تلاش برای کشتار خانواده دانشمند و روزنامه نگار پیشکسوت تالش
ليلا يونس فعال حقوق بشر در باكو: اتهامات بر عليه نوروزعلي محمد اف، دانشمند تالش در دادگاه ثابت نشده است.
در دفتر مركز صلح و دمكراسي، كنفرانس مطبوعاتي با موضوع دفاع از حقوق «نوروزعلي محمد اف» دانشمند معروف تالش زبان، سردبير روزنامه توليشي صدو (صداي تالش) و مدير گروه در دانشكده زبانشاسي آكادمي ملي علوم باكو برگزار گرديد. ليلا يونس مدير مركز صلح و دمكراسي ضمن يادآوري محكوميت نوروزعلي محمد اف، معاون مركز فرهنگي تالش به تحمل 10 سال زندان؛ اعلام داشت: وي نزديك به مدت يك سال در بازداشتگاه وزارت امنيت تحت بازداشت بوده ولي اتهامات منتسبه به وي در زمان دادرسي پرونده در دادگاه به ثبوت نرسيد. بر اساس اظهارات وي در جلسهاي كه اخيراً برگزار شده، نام نوروزعلي محمد اف به ليست زندانيان سياسي اضافه شده است. ميدانيم كه خانواده نوروزعلي محمد اف تحت فشارها و آزارهاي روحي قرار گرفته است. پسر بزرگ نوروزعلي محمد اف پس از دستگيري وي به دليل سكته قلبي فوت نموده است. چند روز قبل نيز امين محمد اف پسر كوچك وي دستگير شده است.
هلال محمد اف رئيس كميته دفاع از حقوق نوروزعلي محمد اف نيز نامبرده را بعنوان شخصي که سالها سابقه خدمات درخشان علمی دارد معرفی و اعلام داشت: نوروزعلي محمد اف همواره سياستهاي حيدر علي اف را مورد حمايت قرار داده است و تنها دانشمند تالش شناس مي باشد كه از سال 2001 سردبير روزنامه « توليشي صدو» بوده است. وي در مقالاتي كه به چاپ رسانده، همواره از فرهنگ قوم تالش و زبان تالشي صحبت به ميان آورده است. ولي در ماه فوريه سال گذشته وزارت امنيت ملي وي را متهم به جاسوسي نموده و او را بازداشت نموده است. سيف اله اسدالهاف رئيس مركز فرهنگي تالش گويا اينكه از ايران كمكهاي مالي مشخصي را دريافت مي نموده و روزنامه چاپ مي نمود. روزنامه مذكور در دست من مي باشد. اين نشريه كه ماهي يكبار چاپ مي گرديد بر عليه دولت هيچ مقالهاي منتشر ننموده است. میتوان گفت که تنها دلیل بازداشت دانشمند تالش و توقیف نشریه " صدای تالش " این است که دولت باکو به هیچ وجه مایل نیست از قوم کهن و بزرگ تالش سخنی در مطبوعات منتشر شود.
تلاش براي كشتار خانوادة دانشمند تالش:
از همه مهم آنست است كه، به دنبال بازداشت وي، فرزند او امين محمد اف نيز دستگير شده است و در زندان به سر ميبرد. چندي پيش نيز كامران محمداف فرزند ارشد نوروزعليمحمداف به صورت ناگهاني درگذشت. محافل سياسي باكو ميگويند وي به شيوهاي مرموز توسط مأموران امنيتي الهامعلياف كشته شده است.
راميز محمد اف وكيل نوروزعلي محمد اف، نيز اعلام داشت كه وي بيگناه است. نوروزعلي محمد اف در تاريخ 2 فوريه سال 2007 توسط افرادناشناس ربوده شده و به وزارت امنيت باکو برده شده است و در آنجا بدون اينكه صورتجلسه اي ترتيب داده شود، به مدت طولاني بازداشت شده و از وي در خصوص كنفرانس علمي تالش شناسی كه در ماه مه سال 2004 در ايران (شهر رشت) برگزار شده و او در اين كنفرانس شركت نموده، سئوالاتي پرسيده شده است. او گرسنه و تشنه نگه داشته شده و مورد ضرب و شتم قرار گرفته است. در سوم ماه فوريه بر اساس رأي دادگاه بخش ياسامال در خصوص وي به مدت 15 روز حبس انضباطي صادر گرديده است. در حالي كه ماده 30 قانون انضباطي دولت باکو ، حكم حبس انضباطي را براي مردان بالاي 65 سال ممنوع نموده است. در 17 ماه فوريه به وي اتهام خيانت به دولت با مضمون جاسوسي داده شده است. به نظر وكيل، حبس نوروزعلي محمد اف با فعاليت علمي وي ارتباط دارد. نامبرده در سال 2006 لغتنامه تالشي ـ آذربايجاني ـ روسي منتشر نموده است. جهت ايجاد ادبيات تالشي شروع به بررسيهائي نموده است. وي تأكيد نموده كه در جمهوري آذربايجان(ايران شمالي) يك ميليون تالش سكونت دارد و اراضي كه ايشان در آنجا سكونت دارند را ذكر نموده است. مثلاً در مقاله خود ذكر نموده است كه 20 درصد از جمعيت شهرستان سومقائيت از قوم تالش مي باشند. طبيعي است كه همه اين مسائل موجبات بازداشت وي را فراهم نموده است. كيفر خواست نشان مي دهد كه وي خودمختاري قوم تالش را درخواست نموده است.
سپس وكيل اعلام داشت كه نوروزعلي محمد اف در حال حاضر در بازداشتگاه بايل در بدترین شرایط نگهداري مي گردد و از بيماري رنج مي برد.
منبع : (روزنامه يني مساوات . چاپ باکو ـ 09/05/87 )
سفر رييس جمهور تركيه به ارمنستان،
گامي به سوي استقلال قرهباغ
عارف محمدزاده
6 سپتامبر 2008 (16 شهريور1378 )، اين روز، روزي سرنوشتساز در تاريخ روابط نوين ارمنستان وتركيه است. با سفر عبداللهگل، رييس جمهوري تركيه به ايروان، روابط سياسي ارامنه و تركها در بالاترين سطح ممكن گسترش مييابد.
نگاهي به روابط تركيه و ارمنستان، طي سالهاي گذشته نشان ميدهد كه سفر رييس جمهور تركيه به ايروان، تصميمي نيست كه يك شبه اتخاذ شده باشد و يا صرفاً تحت تأثير حوادث جديد قفقاز شكل بگيرد. طي سالهاي گذشته، روابط آنكارا ـ ايروان، با شيب ملايم، روند رو به رشد خود را طي ميكرد. شركتهاي ترك در ارمنستان فعال شده بودند. صادرات تركيه به ارمنستان (شامل مواد غذايي، لوازم خانگي، مصالح ساختماني، گندم و ...) از مسير گرجستان به صورت مستمر انجام ميگرفت. تركيه در جذب گردشگران ارمني نيز موفق بوده و سالانه حدود پنجاه هزار نفر از ارامنه به تركيه سفر ميكنند. خط هوايي مستقيم بين استانبول و ايروان از سالها قبل داير است و ...
مقامات سياسي دو كشور، به ويژه وزيران خارجه ديدارهاي مكرري با هم داشتهاند. در كنار اين اقدامات، تلاش براي پيوستن به « اتحاديه اروپا» نيز آنكارا را وادار ميكند تا به تنشزدايي با همسايههاي خود بخصوص يونان و ارمنستان بپردازد و روابط خوبي را با اين كشورها برقرار كند. روابط تركيه با يونان به سرعت در حال رشد است. تركيه پس از گسترش روابط با يونان، اين بار به دنبال گسترش روابط رسمي با ارمنستان است. از سوي ديگر علاوه بر منافع سياسي، گسترش روابط با ارمنستان، منافع اقتصادي كلاني براي تركيه ميتواند در پيداشته باشد. ارمنستان بازار مناسبي براي كالاهاي تركيه است. همچنين تركيه ميتواند مسير مناسبي براي ترانزيت به سوي ارمنستان باشد و ...
رييس جمهور تركيه پيش از ترك فرودگاه آنكارا به سوي ارمنستان در گفتگو با خبرنگاران، سفر خود به ايروان را زمينهساز فرصتهاي تازهاي در حل مسايل قفقاز دانست و گفت: بروز اختلاف بين روسيه و گرجستان تأثيرات منفي در سياست جهاني بر جاي گذاشته و به نظر ميرسد كه براي دستيابي به صلح و ثبات در قفقاز، گفتگو و اعتمادسازي بين كشورهاي منطقه ضروري است!
گل همچنين ابراز اميدواري كرد كه بازي فوتبال تيمهاي ملي ارمني و ترك به توسعه مناسبات بين مردم دو كشور كمك كند.
پس از ورود رييس جمهور تركيه به ايروان، اگر چه مقامات ارمني به گرمي از وي استقبال كردند، اما هزاران نفر از مردم ارمنستان در تمامي خيابانهاي شهر ايروان به ياد قربانيان نسلكشي ارامنه توسط تركهاي عثماني دست به اعتراض زدند. آنها با در دست داشتن پلاكاردهايي و سردادن شعارهايي همچون « ارمنستان نسلكشي را از ياد نبرده است» و « تركيه بايد نسلكشي ارامنه را بپذيرد» در خيابانهاي مسير حركت كاروان عبدالله گل تا فرودگاه حركت ميكردند...
علاوه بر اين مسايل، آنچه قابل توجه است اينكه در سفر به ايروان، عبدالله گل را 130 نفر از دولتمردان و كارشناسان و شخصيتهاي دخيل در روابط آنكارا ـ ايروان همراهي ميكنند. همين موضوع نشان دهندة آن است كه آقاي گل، صرفاً به صورت نمادين به ايروان سفر نكرده و سفر وي، يك سفر با اهميت و كاري است كه روابط ايروان ـ آنكارا را در مرحلهاي چشمگير از پيشرفت و ترقي قرار ميدهد، روابط با تركيه براي ارمنستان نيز بسيار حايز اهميت است، رييس جمهور ارمنستان به خوبي ميداند كه ارامنه ذهنيتي خونين از موضوع موسوم به « نسلكشي ارامنه توسط تركيه» دارند و دولت ارمنستان همواره روي اين موضوع تبليغات كرده است. در مقطعي كه سركيسيان تازه به رياست جمهوري ارمنستان انتخاب شده، پذيرش آقاي گل در ايروان ميتواند حاكي از آن باشد كه تصميم براي گسترش روابط با تركيه، يك تصميم ملي براي ارمنستان است و صرفاً برآمده از خواستهاي سركيسيان نيست.
در روابط ميان ارامنه و تركها، آنچه قابل توجه است، فراموش شدن موضوع قرهباغ است! سالهاست كه مقامات باكو چنين تبليغ ميكردند كه تركيه به دليل مناقشة قرهباغ و به طرفداري از دولت باكو، ارمنستان را تحت محاصرة اقتصادي قرار داده و از برقراري روابط رسمي سياسي با ارمنستان خودداري ميكند. برخي مقامات ترك نيز در سفر به باكو چنين سخناني را مطرح ميكردند. با سفر عبدالله گل همراه با 130 نفر از دولتمردان و كارشناسان ترك به ايروان، ظاهراً ديگر ترديدي وجود ندارد كه موضوع قرهباغ قابليت آن را ندارد كه در روابط ميان تركها و ارامنه مانع ايجاد كند. سفر آقاي گل به ايروان، موقعيت باكو را در مناقشة قرهباغ بيش از پيش تضعيف كرد و نشان داد كه تركها در پيشبرد منافع خود، توجهي به ادعاهاي «برادري!» خود با آذريها ندارند!
دولت باكو از واكنش رسمي به سفر آقاي گل به ارمنستان خودداري كرده است. اما برخي نمايندگان پارلمان باكو و تشكلهاي شبه دولتي و حتي حزب مساوات (از هواداران شديد تركيه در ايران شمالي ) نيز سفر گل به ايروان را نكوهش كردند. اما اين نكوهشها تيروهايي است كه بر سنگ ميخورد!
آمريكا، اسراييل و تركيه به عنوان نزديكترين متحدان دولت باكو، هر روز گامي تازه در راستاي «استقلال قره باغ» برميدارند. وضعيت شطرنج سياست نيز به گونهاي است كه دولت باكو فقط نظارهگر بازي است.
ايران تنها كشوري است كه باكو، هنگام ابتلا به يأس و نوميدي از متحدان خود، به آن روي ميآورد. پيشبيني ميشود الهام علياف در آيندهاي نزديك به تهران سفر كند.
روسيه نو، روسيه بعد از جنگ اوستياي جنوبي
جلال محمّدي – کارشناس مسایل قفقاز
جنگ اخير در اوستياي جنوبي، نقطة عطفي در تاريخ روسيه بعد از فروپاشي شوروي است، روسيهاي كه قريب 20 سال، تقريباً از انجام هر اقدامي براي مقابله با يكجانبهگرايي غرب و آمريكا و چنگاندازي ناتو به مرزهاي روسيه ناتوان بود و حيثيت وحضور سياسي آن در جهان رنگ باخته بود، ناگهان درجنگ اوستياي جنوي نشان داد كه توانايي اقدام در مقابل آمريكا و غرب را داد.
عملكرد روسيه در مقابل مسايلي مانند جنگ صربستان، استقلال كوزوو، اشغال افغانستان و عراق، كودتاهاي مخملي در اوكراين و گرجستان، تصرف جمهوري خودمختار آجاريا توسط گرجستان، و اقدامات آمريكا عليه بيلاروس و پروندة هستهاي ايران طي سالهاي گذشته، كارشناسان سياسي و افكار عمومي جامعة جهاني را به اين باور رسانده بود كه روسيه به كشوري دنبالهرو غرب و آمريكا تبديل شده است و تواناييهايش در بازي با قدرتهاي جهاني بسيار محدود است. اگرچه اين جمله محترمانه نيست، ولي واقعيت است كه : «روسيه آبروي سياسي خود را از دست داده بود.»
ميدانيم كه يك كشور هر قدر هم از لحاظ اقتصادي يا نظامي قدرتمند باشد، لزوماً به معناي آن نيست كه بتواند بر معادلات جهاني يا منطقهاي تأثيرگذار باشد. وقتي كشوري تأثيرگذار نباشد، عليرغم قدرت اقتصادي يا نظامياش، كشوري مهم محسوب نميشود. ژاپن از لحاظ اقتصادي يك كشور قدرتمند است، اما در معادلات جهاني به عنوان حلقهاي از حلقههاي سياسي آمريكا عمل كند و جايگاه برجستهاي ندارد. پاكستان يك كشور اتمي است، اما قدرت تأثيرگذاري آن در منطقه محسوس نيست...
بعد از آنكه پوتين در روسيه به قدرت رسيد، نگاه عمومي در خارج از روسيه به نسبت به روسيه تغيير يافت. مخالفان يكجانبهگرايي و نيز روسهاي سرخورده از تحقير غرب، اميدوار بودند كه پوتين، سياستها و اقدامات تلخ يلتسين را از خاطرهها بزدايد. پوتين در حوزة اقتصاد روسيه كارهاي مهمي انجام داد، اما براي ملتهاي ديگر، نحوه تعامل يا تقابل او با آمريكا و غرب مهمتر بود. تاريخ معاصر و جايگاه جهاني روسيه به گونهاي است كه از نگاه جهانيان، سطح استقلال و قدرت روسيه در نحوة تعامل اين كشور با غرب و آمريكا مشخص ميشود.
در دورة پوتين، اقدام دلگرمكنندهاي در مقابله با پيشروي نظامي، سياسي، اقتصادي و فرهنگي آمريكا و غرب به سوي روسيه و تسخير جمهوريهاي سابق شوروي صورت نگرفت... جنگ اوستياي جنوبي، واقعهاي است كه بار ديگر نشان داد در جهان كشوري قدرتمند به نام روسيه وجود دارد. اين همان نقطهاي است كه فعاليتهاي پوتين در آن به ثمر نشست و علاوه بر اقدامات نظامي عليه اردوگاه غرب و اسراييل در گرجستان، رييس جمهور روسيه در اقدامي مهم و تاريخي، استقلال اوستياي جنوبي را به رسميت شناخت.
بديهي است رسانههاي غربي تلاش ميكنند تصويري ناخوشايند از روسيه امروز ـ روسية بعد از جنگ اوستياي جنوبي ـ به جهان ارايه كنند، اما افكار عمومي جهان حداقل در آسيا و آفريقا، كشورهاي اسلامي، چين، هندوستان و ... امروز نسبت به روسيه احساس خوبي دارد و در عملكرد روسيه در مقابل تهاجم غرب و گرجستان به اوستياي جنوبي، نشانههاي روشني از تولد روسيه نوين ديده ميشود.
ترديدي نيست كه غرب و آمريكا با همة توان تلاش خواهد كرد، مانع از احياي قدرت سياسي فرامرزي روسيه شود و به همين خاطر، ممكن است هزينههايي مثل اخراج از گروه كشورهاي صنعتي يا تحريمها را بر روسيه تحميل كنند. كه البته اين هزينهها، نميتواند تأثيري بر زندگي مردم روسيه داشته باشد، و بيشتر حركتهاي انفعالي است كه براي بازسازي چهرة شكست خوردة خود در جنگ اوستياي جنوبي انجام ميدهند.
تاريخ روسيه و جهان، «اوت 2008 اوستياي جنوبي» را فراموش نخواهد كرد. اينجا بود كه براي نخستين بار بعد از فروپاشي شوروي، روسيه، آمريكا، غرب و اسراييل را شكست داد. اين اولين پيروزي جهاني روسيه است.
مسکو در ماجرای اوستیای جنوبی " خاکریزی " در برابر پیشروی روزافزون و نفوذ غرب به عمق روسیه ایجاد کرده است ، اما آیا مسکو خواهد توانست این "خاکریز "را در برابر فشارها و تهاجمهای سیاسی ، رسانه ای و تهدیدهای اقتصادی غرب حفظ کند یا نه ؟ برای یافتن پاسخ ، باید حوصله داشت و اتفاقات آینده را دید .اما این نکته ای مهم است که اگر روسیه در ماجرای اوستیای جنوبی عقب نشینی کند ، شکستی تاریخی را متحمل خواهد شد و پرونده " روسیه پوتین " خواه ناخواه بسته خواهد شد.
منبع : ایفنا
+ نوشته شده در سه شنبه نوزدهم شهریور ۱۳۸۷ ساعت توسط عباس میرزا و یاران
|