي و ديني قيام مردم تبريز را ناديده انگاشته و به آن رنگي از قوميت گرايي مي‏زنند .

همچنين دراين نوشته ، رهبران قيام مردم تبريز در 29 بهمن سال 56 ، يك سازمان ضد انقلاب معرفي مي‏شوند و هيچ‏‏گونه اشاره‏اي به نقش مردم نمي‏شود .

گويي مؤلفان قصد دارند به نحوي از انحا ، تلاش‏هاي ضد ميهني و ايران ستيزانه عناصرمحبوب خود را به پاي مردم تبريز بنويسند . آنها مي‏گويند كه نقش نشريه كمونيستي « گونش » در تشويق مردم به قيام عليه شاه در رديف نخستين ، قرار داشته است ! به طوركلي در نظر مؤلفان اين كتاب دليل اصلي قيام مردم تبريز عليه شاه ضديت او با زبان آذري قلمداد شده و اصلي‏ترين خواسته مردم تبريز به دنبال پيروزي انقلاب اسلامي ، مسايل قومي  بيان شده است .

مؤلفان كتاب مزبور ، شعارها و انديشه‏هاي باستاني محمدرضا پهلوي را با ايده « امت واحد اسلامي » مقايسه كرده و مشرب هر دو اين آرمان را يكي دانسته و ريشه آنها را در حاكميت جويي و استبداد خواهي بيان كرده‏اند . اين مؤلفان با تحريف تاريخ انقلاب اسلامي درصدد هستند تا آمال و آرزوهاي قوم گرايانة خود را در قالب « حقيقت » به دانش‏آموزان بياموزند . متأسفانه اين جدل در تاريخ تا بدانجا رشد يافته كه هم اكنون انديشه‏هاي باطلي كه ريشه در نهاد حاكميت دارند ، به عنوان يك باور عمومي و اعتقاد ملي درآمده است . ناگفته پيداست كه رژيم حاكم بر ايران شمالي با انباشتن كتابهاي درسي از تحريف و دروغ سعي دارد ، دانش‏آموزان امروز و گردانندگان فرداي جامعه را نسبت به ايران و ايراني‏ها از جمله آذريهاي ايران  بدبين كند .

ج) آذربايجان تاريخي ( كتاب دوره دانشگاهي )

اين كتاب براي تدريس در دوره‏هاي دانشگاهي و به اصطلاح تحصيلات عالي ، تأليف شده است . كتاب همچون منابع پيشين انباشته از اطلاعات دروغين و به اصطلاح تاريخ‏سازي‏هايي است كه از سوي نهادهاي حكومتي به عهده مسؤلان مراكز علمي و دانشگاهي گذاشته شده است .

جالب است بدانيم اغلب مطالبي كه در اين كتاب در راستاي « ايران ستيزي » نوشته شده‏اند ، بااستناد به عبارت « براساس منابع قديمي » به چاپ رسيده است . حال اين منابع قديمي چه كتابهايي هستند ، نامي از آنها برده نمي‏شود . پيداست كه مؤلفان تراوشات ذهني خود را با نشخوارهاي سردمداران حكومت پيوندزده و بدون مراجعه به منابع معتبر تاريخي ، اقدام به تأليف كتاب‏هاي دانشگاهي كرده‏اند.

اهميت سوءكار اين افراد زماني مشخص مي‏شود كه بدانيم ، كتاب‏هاي دانشگاهي در هركشوري يكي از مهمترين منابع و قابل استنادترين آثار به شمار مي‏رود .چنانچه كتاب‏هاي مراكز علمي بدين سان دستخوش تحريف و جعل قرار بگيرد ، بايد به اصطلاح فاتحه ديگر آثاري كه از غير مراكز علمي توليد مي‏شود ، خواند .

بايد گفت تاريخ دورة جديد ايران شمالي توسط تعداد معدود و محدودي از به اصطلاح استادان و معلمان وابسته به حكومت نوشته مي‏شود و اين افراد در تأليف خود ، از صاحب نامان و مورخان دقيق‏النظر و صحيح الفكر بهره نمي‏گيرند . البته درهمين ايران شمالي مورخان صادقي نيز وجود دارند كه هيچ‏گاه حاضر نشده‏اند كه با تاريخ سازان دولتي در جعل و تحريف تاريخ همداستان شوند و نام و هويت علمي خود را با كارهاي سياسي و خيالپردازي‏هاي دولتمردان آلوده سازند . و مرحوم پروفسور اقرار علي‏اف كه چندي پيش درگذشت از زمرة اين مردان علمي است . پروفسور اقرار علي‏اف در كتاب ارزشمند « تاريخ آتورپاتگان » با استناد به منابع علمي ، يافته‏هاي تاريخي و باستان‏شناسي ثابت كرده است كه جمهوري آذربايجان امروزي ( ايران شمالي ) جزئي از ايران بوده و زبان آذري ، زباني است كه طي سده‏هاي گذشته در اين سرزمين رايج شده است .

شايد به ذهن يك خواننده دقيق اين سؤال خطور كند كه دليل اين همه تلاش‏ها و تكاپو‏هاي سياستمداران بادكوبه در اقدام بر تحريف تاريخ كشور و هويت ملي مردم چيست ؟! به نظر مي‏رسد عوامل متعددي سران رژيم حاكم بر ايران شمالي را به احساس عدم امنيت از ايران وا مي‏دارد . يكي از كارشناسان معاصر ايران( دكتر بهرام امير احمديان )دلايل ذيل را در اين احساس عدم امنيت مهم و موثر مي‏داند :

الف ) وابستگي تاريخي و فرهنگي به جهان ايراني ، ناگزير مورخان رژيم بادكوبه را از سوي سران حكومت وادار به جعل تاريخ مي‏نمايد .

ب ) بحران هويت و فرايند دشوار ملت‏سازي ، حكومت بادكوبه را كلافه كرده است .

ج ) وجود آئين‏ها و آداب و رسوم ايراني در ميان مردم ايران شمالي همچنان موجب ترس مقامات اين كشور شده است .

د ) وقوع انقلاب اسلامي در ايران و گسترش انديشه‏هاي شيعي در ايران شمالي ، عامل ديگري است كه بر تشويش خاطر مسؤلان مي‏افزايد .

 

خلاصه مباحث

در دورة استيلاي روس بر سرزمين‏هاي قفقازي ايران ، تاريخ‏نگاري اين مناطق در راستاي سياست‏هاي توسعه طلبانه امپراتوري تزار انجام مي‏گرفت . همچنين در دورة شوروي سابق تحرير تاريخ ولايات قفقازي و جمهوري‏هاي شوروي بر مبناي ديدگاه ماركسيستي صورت مي‏پذيرفت . در اين تاريخ نگاري ، براي ايران شمالي ، يك تاريخ جعلي‏ ملي در چارچوب شوروي و جدا از ايران -  و البته با تكيه بر ملت روس – نوشته مي‏شد . و ايران شمالي به عنوان يك جمهوري غيرايراني معرفي مي‏شد .

براساس اين ديدگاه ، قلمرو شمالي رود ارس به دور از پيوند تاريخي و فرهنگي و مذهبي و ملي از ايران به رشتة‌ تحرير كشيده مي‏شد و هويتي غيرايراني براي آذري‏هاي ايراني آن سوي ارس اعطا مي‏گرديد .

هم اكنون اين جعل تاريخ و تحريف حقيقت ، با شتاب بيشتر و روند سيل‏آسا به رهبري سران حكومت  در ايران شمالي جريان دارد .

گويي سران حكومت فعلي جمهوري آذربايجان ، واهمة رمز آلودي از انديشة پيوند مردم خود به تاريخ گذشتة‌ خويش -  ايران –  دارند . غافل از اينكه :

هركسي كو دور ماند از اصل خويش

باز جويد روزگار وصل خويش

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم تیر 1389ساعت   توسط عباس میرزا و یاران  | 

 

 

کشته شدن مشکوک سربازان ارتش باکو ادامه دارد.

 

طی دو سال اخیر کشته شدن مداوم و مشکوک سربازان ارتش به مساله ای اسرارآمیز در ایران شمالی ( جمهوری آذربایجان ) تبدیل شده است ، به نحوی که طی ماههای اخیر سازمانهای اجتماعی و والدین سربازان خواستار نظارت تشکلهای اجتماعی و احزاب بر ارتش شده اند .

منابع خبری باکو گزارش دادند  اخیرا یک سرباز دیگر  ارتش در شرایط مبهمی کشته شده است. الوار بایرام اف فرزند یعقوب سرباز ارتش در بخش طاووس این کشور توسط گلوله کشته شده است.

دادستان نظامی بخش قازاخ، در رابطه با این حادثه پرونده جنایی گشوده شده و بررسی ها ادامه دارد.

بایرام اف از بخش شاماخی در ماه ژوئیه به خدمت نظامی فراخوانده شده بود.

برخی از مطبوعات باکو کشته شدن سربازان ارتش را به مواردی مانند استفاده از سربازان در امور شخصی فرماندهان مانند کارهای سنگین ساختمانی ، رفتارهای غیراخلاقی در محیط ارتش ، گرسنگی و عدم وجود مواد بهداشتی و آلوده بودن پادگانها و... مرتبط میدانند.

 

کشته و زخمی شدن 5 نظامی دیگر باکو

به دنبال انتشار خبر مرگ مرموز یک سرباز ارتش در بخش طاوس ، منابع خبری از کشته و زخمی شدن 5 نظامی دیگر خبر دادند.

طی  یک حادثه رانندگی که جزییات ان اعلام نشده ، 1 نظامی کشته و 4 نظامی دیگر زخمی شدند.

به گزارش خبرگزاری ها از دادستان بخش آغستافا ، صبح امروز در مسیر قزاق-آغستافا در اراضی بخش آغستافا خودروی "VAZ 2107 مربوط به وزارت دفاع باکو بخاطر مشکلات بوجود آمده در تایر این خودرو دچار ثانحه شده است.

بر اثر وقوع این حادثه راننده این خودرو کشته و 4 نظامی دیگر زخمی شدند. مجروحین به بیمارستان انتقال یافته اند.

هم اکنون بررسیهای دادستان در مورد چگونگی وقوع این حادثه ادامه دارد.

 

هنوز از وزارت دفاع باکو در رابطه با این حادثه گزارشی ارائه نشده است.

 

 قاتلان فرمانده نیروی هوایی هنوز معرفی نشده اند

 

با گذشت بیش از یک سال از قتل فرمانده نیروی هوایی ارتش باکو هنوز قاتل یا قاتلان این  نظامی بلندپایه معرفی نشده اند.

ژنرال راییل رضایف هنگام عزیمت به محل کار خود در باکو با سلاح گرم به قتل رسید.

برخی مطبوعات باکو  قتل این نظامی بلند پایه را تلویحا به مقامات بلند پایه سیاسی باکو نسبت میدهند.

 

یک کلاهبردار باکویی در روسیه دستگیر شد .

به گزارش واحد مطبوعاتی وزارت کشور باکو، یک تبعه دولت باکوکه تحت تعقیب پلیس روسیه قرار گرفته بود، در شهر "ایژوسک" روسیه دستگیر شد.

بنابر همین گزارش، مامورین پلیس بخش آبشرون آذربایجان با پلیس روسیه با برگزاری عملیات مشترکی آنار کاظم اف را در شهر "ایژوسک" روسیه دستگیر میکنند.

وی در روسیه به کلاهبرداری کلان متهم شده و بر اساس قانون کیفری روسیه برای او پرونده جنایی گشوده شده است.

 

 

روادید میان ترکیه و روسیه لغو شد

بگزارش CNN Türk ، روادید بین ترکیه و روسیه پس از سفر دمیتری مدودف به آنکارا در دیدار با نخست وزیر ترکیه لغو شده است.

رجب طیب اردوغان نخست وزیر ترکیه در ماه ژانویه در چهارچوب سفر خود به مسکو اعلام کرده بود که در دیدار با ولادیمر پوتین نخست وزیر روسیه در مورد لغو روادید بین این دو کشور مذاکراتی انجام خواهد داد.

شایان ذکر است روابط ترکیه با روسیه به شدت در حال گسترش میباشد به نحوی که مقامات مسکو اعلام کرده اند روابط اقتصادی این دو کشور به حجم یکصد میلیارد دلار افزایش می یابد.

گسترش روابط روز افزون ترکیه با روسیه موجب نارضایتی فرقه پان ترکیسم شده است ، چرا که پان ترکیستها روسیه را در کنار ایران و ارمنستان ، دشمن اصلی ترکها میدانند !!

 

دادگاه بررسی حمله خونین  به آکادمی نفت باکو ادامه دارد

دادگاه بررسی پرونده جنایی حادثه حمله تروریستی به آکادمی نفت باکو ادامه دارد.

در جلسه اخیر دادگاه بررسی پرونده جنایی حادثه حمله تروریستی به آکادمی نفت باکوالمار مهدی یف از افسران سابق نیروی انتظامی باکو گفت: پس از آنکه نادر علی اف از دست اندرکاران حادثه حمله تروریستی به آکادمی نفت به زندان انتقال یافت، سایر زندانیان از ماندن در یک اتاق با وی امتناع کرده اند. سپس وی را به اتاقی که من در آنجا به سر میبردم، انتقال دادند. نادر علی اف در این مدت در مورد این حادثه به من چنین گفت: من از اقداماتی که فردا قدیراف قصد انجام آنرا داشته، آگاه بوده ام.

خود المار مهدی یف از افسران سابق نیروی انتظامی باکو هم اکنون در زندان به سر میبرد.

در روز 30 آوریل سال گذشته یک فرد آذربایجانی  با ورود به یکی از ساختمان های "آکادمی نفت " واقع در باکو از طبقه اول تا طبقه شش این ساختمان به هر کسی که مشاهده کرده از سلاح کمری ماکاروف آتش گشوده است. بر اثر وقوع این حادثه 12 نفر کشته و 13 نفر هم مجروح گشته اند.

فرد مهاجم به "آکادمی نفت " قدیر اف فردا از اذربایجانیهای ساکن گرجستان بوده است. هنگام وقوع حادثه وی پس از آنکه در تحت محاصره نیروهای انتظامی قرار میگرد، در نهایت اقدام به خودکشی میکند.

بررسی پرونده فردا قدیراف عامل اصلی این حادثه بعلت مرگ وی به پایان رسیده است.

در چهارچوب عملیاتهای بررسی همین حادثه دو نفر - نادر علی اف فرزند شیرخان و عامراف جاویدان فرزند فرمان از دوستان فردا قدیراف و همچنین دو نفر دیگر - عارف قابول اف و نجف سلیمان اف نیز به اتهام همکاری با عاملین این حادثه دستگیر شده اند. بر اساس بندهای مختلف قانون کیفری باکو برای تمامی این افراد پرونده جنایی باز شده و بررسی پرونده آنان از سوی دادگاه جنایات سنگین کشور ادامه دارد.

افراد مزبور در ارائه کمک به قدیراف متهم شده اند و لذا بر اساس بندهای مختلف قانون مجازات باکو  برای تمامی آنها (به علت همکاری آنها با عامل حادثه تروریستی و قاچاق سلاح به کشور) پرونده جنایی گشوده شده است.

 

یک گروه مسلح از مبلغان وهابی در شهر شکی  کشف شد

گروه مسلحانه ای از مبلغان وهابی در شهر شکی کشف شد.

به گزارش وزارت کشورباکو، در روز 22 ماه می نیروی انتظامی شهر شکی پس از بررسیهایی مشخص کرده که قالب وهاب اف، واصف علی اف، الشن چلبیف و آیدین ملایم اف از ساکنان این شهر از مبلغان وهابیت در این منطقه بوده اند.

در هنگام جستجوی منازل این افراد از آنجا حدود 1000 کتاب تبلیغ وهابیت ، نرم افزارها و نوارهای مختلف و همچنین یک عدد تفنگ وینچستر، 217 عدد گلوله، 3 عدد شمشیر، 2 عدد چاقوی شکار، یک عدد دستگاه اوپتیک و یک دوربین کشف و مصادره شده است.

بررسیها در این قبال ادامه دارد.

 

 ممنوعیت فروش کتب مراجع تقلید شیعه توسط دولت باکو


در ادامه تحرکات ضد دینی دولت باکو مبارزه با فرهنگ تشیع و ایجاد محدودیت برای شیعیان، به دستور وزارت فرهنگ این دولت ، تعدادی از کتاب‏های شیعی و به خصوص رسال‏ه های علمیه مراجع تقلید شیعه از کتابخانه‏های این کشور جمع‏آوری شدند. همچنین خرید و فروش آنها در کتاب‏فروشی‏ها نیز ممنوع اعلام شد.

«حاج طاهر» استاد دانشگاه در باکو و از فعالان اسلامی  گفت: «از جمله مراجعی که رساله او د رجمهوری آذربایجان ممنوع است، آیت الله مکارم شیرازی است که چندی پیش به علت تصمیم دولت باکو برای تخریب مسجد فاطمه زهرا(س)ی باکو، به دولت این کشور هشدار شدید اللحنی مبنی بر امکان اعلام مقاومت در برابر تصمیم‏های لیبرالی و ضدشیعی باکو صادر کرد»


از دیگر مراجعی که رساله ایشان ممنوع شده است، مرحوم آیت الله فاضل لنکرانی است که خود اصالتا از شیعیان لنکران ( واقع در جنوب ایران شمالی ) بود و به هین علت مقلد و مرید فراوانی در قفقازو ایران شمالی داشته و دارد.

علاوه بر این فروش و توزیع رساله های عملیه مراجع دیگر شیعه از جمله سبحانی تبریزی  ، حضرت ایت الله سیستانی  و کتابهای مربوط به  اهل بیت علیهم السلام نیز در باکو ممنوع است.

 

جشن تولد « حیدر علی اف » در تهران

 

 جشن تولد حیدر علی اف فرزند علیرضا ، رییس جمهور سابق باکو در تهران برگزار شد.

به گزارش خبرگزاری دولتی "آذرتاج" باکو ، بمناسبت 87-  مین سالروز تولد حیدر علی اف مراسمی در سفارت دولت حاکم بر ایران شمالی ( جمهوری آذربایجان ) در تهران برگزار شد. در این مراسم فیلمی در مورد زندگانی و فعالیت حیدر علی اف نمایش شده است.

 

جوانشیر آخوند اف سفیر دولت باکو در تهران در سخنرانی خود در آغاز این مراسم از فعالیت سیاسی حیدر علی اف بحث کرده و گفت: این سیاستهای حیدر علی اف در رابطه با توسعه روابط دوستانه، توسعه مثبت روابط باکو - تهران را پایه گذاری نمود. این سیاستهای دور اندیش وی از سوی الهام علی اف نیز با موفقیت در حال تداوم است.؟

 به گزارش آذرتاج ، در این مراسم همچنین دکتر جواد هیئت (از اعضای فراماسونری ، مدیر مجله وارلیق ، فرزند علی هیئت از کارگزاران معروف رژیم پهلوی و کودتای 28 مرداد)، احد قضایی ؟ سفیر اسبق  ایران در باکو و  سفیرتاجیکستان و افراد دیگر در مورد حیدر علی اف سخنرانی کرده اند.

 گفتنی است حیدر علی اف از کارگزاران شناخته شده نظام کمونیستی شوروی بود که حدود نیم قرن در سمتهای مختلف از جمله در سازمان جاسوسی ک گ ب و حزب کمونیست  شوروی خدمت کرده بود. وی مدتها مسول اصلی شوروی درباره فعالیتهای کمونیستی در ایران بود و رهبری تشکلهای کمونیست ایرانی مانند حزب توده ، چریکهای فدایی خلق ، فرقه دمکرات آذربایجان را در شوروی در دست داشت . حیدر علی اف به دنبال پیروزی انقلاب اسلامی و تاثیر انقلاب در میان مسلمانان قفقاز و آسیای میانه ، به معاونت نخست وزیری شوروی منصوب شد . در نهایت به دنبال شکست و اضمحلال تشکلهای مورد حمایت شوروی در ایران از جمله حزب توده در سال 1362 و نابود شدن سرمایه گذاری کلان شوروی به علت عدم موفقیت جریانهای شوروی گرا در ایران ، از سوی کمیته سیاسی حزب کمونیست شوروی به عدم لیاقت در اداره تشکهای یاد شده متهم و از کمیته سیاسی حزب کمونیست شوروی اخراج  و منزوی شد . بعد از فروپاشی شوروی و به دنبال مناقشه قره باغ و وقوع درگیریهای داخلی در باکو و گنجه و سایر شهر ها با کمک همکاران خود در سرویس امنیتی و با حمایت برخی کشورهای بیگانه ، ایلچی بیگ را از مسند قدرت ساقط کرد و خود به جای نشست . با قدرت یافتن حیدر علی اف ، سلسله علی اف ها در باکو پایه گذاری شد و بعد از مرگ وی الهام علی اف قدرت را در دست گرفت.

شایان ذکر است حیدر علی اف قبل از صعود به قدرت در باکو و هنگام اقامت در نخجوان ، روابط بسیار نزدیکی با نهادهای ایرانی داشت و از کمکهای نهادهای ایرانی بهره مند بود. به گونه ای که در محافل سیاسی باکو شایع است ، وی با کمک نهادهای ایرانی موفق شد ابوالفضل ایلچی بیگ را که آشکارا علیه تمامیت ارضی ایران موضع گیری و سفارت رژیم صهیوینستی را در باکو دایر کرد ، از قدرت ساقط کند.

گفته میشود علیرضا پدر حیدر علی اف از کردهای شیعه ایران بود که مانند هزاران ایرانی دیگر قبل از وقوع انقلاب اکتبر در روسیه برای کارگزی به نخجوان مهاجرت کرده بود .

 

فشار و آزار اهالی نخجوان همچنان ادامه دارد

 

فشارهای وحشیانه دولت الهام علی اف بر  اهالی ستمدیده نخجوان ادامه دارد . به گزارش  خبرگزاری بیرلیک از باکو ،طبق گفته های ساکنین روستای بننیار ، فشارها و ممنوعیت ها بویژه در حق کسانی از اهالی روستا اعمال می شود که در جریان اوج حوادث روستا در روز عاشورای گذشته  بازداشت وزندانی شده اند:«من نه می توانم به ایران بروم و نه به باکو . اما نامم در لیست هست. چرا که فردی را که خودش را آتش زده بود ، آتش او را خاموش کردم».

بر اساس گفته های اهالی روستا،ماموران دولتی در فرودگاه نخجوان مدارک شناسایی مسافران را کنترل می کنند و از مسافرت اهالی روستای مذهبی بننیار که هر سال مراسم بزرگ عزادرای با شرکت اهالی نخجوان در ان برگزار میشود  به باکو جلوگیری می کنند تا آنها نتوانند شکایتهای خود را به مراجع دولتی و سازمانهای بین المللی در باکو ارائه نمایند. به گفته کماله خلیل اوا خواهر یونس علیف که در جریان حادثه روستای بننیار خودرا به آتش کشید،این گونه ممانعت ها و فشار ها در قرن ۲۱ بی معنی است چرا که حتی با یک تلفن می توان حوادث و اتفاقات روستا را به گوش جهانیان و خبرگزاریها رساند.

 

به گفته اهالی ، دولت میخواهد مردم بننیار را زیر فشار و ازار دایمی نگه دارد تا مردم از برگزاری مراسم عزادارای برای ساالار شهیدان دست بردارند.

 

 

عملیاتهای نظامی امریکا در ایران شمالی

 

روزنامه مساوات نوین چاپ باکو طی خری نوشت : به نوشته آتلانتیك مجله نزدیك به دوایر پنتاگن، آمریكا از سال گذشته در برخی از كشورها از جمله در جمهوری آذربایجان( ایران شمالی ) یك سری عملیات نظامی و اطلاعاتی مخفی انجام می‌دهد.

به گزارش روزنامه ینی مساوات،اخیرا گزارشاتی دال بر صدور دستوری از سوی ستاد مشترك فرماندهی ارتش آمریكا با موافقت باراك اوباما در مورد اجرای عملیات مخفی در كشورهای مختلف در مطبوعات آمریكا منتشر شده است. گفته می شود كه نیروهای ویژه آمریكایی طبق همین دستور امكان انجام عملیات محرمانه در اراضی ایران را نیز پیدا می‌كنند.

مجله آتلانتیك طی بررسی‌های خود در رابطه با دستور عملیات مخفی در كشورهای خارجی كه توسط ژنرال دیوید پترسون امضا شده، به اطلاعات جدیدی به دست آورده است. گفته می‌شود كه این دستور جنگ سری در سطح جهانی برای مقابله با تهدیدات تروریستی می‌باشد كه متوجه آمریكاست. این دستور در 30 سپتامبر سال 2009 میلادی به امضا رسیده و روز آن عبارت خیلی محرمانه نوشته شده است. بر اساس این دستور، ایجاد پایگاههای مخفی آمریكا در كشورهای گرجستان، تركیه، جمهوری آذربایجان، ازبكستان و جمهوری خودمختار داغستان در فدراسیون روسیه را پیش بینی شده و نیروهای عملیاتی ویژه آمریكا در همین پایگاهها متسقر شده‌اند.

ینی مساوات افزود:به گفته منبع اطلاعاتی آمریكا، نظامیان مستقر در پایگاه گیزلر داغستان در 31 مارس امسال دستور تعقیب و دستگیری 4 نفر از افراد مسلح وابسته به سازمان القاعده را گرفته‌اند كه مرتكب چند اقدام تروریستی شده‌اند. هدف اصلی این پایگاهها علاوه بر انجام عملیات مخفی علیه سازمان القاعده، جمع‌آوری اطلاعات جاسوسی در مورد ایران نیز می‌باشد. زیرا از نظر آمریكا، ایران یكی از حامیان اصلی تروریسم محسوب می گردد.

گفتنی است كه نیروهای اطلاعاتی و امنیتی آمریكا پیشتر چند عملیات مختلف برای دستگیری عناصر رده بالای سازمان القاعده در آذربایجان انجام داده‌اند و برای انجام چنین عملیاتی بستر حقوقی معینی وجود داشت كه در این میان می‌توان حداقل به موافقتنامه‌های همكاری بین دستگاه های انتظامی، قضایی و امنیتی موجود بین آمریكا و دولت باکو  استناد كرد. ولی این بار بحث نیروهای نظامی ویژه مطرح است و بطور رسمی اجازه نگهداری نیروهای نظامی آمریكا در اراضی ایران شمالی  داده نشده است.

شایان ذکر است کارشناسان ادر گذشته از حضور نیروهای اطلاعاتی امریکا در پاسگاههای دولت باکو در نوار مرزی ایران خبر داده اند . گفته میشود این نیروها به جمع آوری اطلاعات میدانی و اقدامات دیگر میپردازند.

 

 

بیانیه طلاب ایران شمالی ساکن در شهر مقدس قم

به مناسبت اقدامات ضد بشری دولت باکو در نخجوان

 

  بسم الله الرحمن الرحیم

 

«آنان می خواهند نور خدا (دین اسلام) را با دهان خود خاموش سازند ، ولی خدا نور خود (دین خود) را کامل می کند هر چند کافران خوش نداشته باشند!» (سوره صف ، آیه 8)

 

       در این اواخر ، فشارها و محدودیت ها نسبت به دین اسلام در جمهوری آذربایجان شکل عمومی به خود گرفته است. توقف پخش برنامه های مذهبی در کانال های تلویزیونی ، ممنوعیت های ایجاد شده برای ادبیات دینی ، جلوگیری از اجرای برنامه ها و مراسمات دینی توسط مسلمانانی که در خارج از کشور تحصیلات دینی اخذ کرده اند ، بسته شدن چندین مسجد پشت سرهم و تخریب چندین مسجد دیگر ، احضار منظم دینداران و طلاب دینی بدون هیچ گونه دلیل و مدرکی به مراجع حقوقی و قضائی ، تحت تعقیب دائمی بودن آنان ، برخورد با آنان همانند جنایتکاران که با این کار ، به موقعیت اجتماعی و نفوذ طلاب روحانی در نزد افکار عمومی ضربه می زنند و … با این گونه اقدامات ، حقوق مصرح در قانون اساسی شهروندان دیندار را به صورت آشکار نقض می کنند و ضربه ای سنگین بر آزادی دینی وارد می سازند و این رویه شکل عادی به خود گرفته است. در جای جای کشور نسبت به برنامه ها و مراسمات دینی ممنوعیت های بیجا اِعمال شده و موانعی بر سر راه اجرای آنها ایجاد می شود و تبلیغات منفی نسبت به ارزش های دینی مان تعمیق یافته است و از حد خود گذشته است. در حال حاضر هم دخالت های بی مورد و وحشیانه ارگان های دولتی علیه مراسمات عاشورا که از صدها سال پیش ملت مان با اشتیاق فراوان آنها را برگزار می کنند ، مشاهده می شود. این وضعیت ، امسال در مراسمات عاشورای برگزار شده در نخجوان خود را به شکل بارز و آشکار نشان داد. بدین گونه که رهبری نخجوان با هدف جلوگیری از برگزاری باشکوه مراسمات عاشورا ، دست به اقدامات مختلف زد و به عنوان یک سنت و رویه ، به تمامی دوایر و ارگان های دولتی دستور داد که اجازه ندهند تا مجالس عاشورا در اراضی جمهوری خودمختار نخجوان باشکوه برگزار شود. خادمان دینی ، روحانیون و طلاب دینی و دینداران در روزهای نزدیک به عاشورا به ارگان های حقوقی و قضائی فراخوانده شده و به آنان هشدارهای مربوطه را دادند. چون امسال روز عاشورا با روز تعطیل رسمی {روزهای یکشنبه در جمهوری آذربایجان به عنوان روز جمعه و با عنوان «روز بازار» تعطیل است} مصادف شده بود لذا این روز حتی مدارس تعطیل نشد و مدارس از شرکت در مراسم عاشورا منع شدند. علیرغم ممنوعیت های جدی اعمال شده از طرف ارگان های دولتی ، مراسمات عاشورا امسال هرچه باشکوه تر در  نخجوان برگزار شد. این کار هم سبب ناراحتی جدی ارگان های دولتی شد. به ارگان های حقوقی و قضائی دستور داده شد تا کسانی را که به صورت فعال در مراسمات حضور داشتند را مورد مجازات قرار دهند و با این کار ، زهرچشمی از آنان بگیرند. در برگزاری هرچه باشکوه تر مراسمات در مناطق مسکونی ، نقش پلیس چشمگیرتر بود. در این میان ، در روستای بَنَنیار شهر جلفا ، اتفاق ناگواری رخ داد. بدین گونه که گروهی از مأموران پلیس شعبه شهر جلفا در مراسم عاشورای برگزار شده در ۲۷ ام دسامبر مداخله کردند و در نتیجه بین روستائیان و پلیس درگیری جدی به وجود آمد و کسانی زندانی شده و برخی نیز زخمی شدند. حتی جوانی در اعتراض به ضرب و شتم و زندانی شدن پدرش ، خودسوزی کرد. در ارتباط با حوادث اخیر ، پلیس و نیروهای امنیتی بسیاری در روستای بننیار مستقر شده اند. وضعیت جنگی اعلام نشده ای در روستا حکم فرما شده است و ارگان های دولتی از قیام و شورش اهالی به تشویش افتاده اند. ورود و خروج به روستا و حتی تمامی خطوط تلفن کنترل می شود. بیش از ۱۰۰ نفر از شرکت کنندگان فعال در مراسم ، با زور از خانه هایشان به شعبه پلیس برده شده اند و با اعضاء خانواده هایی که نسبت به این اقدام اعتراض داشتند حتی با زنان و کودکان ، رفتار وحشیانه داشته اند و بی گناهان بسیاری با باتوم مورد ضرب و شتم قرار گرفته اند.     به اداره پلیس دستور داده شده است که اجازه ندهند هیچ گونه اطلاعاتی درخصوص حادثه رخ داده به بیرون درج کند. با هدف زهرچشم گرفتن از اهالی روستا ، چندین مغازه و منطقه تجاری در ۵ ام ژانویه با بولدزر تخریب شده و حتی ایوان تعدادی از خانه های مسکونی ویران شده است. ارگان های حقوقی و قضائی با هدف مجازات ساکنان روستای بننیار که مراسم عاشورا را باشکوه تر برگزار کرده بودند و منع آنها از برگزاری باعظمت این مراسم در آینده ، به این اقدامات وحشیانه دست زده و نسبت به عظمت روز عاشورا بی احترامی روا داشتند و حیثیت دینی شهروندان به طور آشکار مورد تحقیر قرار گرفت.نیروهای قهریه دولتی که اراضی اش تحت اشغال است ، جرأت ندارند تا این گونه نیرو به یکی از روستاهای تحت اشغال قره باغ وارد کنند و ۱۵ سال است که با اشغال گران و جلادان ارمنی دیدار و ملاقات می کنند و به آنها گل می گویند و گل می شنوند. اما در عین حال نسبت به شهروندان بی گناه مان رفتار بی رحمانه به نمایش می گذارند. آیا کسانی که دست به این اقدامات می زنند ، مسلمانان بی گناه بننیار را با اشغال گران ارمنی اشتباه گرفته اند؟این سیاست چرکین نسبت به اسلام و مسلمانان دیندار تا به امروز خودسری های مأموران ، طرح های دولت های خارجی و غیره ارزیابی شده است و امید می رفت که رهبری کشور جلوی این گونه اقدامات را بگیرد. اما چنان که شاهد هستیم ، این گونه اقدامات رفته رفته حالت طبیعی به خود می گیرد. دیگر جای هیچ شک و شبهه ای باقی نمی ماند که تمامی این اقدامات حرکتی ضداسلامی است که از طرف دوایر عالی رهبری کشور اداره می شود! ما ، طلاب جمهوری آذربایجان مشغول به تحصیل در شهر قم ، اعتراض شدید خویش را نسبت به فشارهای اِعمال شده به اسلام و شهروندان معتقد در کشور ، به ویژه وحشی گری های اخیر در مراسمات عاشورای نخجوان اعلام می داریم و این اقدامات را تلاش برای رودررو ساختن دینداران با دولت ارزیابی نموده و از دولتمردان می خواهیم به بکارگیری سیاست دشمنی نسبت به دین مان هرچه زودتر خاتمه دهد. بیایید نیروهای مان را متحد ساخته و آن را به سوی ارامنه تجاوزکار که اراضی مان را اشغال کرده اند ، سوق دهیم!

      خداوند ملت مان را از شر مشتی ظالم حفظ نماید

.................................................................................

 

ترفند خبری رژیم باکو : شایان ذکر است به دنبال واکنش طلاب جمهوری آذربایجان در قم درباره سیاستهای ضد انسانی و ضد اسلامی دولت باکو، سرکوب اهالی روستای بننیار نخجوان ، تخریب و تعطیلی مساجد ، ضرب و شتم و دستگیری عزادران در سالروز رحلت پیامبر اکرم ( ص) و امام حسن مجتبی ( ع) در باکو ، رژیم باکو به ترفند جدیدی برای خنثی کردن فعالیتهای طلاب دست زده است . در این باره ، خبرگزاری آپا – از خبرگزاریهای وابسته به خاندان علی اف در باکو – با انتشار خبری جعلی مدعی شد که طلاب ایران شمالی مقیم قم طی بیانیه ای خواستار قطع روابط ایران با ارمنستان شده اند . ادعای خبرگزاری دولتی آپا درحالی منتشر میشود که طی سالهای اخیر سفارت باکو در تهران پیرو ماموریت محوله از باکو ، تلاش کرده است با برقراری ارتباط با طلاب ، مواضع انها را نسبت به دولت ضد اسلامی باکو تعدیل کند.

گفتنی است دولت باکو و ارمنستان ، علیرغم مناقشه قره باغ روابط سیاسی و اقتصادی نیز با هم دارند و مقامات دو دولت به طور مکرر برای حل مناقشه قره باغ از طریق مذاکرات ، دیدارو تبادل نظر میکنند و این دیدارها در فضایی صمیمانه برگزار میشود. در حالی که مقامات ایروان و باکو دیدارهای دایمی با هم دارند ، اننتقاد رزیم باکو از روابط همسایگی ایران – ارمنستان یا دیدارهای مقامات دو کشور مضحک است.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم خرداد 1389ساعت   توسط عباس میرزا و یاران  | 

 

نامه آیت الله صافی گلپایگانی از مراجع شیعه خطاب به الهام علی اف ، رییس دولت باکو درباره تخریب مساجد در ایران شمالی ( جمهوری آذربایجان ) :

گذشتگان شما ، خالص ترین اعتقاد را

به اهل بیت " علیهم السلام " داشتند

 

به مسجد حضرت فاطمه زهرا ( سلام الله علیها )

ادای احترام کنید .

 

به دنبال تداوم اقدامات دولت باکو در تخریب و تعطیلی مساجد ، و نیز اقدام جدید این دولت برای تخریب مسجد فاطمه زهرا " سلام الله علیها " حضرت آیت الله صافی گلپایگانی از مراجع معظم تقلید جهان تشیع نامه ای خطاب به الهام علی اف رییس دولت باکو صادر کرد . ای نامه که نامه ای ارشادی است و با لحنی پدرانه و در عین حال هشدار دهنده نگاشته شده ، ضمن یاد آوری  مجاهدتهای نیاکان شیعیان خطه قفقاز در برای پاسداری از هویت دینی ، الهام علی اف را به پیروی از نیاکان  فراخوانده است . هشدار خاص نامه در جایی است که حضرت آیت الله صافی تذکر داده اند که عواقب سوء تخریب مسجدی که به نام سیده النساء فاطمه زهرا سلام الله علیها نامگذاری شده  دامن کشور و در حقیقت حکومت را خواهد گرفت . نامه حضرت ایت الله صافی گلپایگانی در حالی در مطبوعات و خبرگزاریهای متعدد  منتشر شده که دیروز جمعه رسانه ها از اقدام دولت باکو برای تخریب مسجد و سرکوب معترضین به این اقدام ضد اسلامی خبر دادند . بنا به گزراشهای رسیده جمعی از مردم مسلمان باکو که برای پیشگیری از تخریب مسجد تجمع کرده بودند با یورش پلیس و نیروهای امنیتی دولت الهام علی اف مواجه شده و دهها تن مورد ضرب و شتم وحشیانه قرار گرفته و عده ای نیز دستگیر و زندانی شدند.

جلوي تخريب مسجد فاطمه زهرا (س) گرفته شود

آيت‌الله العظمي صافي گلپايگاني در نامه‌اي از رئيس جمهور باکو خواست تا اقدام لازم در خصوص جلوگيري از تخريب مسجد فاطمه زهرا(س) را بگيرد.

به گزارش خبرگزاريها از قم، در پيام آيت‌الله صافي آمده است: آقاي الهام علي‌اف رئيس جمهور محترم آذربايجان دام عزه، با احترام و به اميد اعلاء روز افزون كلمه اسلام، از زمان فروپاشي شوروي و آزادي و استقلال آذربايجان عزيز آن سرزمين شيعه و افتخارآفرين همواره به وسيله برادران و خواهراني كه از آذربایجان براي زيارت به قم مشرف شده و مي‌شوند و با اينجانب ديدار مي‌كنند استقلال بازيافته اين كشور شيعي را تبريك گفته و احساسات برادرانه خود را اظهار و ارسال داشته‌ام و نقش بسيار عجيب مردم مقاوم و با استقامت آن منطقه را در حفظ هويت ولايي و تشيع ستوده‌ام و آن را نشانه پاكي و نورانيت قلوب آن عزيزان دانسته‌ام و در يك كلمه آنها را در حد وافر دوستدار و علاقه‌مند هستم.
در بخش ديگري از اين پيام آمده است‌: اينجانب براي اينكه اين مردم پولاد موضع و ولايتمدار را تحسين و تقدير كنم اكنون جمله‌اي كه همه معاني آن را فراگير باشد در نظر ندارم. شخص جنابعالي و پدر مرحوم شما كه مسئوليت مديريت چنين كشور و مردم را داريد و اين پرچم استقلال را به دست گرفته‌ايد نيز به همين مفاخر از پدران و نياكان خود افتخار داريد. همه آن گذشتگان كه شما از تبار آنها هستيد، خالص‌ترين اعتقاد را به اهل بيت عليهم السلام و سنت‌هاي شيعيان داشته‌اند كه اكنون هم بحمداللّه تعالي در اين بازماندگان پس از آن دوران سخت تشيع‌زدايي پاك و برقرار است. آن عزيزان در حفظ اين سنت‌ها و ايام مذهبي و شعائر اسلامي به ويژه بناء مساجد و حسينيه‌ها، برنامه‌هاي محرم و صفر، ماه مبارك رمضان و اجتماعات ديني و تبليغات قرآني، اخوت ايماني و اخلاق كريمه از هيچ يك از مردم مناطق وسيع شيعه اگر بيشتر نبودند كمتر نبود.
در ادامه اين نامه تصريح شده است: امروز از نسل معاصر و شخصيتي مانند جنابعالي انتظار اين است كه احياگر اين هويت نوراني و مدافع از اين حيثيت كهن و ديرين باشيد، اميد است كه روز به‌روز شاهد پيشرفت و ترقي آن كشور در همه رشته‌هاي علم و صنعت و اقتدار و استقلال و اقتصاد باشيم. چشم صدها ميليون شيعه جهان به كشور شما و مديريت شما دوخته شده و همه انتظار جهش بزرگ را از شما دارند، احترام و تجليل از اين سوابق روشن و با عظمت را در رأس برنامه قرار دهيد و سنت‌ها و مساجد را بازسازي و از نو بنا كنيد.
براي هر شيعه و مسلمان علاقمند به آذربايجان سخت دردناك است كه بشنويم در آنجا افرادي هويت ولائي آن كشور را مورد اهانت قرار مي‌دهند و در آن جامعه واحد و متحد، قصد تفرقه و اخلال به امنيت و حتي تجاوز به حقوق شهروندي دارند.
در ادامه اين پيام تاكيده شده است: مسجدي كه به نام سيده‌ نساء العالمين بانوي همه بانوان مسلمانان جهان حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها ناميده شده است، اگر معرض هجوم و خداي نخواسته تعطيلي باشد بسيار دردآور است و عواقب سوء آن موقعيت آن كشور عزيز را متزلزل مي‌سازد. انتظار از جنابعالي اين است كه با سياست و تدبيري كه داريد جلو اين فتنه‌ها و فتنه‌انگيزها را بگيريد و شخصاً به اين مسجد مشرف شويد و اداي احترام كنيد و عالم اسلام و مخصوصاً شيعيان را سرافراز و خشنود كنيد.

 
 

 
ادامه تخريب مساجد توسط دولت باکو  و احداث کنیسه های یهودیان
 
 
اگر ما بعد از فروپاشی شوروی به وطنی که از آن جدا شده ایم یعنی ایران ملحق میشدیم  هرگز امکان نداشت مورد اشغال و تجاوز ارمنستان و امریکا و اسراییل واقع شویم . بدبختی تاریخی مسلمانان قفقاز جنوبی از زمانی آغاز شد که با انعقاد عهدنامه های گلستان و ترکمانچای از ایران  جدا شده و تحت اشغال روسیه قرار گرفتند بعد از فروپاشی شوروی نیز تحت اشغال ارمنستان و امریکا و اسراییل هستیم . ما بعد از جدایی از ایران همواره تحت اشغال و با بدبختی زندگی کرده ایم و این روزگار سیاه هنگامی به پایان خواهد رسید که دوباره به ایران ملحق شویم .
 
طی ماههای اخیر اخبار مربوط به فعالیتهای استالینی دولت باکو از جمله تخریب و تعطیل مساجد - ممنوعیت پخش اذان و موج دستگیری فعالان اسلامی بخصوص ضرب و شتم و شکنچه عزاداران سالگرد رحلت پیامبر اسلام همچنان جایگاه خاصی در مطبوعات غیر دولتی باکو دارد.
فعالیتهای ضد اسلامی و خشن دولت باکو حتی موجب اعتراض مطبوعات و رسانه های ترکیه نیز شده است . با این حال دولت الهام علی اف بدون توجه به اعتراضها همچنان روند تخریب مساجد را پیگیری می کند.
 

"باباخانف" فعال  در زمينه امور مذهبى از  اقدامات دولت باکو  برای تخريب  یک مسجد دیگر خبر داد و گفت: مأموران دولتى و نيروهاى وابسته به کمیته ضد دینی ( کمیته نظارت بر امور دینی ) اعلام كرده‏اند كه قصد دارند طى چند روز آينده مسجد "حضرت فاطمه زهرا(س)" را تخريب كرده و در جاى آن ورزشگاه بسازند.

اين فعال  مذهبی در ادامه گفت: پيش از اين، طى چند ماه اخير نيز دو مسجد شيعى ديگر كه يكى مسجد "حضرت محمد(ص)" نام داشت، تخريب شده‌اند. بهانه دولت براى تخريب مساجد شيعيان قديمى بودن و عدم بازسازى آن‏ها بوده است. يكى از اين مساجد نيز به بهانه نداشتن مجوز ساخت تخريب شد. به نظر مى‏رسد نقش اصلی را در طراحی " تخریب مساجد " حزب حاکم موسوم به اذربایجان نوین بر عهده دارد .

"باباخانف" همچنين افزود: سال 2009 ميلادى از سوى سازمان جهانى يونسكو، به عنوان پايتخت فرهنگى جهان اسلام معرفى شده بود . ما انتظار داشتيم دولت باکو حداقل در این سال به بهانه عنوان پايتختى جهان اسلام، اقداماتى در مسير ارتقاى فرهنگ اسلامى انجام دهد اما متأسفانه نه‏تنها چنين نشد بلكه مى‏بينيم كه مساجد موجود نيز تخريب مى‏شوند.

عاکف حمید اف تحلیلگر سیاسی در باکو  طی مقاله ای در سایت اینترنتی خود نوشت : سیاست استالین در دهه سی قرن گذشته میلادی  الگوی دولت باکو برای مبارزه با اسلام و مسلمانان است . همانگونه که استالین مساجد را تعطیل و تخریب کرد دولت کنونی باکو نیز این کار را انجام میدهد و همانگونه که استالین فعالان مذهبی و روحانیون را به زنجیر و زندان کشید الهام علی اف نیز این کار را انجام میدهد.

حمید اف در مقاله خود افزوده است : در دوره شوروی کمیته ای به نام کمیته تبلیغات ضد دینی وجود داشت و علاوه بر آن کارگزاران حکومت در باکو که کمونیستهای بیدین بودند در ادارات مختلف با دین مبارزه میکردند و اصولا مبارزه با دین یکی از اهداف اصلی حکومت شوروی بود این روند هم اکنون توسط کمیته  دولتی نظارت بر امور دینی و احزاب و رسانه های دولتی مانند حزب آذربایجان نوین و حزب استقلال ملی ( ملی وطنداش پارتیاسی ) به مدیریت صابر رستمخانلی پیگیری میشود.

حمید اف نوشته است : در ارمنستان  دولت با دین مسیحیت مبارزه نمیکند اما در جمهوری آذربایجان ( ایران شمالی ) دولت با دین اسلام مبارزه میکند و روزی نیست که خبری از اقدامات ضد دینی دولت مانند دستگیری فعالان اسلامی و تخریب مساجد منتشر نشود.

ائلشن نصیر اف از روزنامه نگاران و فعالان فرهنگی باکو نیز در گفتگو با سایت اینترنتی " گفتگو " گفت : در سالهای منتهی به فروپاشی شوروی آزادی مذهبی و سیاسی در باکو بیشتر از اکنون بود .

وی افزود : دولت باکو یک برنامه چند جانبه برای محو فرهنگ و ارزشهای اسلامی و اخلاقی جامعه تدوین کرده است و هدف اصلی این برنامه نیز تبدیل جامعه شیعی جمهوری آذربایجان به یک جامعه فاسد و یهودی گرا و غرب پرست است.

نصیر اف گفت : دولت باکو روابط بسیار نزدیکی با اسراییل و صهیونیسم بین الملل برقرار کرده و هز از چند ماه کنیسه های جدیدی توسط یهودیانی که تعداد جمعیت انها بیش از چند هزار نفر نیست در کشور ساخته میشود اما مساجد شیعیان یک به یک تخریب میشود.

وی افزود : دولت باکو برای تحریک احساسات مردم سابقا اعلام میکرد که مساجد را در قره باغ ارمنیها تخریب کرده اند اما مردم ما به چشم خود میبینند که مساجد در باکو و گنجه تخریب میشود آن هم توسط دولت .

نصیر اف گفت : واقعیت انکار ناپذیر این است که سراسر جمهوری آذربایجان اشغال شده است اگر ۲۰ درصد کشور  در مناقشه قره باغ  جدا شده است اراضی باقیمانده نیز در اشغال امریکا و اسراییل است. دولت باکو گاهی شعارهایی درباره قره باغ و امکان اغاز جنگ در قره باغ میدهد اما همه میدانند که هدف دولت فقط سرگرم ساختن افکار عمومی است وگرنه دولتی که سران آن تا گلو در فساد اقتصادی و اخلاقی غرق شده و کشور را به امریکا و اسراییل فروخته اند هرگز جرات آغاز جنگ را ندارد.

نویسنده کتاب " اسلام در قفقاز " در پایان سخنان خود گفت : اگر ما بعد از فروپاشی شوروی به وطنی که از آن جدا شده ایم یعنی ایران ملحق میشدیم  هرگز امکان نداشت مورد اشغال و تجاوز ارمنستان و امریکا و اسراییل واقع شویم . بدبختی تاریخی مسلمانان قفقاز جنوبی از زمانی آغاز شد که با انعقاد عهدنامه های گلستان و ترکمانچای از ایران  جدا شده و تحت اشغال روسیه قرار گرفتند بعد از فروپاشی شوروی نیز تحت اشغال ارمنستان و امریکا و اسراییل هستیم . ما بعد از جدایی از ایران همواره تحت اشغال و با بدبختی زندگی کرده ایم و این روزگار سیاه هنگامی به پایان خواهد رسید که دوباره به ایران ملحق شویم .

 


تلاش  دولت باکو برای حذف حجاب ادامه دارد



اخیراً مقامات باکو برای صدور کارت اشتغال به تحصیل برای دانشجویان دختر خارجی  در آن شهر درخواست عکس بدون پوشش اسلامی (بدون روسری و مقنعه) کرده‌اند که این امر با اعتراض و نارضایتی دانشجویان ایرانی همراه بوده است.

بنابر این خبردولت باکو همچنین برای آن تعداد از اتباع ایرانی که در آن کشور مشغول تحصیلند، ظاهراً به منظور سهولت در کار دانشجویان به هنگام تردد به جای گذرنامه اقدام به صدور کارت‌هایی به نام گرین کارت کرده که عکس دارندگان کارت‌ها بر روی آن الصاق می‌شود.

معاون آموزشی وزارت بهداشت با اشاره به موضوع مطرح شده در مورد دانشجویان ایرانی شاغل به تحصیل در ایران شمالی ( جمهوری آذربایجان ) گفت: وزیر بهداشت در سفری به باکو در جریان مشکلات دانشجویان ایرانی که در این کشور تحصیل می کنند قرار گرفته است.

دکتر محمدعلی محققی در گفتگو با خبرنگار مهر افزود: دانشگاههای جمهوری آذربایجان ( ایران شمالی ) از لیست دانشگاههای معتبر از نظر وزارت بهداشت حذف شده اند و دیگر دانشجویی از ایران برای تحصیل در رشته های تخصصی پزشکی و همچنین رشته های مرتبط با علوم پزشکی به این کشور نمی رود.

محققی در خصوص اجبار دانشجویان دختر ایرانی در دانشگاههای باکو مبنی بر صدور عکس دانشجویی بدون حجاب گفت: این موضوع صحت دارد و ما نیز سعی می کنیم که برای این دانشجویان که به دلیل شرایط آنجا حاضر نیستند در آنجا تحصیل کنند مساعدت لازم را داشته باشیم.

شایان ذکر است دولت باکو از صدور گواهینامه رانندگی ، گذرنامه و مدارک تحصیلی برای خانمهایی که برای دریافت اینگونه مدارک عکس محجبه ارایه میکنند خودداری میکند. چند سال قبل اظهارات وزیر تحصیل باکو درباره ممنوعیت حجاب دانش آموزان در منطقه مذهبی نارداران موجب درگیری بین پلیس و مردم شد که کشته ها و زخمی هایی نیز بر جای نهاد.


 

ادامه تبلیغات دستگاههای دولتی  باکو علیه ایران

 

مرکز موسوم به « فنون و نوآوریهای سیاسی » وابسته به دستگاه ریاست جمهوری  باکو مدتی است که به یکی از  مراکز تبلیغ علیه ملت ایران تبدیل شده است . یک کارمند دولتی  با نام « مبارز احمداف » که به عنوان مدیر این مرکز اشتغال دارد ، به دستور مقامات باکو با دایر کردن کنفرانسها و مصاحبه های رسانه ای به صورت مکرر علیه  ایران تبلیغات میکند و رسانه ها و مطبوعات دولتی نیز اظهارات وی را منتشر میکنند.

وی در مصاحبه های خود افسانه های ویژه ای را نقل میکند . از جمله به دنبال ضرب و شتم و دستگیری عزادران اهل بیت ع در باکو ، نامبرده در مصاحبه ای اعلام کرد که در روز عاشورای سال گذشته در تهران پنج هزار نفر از عزاداران تهرانی کشته شده اند !

نامبرده در اظهاراتی که در تاریخ  پنجم اردیبهشت از شبکه لیدر ( منسوب به خانواده  علی اف ها ) پخش شد ، ضمن  سخنانی درباره آذربایجان ایران ، علیه روابط همسایگی ایران و ارمنستان نیز سخن گفت و افزود : تا زمانی که روابط ایران و ارمنستان ادامه داشته باشد ، دولت باکو به ایران اجازه ورود به قفقاز نخواهد داد !!

این در حالی  است دیدارها و ملاقاتهای صمیمانه بین رییس جمهور ارمنستان و باکو تاکنون دهها بار برگزار شده و دولت باکو به شدت تلاش میکند تا روابط همسایگی خود را با ارمنستان برقرار سازد.

گفتنی است مبارز احمد اف طی  مصاحبه مطبوعاتی در سال 2005 میلادی وعده داده بود که تا یک سال دیگر مساله قره باغ  توسط الهام علی اف حل خواهد شد .

 

 

برگزاری همایش « فرهنگ ایرانی » در باکو

سميناري تحت عنوان  « فرهنگ ايران بعنوان بخشي از تمدن جهاني » توسط انجمن فرهنگي سيمرغ در سالن اجتماعات هتل ارشاد در باكو برگزار شد. در اين سمينار نمايندگان سفارتهاي ايران و مجارستان در باكو، سازمان‌هاي بين‌المللي ، ميهمانان خارجي، محققين ، اساتيد و دانشجويان دانشگاه ها حضور داشتند.

ابراهيم نوري رييس مركز فرهنگي سفارت جمهوري اسلامي ايران در باکو ، بيلقييس قلي يوا استاديار گروه علمي ادبيات و زبان‌شناسي ايراني دانشگاه دولتي باكو، آفت محمد اوا معلم زبان فارسي و خبرنگار، ابوالفضل بابازاده مدير شعبه مناسبات بين‌المللي در بنياد الياس افندي يف  و رئوف محمد اف دكتر فلسفه انستيتو فلسفه، ‌جامعه شناسي و حقوق آكادمي ملي علوم باکو در اين سمينار سخنراني كردند. هر یم از سخنرانان در سخنان خود موضوعاتی از فرهنگ و تمدن کهن ایرانی را مورد بازکاوی قرار دادند.

 

مطبوعات و روزنامه نگاران باکو در تنگناها گرفتارند.

 

روزنامه پارالل چاپ باکو طی گزارشی  در مورد وضعيت آزادي بيان در ایران شمالی و بخصوص باکو  در سال گذشته میلادی نوشت :

مشكلات مطبوعات جمهوری آذربايجان  ( ایران شمالی )در سال 2009 حل نشده است. در همين سال نيز مرگ خبرنگاران، بازداشت نمايندگان مطبوعات و موارد همچون توطئه، تعقيب اعمال فشارهاي فيزيكي و معنوي عليه آنها همچنان ادامه دارد. سفارشان و عاملان قتل المار حسين‌اف سردبير مقتول مجله مانيتور هنوز مجازات نشده‌اند. عليرغم فراخواني سازماهاي بين‌المللي و محلي، به دليل عدم تصويب قانون ديفاماسيا از سوي حكومت، خبرنگاران به اتهام ماده 147 (افترا) و ماده  )148 توهين ) بازداشت شده‌اند.

اين گزارش همچنين مي‌افزايد كه اصلاحات صورت گرفته در قانون اساسي و مقررات باعث محدود شدن حيطه فعاليت مطبوعات شده است. عليرغم اظهارات حكومت باکو در مورد انتشار 1300 روزنامه در كشور، حدود 10 روزنامه متعلق به جناح مخالف منتشر مي‌شود. تيراژ اين روزنامه‌ها نيز قادر به تامين نيازهاي يك درصد مردم به اطلاعات نيست. شبكه‌هاي تلويزيوني و راديو نيز عملاً تحت مدیریت حكومت است.

 

 

نگرانی دولت باکو از عدم انتصاب سفیر امریکا

با گذشت ماهها دولت امریکا همچنان از اعزام سفیر به باکو خودداری میکند و سفارت این کشور توسط کاردار اداره میشود . این موضوع و نیز برخی مسایل پیش آمده در روابط واشنگتن – باکو موجب نگرانی شدید مقامات باکو شده است . به گونه ای که این مقامات تصور میکنند امریکا به دنبال سرنگونی دولت حاکم و انتصاب دولتی جدید از غربگرایان افراطی در باکو نظیر عیسی قنبر اف است .

 دونالد لو مسئول اداره موقتی سفارت آمریکا درباکو گفت: نبود سفیر آمریکا در باکو بر سطح کنونی روابط دو کشور تاثیر نمیکند. بخاطر مشکلات بروکراتیک تابحال سفیر جدید آمریکا در باکو تعیین نشده است.

وی در گفتگو با خبرنگاران افزود: در کشورهای زیاد دیگری نیز که برای آمریکا اهمیت دارند، هنوز آمریکا سفارت ندارد. هم اکنون درباکو هم سفیر آمریکا وجود ندارد و این امر بر روابط دو کشور تاثیر نمیکند.

وی اظهار امیدواری کرده که بزودی سفیر جدید آمریکا درباکو تعیین خواهد شد.

به گفته برخی منابع ، دولت باراک اوباما از واگذاری  قره باغ به ارمنستان حمایت میکند و عدم اعزام سفیر از سوی امریکا به باکو با مناقشه قره باغ در ارتباط است . دولت باکو خواهان ان است که با واگذاری رسمی قره باغ به ارمنستان این مناقشه در اسرع وقت خاتمه یابد و از نفوذ روسیه در قفقاز جنوبی کاسته شود.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1389ساعت   توسط عباس میرزا و یاران  |