سیاست فریبکاری دولت باکو ؛

 

اتحاد با صهیونیسم و کلیپ حادثه خوجالی از حیفا تا تهران

 

 

نویسنده : عاکف حمید اف ، شاعر و تحلیلگر سیاسی

عضو هیات تحریریه مجله " یئنی سس " ( صدای نو . چاپ باکو )

 

 

 

 

 

            حيدرعلي اف در سال 1993 (1372) از طريق زد وبند با قدرتهاي خارجي (روسيه، تركيه و آمريكا) توانست به كاخ رياست جمهوري در باكو وارد شود. او از ضعف و آشفتگي جبهة خلق و ابوالفضل ايلچي‌بيگ (رييس جمهور و ناسيوناليست افراطي) نهايت استفاده را كرد. ايلچي‌بيگ كشور را به سوي جنگ داخلي سوق داد. در جنگ با ارمنستان نيز هر روز خبر مغلوبيت تازه‌اي به كارنامة‌ او نوشته مي‌شد. هر روز بخشي از خاك ما جدا مي‌شد ... در اين وضعيت حيدرعلي‌اف به عنوان يك «‌نجات دهنده!» قدرت را به دست گرفت. برخي از سياستمداران ما اعتقاد دارند كه ابوالفضل ايلچي‌بيگ با نقشة حيدرعلي‌اف روي كار آمد و هنگامي كه زمينه را براي حضور حيدرعلي‌اف در ساحت قدرت فراهم كرد، پس از يورش نيروهاي « صورت حسين‌اف » از گنجه به باكو، در جلسة محرمانه‌اي كه شبانه با حيدرعلي‌اف برگزار كرد، به نخجوان گريخت و در روستاي « كلكي» پنهان شد و در نهايت به طرز مرموزي در تركيه درگذشت. بايد اعتراف كنم كه در آن زمان، حيدرعلي‌اف توانسته بود به خوبي افكار عمومي به سمت خود جلب كند. مهم‌ترين انتظار مردم از علي‌اف، آزادي قره‌باغ بود و همه انتظار داشتند كه به محض رسيدن وي به قدرت، در مدت چند ماه مسأله جنگ و قره‌باغ حل خواهد شد. حيدرعلي‌اف هم پي‌درپي وعده مي‌داد...

حيدرعلي‌اف به قدرت رسيد و پس از ده سال حكمراني در سال 2003 از دنيا رفت. اما طي ده سال حتي يك متر از اراضي اشغالي آزاد نشد. اما شركتهاي آمريكايي و غربي و ترك و اسراييلي وارد كشور شدند و نفت‌ ما را با حرص و ولع مكيدند و بردند.

حيدرعلي‌اف كه در فنّ فريب دادن مردم استادي بي‌نظير بود، براي اينكه مردم قره‌باغ را فراموش كنند، اين بار خط لوله نفتي باكو ـ‌ جيهان را مطرح كرد. تلويزيونها و مطبوعات دولت تبليغ مي‌كردند كه با صدور نفت از طريق خط لوله باكو ـ جيهان مردم به رفاه و خوشبختي خواهند رسيد. بالاخره اين خط لوله هم از باكو به جيهان كشيده شد و ماهها گذشت. اما در وضع اقتصادي مردم  گرسنه و فلاکت زده تغييري مشاهده نشد ... مردم اما قره‌باغ را فراموش نكردند. اين بار دولت به تبليغات و حيله‌اي تازه دست زد، اين طور كه دولت تبليغات مي‌كرد كه حادثة‌ خوجالي كه در آن حدود صد و پنجاه نفر از هموطنان ما توسط ارامنه كشته شده‌اند، به عنوان « نسل‌كشي» مطرح شده و جهان آنها را به رسميت خواهد شناخت. اما تاكنون هيچ دولتي حتي تركيه و دولت صهيونيستي كه نفت ما به سوي آنها جريان دارد، حادثه خوجالي را به رسمیت نشناخته اند !!!

از سال 2004 الهام‌علي‌اف از جنگ با ارمنستان سخن مي‌گويد. مردم انتظار داشتند كه به زودي جنگ آغاز خواهد شد و سرزمين‌هاي اشغالي بازپس گرفته خواهد شد . اما با گذشت چند سال، حتي يك گلوله از سوي اردوي تحت فرمان الهام‌علي‌اف به سوي ارامنه شليك نشد. بلكه تهديدهاي توخالي الهام‌علي‌اف باعث مي‌شود كه نيروهاي ارامنه هراز گاهي عملياتهاي محدودي در جبهه‌ها انجام مي‌دهند و سربازان ما كشته مي‌شوند. سربازان ما به جاي آزاد كردن قره‌باغ به افغانستان و عراق اعزام شدند تا مسلمانها را بكشند و رضايت آمريكا جلب شود.

چند روز پيش ، باز هم سالگرد حادثة‌ خوجالي را مطرح كردند.

ابتدا يهوديها و سفارت اسراييل در باكو، مراسمي با عنوان گراميداشت هولوكاست در باكو برگزار كردند. تعحب نكنيد، مقامات حاكم در اين مراسم شركت كردند تا ياد يهوديهاي مثلاً كشته شده در جنگ دوم جهاني را گرامي بدارند. بعد هم قرار شد در اسراييل يعني همان فلسطين اشغالي و در شهر حيفا، مراسمي براي سالگرد حادثة خوجالي برگزار شود. تا مردم شيعة ما بدانند كه يهوديها برادر آنها هستند و از كشته شدن شيعيان ناراحت شده‌اند؟! اما در اين مراسم به جاي سوگواري و اشك ريختن، آوازخوانها و نوازندگان و رقاصان باكو و يهودي خواندند و رقصيدند! بله، دولت ما اينگونه ياد شهيدان را گرامي داشت. زنان لخت رقصيدند و حاضران لذت بردند...

از طرف ديگر شنيديم كه در تهران هم سفارتخانة‌ ما در « مسجد نور» مي‌خواست مراسم سالگرد حادثة‌ خوجالي را برگزار كند، برخي كاركنان سفارت و عوامل برگزاري مراسم در حالي وارد مسجد شده‌اند كه تا خرخره شراب خورده بودند و اين موجب شده كه مؤمنين حاضر در مسجد، سفير و دوستانش را از مسجد بيرون كرده‌اند، اين هم يك بي‌آبرويي ديگر براي ما ... در اسراييل به ياد كشته‌شدگان قره‌باغ مي‌رقصند و مي‌نوازند و ... و در ايران هم ديپلماتهاي ما شراب خورده و مست به مسجد مي‌روند تا ياد كشته‌هاي ما را گرامي بدارند! و عجبا از وقاحت دولت ما كه مطبوعاتش عليه دولت ايران تبليغات مي‌كنند كه اجازه نداده مراسم خوجالي برگزار شود.

من اعتراف مي‌كنم كه ما نمي‌توانيم قره‌باغ را آزاد كنيم. چون شخصيت‌هايي مانند مهدي باكري و عماد مغنيه نداريم. آزادي قره‌باغ سهل است كه ما حتي نمي‌توانيم الهام‌علي‌اف را ساقط كنيم. ما مردم بدبختي هستيم كه جوانان ما را با موسيقي و شراب به فساد كشيده‌اند. من وقتي تصويرهاي جوانان حزب‌الله لبنان را در صفحات اينترنت مي‌بينم و سيماي با صلابت آنها را مشاهده مي‌كنم كه براي جنگ و شهادت آماده هستند، به كساني كه جوانان ما را در موسيقي و شراب غرق كرده‌اند، لعنت مي‌فرستم. مهدي باكري و عماد مغنيه با جنگ و شهادت از وطن خودشان دفاع كردند و در كشور ما، مطربها و فاحشه‌ها در هتل‌ها و ستورانها از وطن مي‌خوانند...

اي ايران، اي لبنان، ما هم شيعه هستيم. آيا ممكن است از ميان ما هم شخصيت‌هايي مانند مهدي باكري و عماد مغنيه بپاخيزند؟