نسلكشي یک قوم ایرانی توسط رژيم باكو
جمشيد غلامي
اخيراً تالشهاي ايران شمالي (جمهوري آذربايجان) تحت فشارها و محدوديتهاي شديدي از سوي رژيم باكو قرار گرفتهاند، تالشها كه جمعيت آنها بين يك تا يك و نيم ميليون نفر ميباشد، از اقوام اصيل ايراني هستند كه درمناطق جنوبي ايران شمالي ساكن هستند. زبان تالشي از گروه زبانهاي ايراني و شبيه زبان فارسي است. شهر لنكران مركز منطقة تالشنشين است. تالشها، پس از انعقاد عهدنامههاي سياه گلستان و تركمانچاي و بخصوص در دوره حاكميت كمونيسم، تحت فشارها و آزارهاي دايمي قرار داشتهاند. پس از فروپاشي كمونيسم و حاكميت رژيم پانتركيستي و ضداسلامي بر ايران شمالي، فشارها و آزارها بر تالشها افزونتر شد. رژيم باكو به طور رسمي ايدة ضد اسلامي پانتركيسم و پانآذريسم را تبليغ و ترويج ميكرد و به تالشها به ديدة «قوم بيگانه» نگاه ميكرد... بر اثر ستمهاي تاريخي و تشديد اين ستمها پس از فروپاشي شوروي، تالشها بپاخاسته و با رهبري قهرمانملي ايرانشمالي «ژنرال علياكرام همتاف» حكومت مستقل «جمهوري تالش ـ مغان» را به مركزيت لنكران تشكيل دادند ... اين حكومت از سوي ارتش باكو مورد حمله قرار گرفت و رهبر آن كه قهرمانانه مقاومت كرده بود، دستگير و زنداني شد. مدت زندان وي 12 سال به طول انجاميد و درنهايت با كوششهاي سياسي تالشها از زندان آزاد شد، در حالي كه بر اثر 12 سال زندان وتحمل شكنجهها درمعرض مرگ قرار داشت. رژيم باكو تابعيت شهروندي را سلب كرد و رهبر قهرمان تالشها مجبور شد از كشور خارج شده و فعاليتهاي خود را براي احقاق حقوق ابتدايي تالشها در خارج ادامه دهد...
رژيم باكو كه به صورت رسمي «پان آذريسم و سكولاريسم» را به عنوان ايدئولوژي ملي! (دولتي) اعلام كرده و از معرفي اسلام به عنوان دين رسمي در قانون اساسي خودداري ورزيده است، همواره از سوي تالشها كه مسلماناني عملگرا هستند، نگران ميباشد و به همين جهت طي سالهاي گذشته، اقدامات متعددي براي تضعيف تفكر ديني و ايجاد فاصله ميان دين و تالشها در منطقة تالشنشين انجام داده است. به دليل همجواري تالش ـ مغان با ايران، آمريكا و اسراييل نيز علاقة بخصوصي به اين مناطق نشان ميدهند. هيأتهاي آمريكايي و اسراييلي يكي پس از ديگري به اين مناطق گسيل ميشوند و با ايجاد مراكز مختلف ، تفكر ضد اسلامي را در ميان تالشها تبليغ ميكنند. درمناطق تالشنشين، آمريكاييها و اسراييليها با پوششهايي نظير راهسازي، كشاورزي، فعاليتهاي بشردوستانه و ... حضور دارند. آمريكاييها هر سال تعدادي از دانشجويان و دانشآموزان تالش را گزينش كرده و آنها را تحت آموزش قرار ميدهند. همچنين گروههاي وهابي نيز كه از سوي شيوخ مرتجع عرب حمايت ميشوند، اخيراً فعاليتهايي را در منطقة تالش ـ مغان آغاز كردهاند. اما همة اين اقدامات نتوانسته است در رويكرد عمومي تالشها تأثير بگذارد.
رژيم باكو تالشها را به عنوان قومي ايراني و خطرناك تلقي ميكند و انواع محدوديتها را در حق آنها روا ميدارد. منطقة تالش ـ مغان جزو مناطق بسيار عقب ماندة ايران شمالي ميباشد و اكثر روستاها و بخشهاي اين مناطق از خدمات برق، گاز، راه، آب آشاميدني بهداشتي محروم هستند. پس از فروپاشي و با گذشت 16 سال از تشكيل دولت باكو، در اين مناطق حتي يك كارگاه ايجاد نشده است. علاوه بر اين، كارگاهها و كارخانههايي كه در دورة شوروي بود، تعطيل شده است. رژيم باكو با انجام اينگونه اقدامات، كوشش دارد تا تالشها مجبور شوند به مناطق ديگر ايرانشمالي و باكو مهاجرت كنند...
تالشها در ساختار دولتي رژيم باكو نيز جايگاهي ندارند و هيچ يك از وزيران و مقامات ارشد و حتي مديران مياني در دستگاههاي مختلف اقتصادي، فرهنگي، نظامي و اجتماعي از قوم تالش نميباشند. علاوه بر اين ، انتشار مطبوعات و كتاب به زبان تالشي ممنوع است. تكلم به زبان تالشي در راديو و تلويزيون نيز ممنوع ميباشد و هيچ برنامهاي به اين زبان پخش نميشود.
در حقيقت ميتوان گفت كه رژيم باكو، تالشها را در محاصرة اقتصادي، سياسي و فرهنگي قرار داده و گام به گام و به تدريج پروژة نسلكشي تالشها را اجرا ميكند. اين نسلكشي سفيد (بدون خونريزي) به گونهاي طراحي شده است كه ميتوان پيشبيني كرد پس از پنجاه سال ديگر اثري از قوم تالش در ايران شمالي باقي نماند و نسلكشي تالشيها با موفقيت پايان يابد.
اما روشنفكران و نخبگان تالش به مقاومت در مقابل رژيم باكو برخاستهاند. رژيم باكو پيدرپي از دموكراسي و آزادي مطبوعات و بيان دم ميزند. به گونهاي كه حتي نشريات ضد اسلامي در باكو منتشر ميشوند و درباره پيامبر اسلام، اهل بيت(ع)، مراجع تقليد و تشيع مقالات اهانتآميز منتشر ميكنند!...
مقامات باكو مدعي هستند كه اقوام ساكن در ايران شمالي از آزادي برخوردار هستند و ميتوانند نشريه و كتاب منتشر كنند...
اخيراً نخبگان تالش براي نخستين بار پس از سقوط «جمهوري تالش ـ مغان» اقدام به انتشار نشريهاي به نام «تالشي صدو» (صداي تالش) كردند. شماره نخست (صداي تالش) به سردبيري «نوروز محمداف» منتشر شد. در اين نشريه از درج مطالب سياسي و انتقادي پرهيز شده و تنها اخبار و مطالب ادبي به زبان تالشي درج شده بود...
به دنبال انتشار اين نشريه، رژيم باكو دستگيري گستردة نخبگان و فعالان فرهنگي تالش را آغاز كرد. در نخستين اقدام، مأموران امنيتي رژيم باكو «ائلمان قلياف» دبير تحريريه «صداي تالش» را ربودند و با هجوم به منزل وي، رايانه و وسايل شخصياش را به غارت بردند، «علي نصيراف» معاون مركز فرهنگي تالش نيز در باكو از سوي افراد ناشناس ربوده شد و با گذشت چندين روز، خانوادة وي اعلام كرد كه از سرنوشت نصيراف اطلاعي در دست نيست.
«نوروزمحمداف» (سردبير صداي تالش) از نخبگان و چهرههاي فرهنگي شاخص تالشها كه از شهرت علمي در ايران، روسيه و مراكز تحقيقي جهان برخوردار است، دستگير و زنداني شد...
برخي از نخبگان و فعالان فرهنگي تالش نيز كه درانتشار نخستين شماره «صداي تالش» همكاري داشتند، دستگير و زنداني شدند.
مقامات رژيم باكو از اعلام اتهام دستگيرشدگان خودداري ميكنند، زيرا در ايران شمالي همه ميدانند كه هنگام دستگيريهاي گروهي، رژيم دو اتهام صادر ميكند: «تلاش براي كودتا و خيانت به ميهن!» اين اتهامها در حقيقت همان اتهامهايي هستند كه استالين با تمسك به آنها ميليونها نفر را كشت و ميليونها نفر را در سيبري زنداني كرد. در حالي كه مقامات باكو سكوت كردهاند، «راميز محمداف» وكيل نوروزمحمداف (سردبير زنداني صداي تالش) اعلام كرد كه به گفتة مقامات امنيتي، اتهام دستگير شدگان «خيانت به ميهن!» است. اما تالشها و افكار عمومي ميداند كه تنها جرم دستگيرشدگان اين است كه تالشي هستند و جرات كردهاند براي نخستين بار طي چهارده سال اخير و در دورة حكومت عليافها نشريهاي به زبان تالشي (فارسي) منتشر كنند.
تا زماني كه ايدة ضداسلامي «پان تركيسم و پان آذريسم» به عنوان ايدئولوژي دولتي از سوي رژيم باكو ترويج ميشود و از سوي ديگر، حكومتي استبدادي در قالب اين شعارها به غارت منابع كشور و چپاول ثروتهاي عمومي مشغول است، طبيعي است كه تقابل ميان مردم ايران شمالي (اعم از آذري، تالشي، لزگي، آوار و ...) با رژيم استبدادي مركزي ادامه يابد. و در اين ميان تالشها و تاتها بيش از هر قوم ديگري در ايران شمالي تحت ستم قرار دارند. زيرا آنها به زبان فارسي (تالشي) حرف ميزنند...
تالشها مانند ديگر اقوام ايران شمالي هويت ايراني و پيوندي تاريخي با ايران دارند. به نظر ميرسد، حمايت معنوي و فرهنگي از تالشهاي مظلوم ايران شمالي وظيفه فرد فرد ما ايرانيهاست.