گوشه هایی از زندگی دکتر جواد هیئت و پدرش علی هیئت
( دو کارگزار رژیم پهلوی )
به قلم : دکتر محمود خرمی ، مدرس تاریخ
علی هیئت تا سال 1335 یعنی تا سن 72 سالگی و تا آخرین نفس در خدمت رژیم پهلوی تلاش کرد و در همین سال به علت ناتوانی جسمی و بیماری بازنشسته شد و در سال 1344 درگذشت . شاید علی هیئت تنها کارمند دستگاه ستمشاهی بود که تا سن 72 سالگی در خدمت رژیم بود.
دكتر جواد هيئت يكي از چهرههاي شناخته شده و در عين حال مرموز سياسي است. وي مدتي است كه رحل اقامت در باكو افكنده و اقداماتي عليه ملت ايران بخصوص مردم آذربايجان انجام ميدهد. از جملة اقدامات وي عليه مردم آذربايجان، حمايت از بيگانهگراياني است كه در جهت تضعيف وحدتملي و ايجاد اغتشاشات قومي در آذربايجان و تهران فعال هستند. جواد هيئت ارتباط نزديكي با خاندان حاكم بر ايران شمالي (عليافها) دارد. وي از حمايت حيدرعلياف (ديكتاتور سابق و مأمور ارشد ك . گ . ب) برخوردار بود، به نحوي كه تصوير جواد هيئت دركتابهاي درسي رژيم باكو نيز درج شده است.
جواد هيئت كه اكنون مراحل پاياني روزگار خود را در باكو و در ويلاي اهدايي حاكميت ضداسلامي عليافها سپري ميكند، چهرة ويژهاي است.
وي در زمان حكومت محمدرضا پهلوي در ايران، يكي از چهرههاي مورد اعتماد رژيم و رييس بيمارستان شهرباني در تهران بوده است. بيمارستان شهرباني، نقش خاصي در امنيت رژيم پهلوي داشت، و كلية كساني كه بر اثر شكنجه يا در درگيريهاي مسلحانه با مأموران رژيم زخمي ميشدند، در اين بيمارستان تحت مداوا، حفاظت و بازجويي قرار ميگرفتند.
جواد هيئت با اميرعباس هويدا (نخستوزيرشاه) نيز ارتباط داشت. علاوه بر اين، برخي ديگر از برادران وي، از مقامات رژيم پهلوي بوده و در عين حال خود وي عضو سازمان فراماسونري نيز بوده است.
در كتاب « فراماسونرها، روتارينها و لاينزهاي ايران» كه در سال 1377 توسط « انتشارات مركز اسناد انقلاب اسلامي» ( به عنوان يك مركز رسمي) چاپ شده، در صفحات 489 و 696 نام جواد هيئت جزو فراماسونرها آمده است.
جواد هيئت در همان زمان كه در بيمارستان شهرباني رژيم پهلوي در تهران مشغول فعاليت بوده، رياست انجمن دوستي ايران و تركيه را نيز برعهده داشته است. هيئت همزمان با جريان شورويگرا نيز در زمان شاه مرتبط بوده است. در آن روزگار، دولت شوروي به شدت تلاش ميكرد كه از استاد سيدمحمدحسين شهريار در راستاي پيشبرد اهداف خود در آذربايجان ايران استفاده كند. در آن زمان حيدرعلياف، مديريت سازماندهي و گسترش جريان وابسته به شوروي را در آذربايجان ايران برعهده داشت. در اين زمان با طرحريزي دولت شوروي، عدهاي از شاعران كمونيست باكو مأمور شدند كه اشعاري خطاب به شهريار بسرايند و شهريار را تحت تأثير قرار دهند. در داخل كشور نيز افرادي مانند بولود قرهچورلو (سهند)، كه از افراد مرتبط با سفارت شوروي بود و با كمك سفارت، كارگاه تريكوبافي در تهران داير كرده بود، شعر مفصلي براي شهريار نوشت و در اين شعر به خاطر اينكه شهريار اشعارش را به زبان فارسي ميسرايد، شهريار را به عنوان كسي كه روغن به چراغ بيگانه ميريزد، خطاب كرد. شهريار نيز در پاسخ به وي سهنديه را سرود كه در اغلب ابيات تعريضهاي گزندهاي به وي دارد. در هر حال سهند و جواد هيئت با هماهنگي هم و در قالب دوستي، با شهريار ارتباط يافتند و هيئت، شهريار را به مدت چند ماه به عنوان مهمان به تهران برد، اما نتوانست شهريار را تحت تأثير قرار بدهد. برخلاف هيئت و همفكرانش كه با پيروزي انقلاب اسلامي، درصدد ترويج ناسيوناليسم قومي و ايجاد تشكلهاي قومي توسط عناصر وابسته به شوروي برآمدند، شهريار قهرمانانه در صف مقدم فرهنگ و ادبيات انقلاب اسلامي قرار گرفت و شعرهاي زيادي در وصف انقلاب سرود و حتي لباس بسيجي بر تن كرد و در جمع رزمندگان عازم به جبهه اشعارش را قرائت كرد.
همانگونه كه گذشت، عليرغم اينكه دولتهاي متعدد طي دهههاي اخير در تركيه روي كار آمده، از لائيكها تا اسلامگرايان، جواد هيئت با محافل ويژهاي در تركيه ارتباط دارد كه اين محافل اهداف امنيتي خاصي را دربارة ايران پيگري ميكنند و بدين جهت ارتباط هيئت با تركيه همواره برقرار است، يكي از اقدامات هيئت، اعزام دانشجو به تركيه است. طبيعي است كه در همة كشورها پذيرش دانشجوي رايگان جز با تأييد دواير ويژه اطلاعاتي ممكن نيست. جواد هيئت از چنان مقبوليتي نزد دستگاههاي اطلاعاتي ـ امنيتي تركيه برخوردار است كه دانشجوياني كه توسط وي به تركيه معرفي ميشوند، بدون طي كردن مراحل خاصي پذيرفته ميشوند. اين دانشجويان طي مدت حضور در تركيه، از سوي مراكز اطلاعاتي ـ امنيتي به همكاري جلب ميشوند و پس از بازگشت به ايران در نقشهاي متعدد و پوششهاي مختلف در مراكز علمي و دانشگاهي، نشريات و... فعاليتهاي محوله را انجام ميدهد. جواد هيئت از مهارت ويژهاي در هماهنگ ساختن خود با محيطها و حكومتهاي مختلف برخوردار است. مثلاً وي طوري عليه رژيم پهلوي سخن ميگويد، كه مخاطبان بياطلاع و سادة وي تصور ميكنند كه وي در زمان شاه جزو مبارزان بوده، در حالي كه هيئت از مهرههاي شناخته شده دربار پهلوي بوده است. درباري بودن جواد هيئت ميراثي است كه از نياكان به وي رسيده است. مروري بر زندگي پدر وي اين حقيقت را ثابت ميكند:
نگاهی کوتاه به زندگی خادم برجسته دربار پهلوی ، علی هیئت
علی آقا هيئت از قيافههای جالب توجه آذربايجان است. وی در سال ۱۳۰۶ قمری در تبريز متولّد شد. پدر او ميرزاتقيخان از اعيان تبريز و از مأمورين عاليمقام دربار محمّدعلی ميرزا وليعهد بود. علی آقا هيئت از قيافههای جالب توجه آذربايجان است. وی در سال ۱۳۰۶ قمری در تبريز متولّد شد. پدر او مرحوم ميرزاتقيخان از اعيان تبريز و از مأمورين عاليمقام دربار محمّدعلی ميرزا وليعهد بود.
علی هیئت پس از مدتی حضور در نجف اشرف لباس روحانیت برتن کرد. بعد از اتمام حوادث مشروطیت که علی هیئت خود را مشروطه خواه معرفی میکرد از کشور خارج شد و مدتی در کشورهای مختلف از جمله مصر اقامت گزید . درباره علت سفرهای وی در منابع منتشر شده چیزی ذکر نشده است.
علی هیئت از جمله مخالفان سرسخت پیشوای نهضت آزادیستان مرحوم شیخ محمد خیابانی بود. وی همراه با دوست نزدیک خود احمد کسروی به مخالفت با شیخ محمد خیابانی پرداخت . دامنه مخالفتهای وی و کسروی تا حدی پیش رفت که شیخ محمد خیابانی ، علی هیئت را به تهران تبعید کرد. و علی هیئت به همکاری با مخالفان شیخ شهید مشغول شد.
در جریان جنگ جهانی اول که نیروهای عثمانی تبریز را اشغال کردند ، شیخ محمد خیابانی به مخالفت با عثمانیها پرداخت . اما علی هیئت به همکاری با نیروهای عثمانی پرداخت . نیروهای عثمانی شیخ محمد خیابانی را دستگیر کرده و به شهر قارص انتقال دادند.
سرنوشت احمد کسروی و علی هیئت بسیار مشابه هم است . در کتاب " بحران آذربایجان"نوشته مرحوم مجتهدی که بارها منتشر شده ، درباره روابط بسیار نزدیک علی هیئت با احمد کسروی نکات جالبی ذکر شده و به روشنی قابل استنباط است که افکار الحادی و ضد دینی کسروی تحت القائات و تاثیرات علی هیئت شکل گرفته است.
همچنین جالب است که کسروی و علی هیئت هر دو ابتدا لباس روحانی بر تن کردند و هر دو مخالف شدید شیخ محمد خیابانی بودند و هر دو بعدا لباس روحانی را از تن خارج کردند و هردو در دادگستری جدید رضاخان به عنوان مقام عالی به خدمت گمارده شدند . هر دو تفکرات شدید شاه دوستی داشتند ... اما ترقیات علی هیئت در دستگاه پهلوی بسیار افزونتر از کسروی بود.
دکتر مهدی مجتهدی که خود از هواداران علی هیئت است در زندگی نامه وی مینویسد : " جنگ بينالملل اوّل شروع شد. وی ( هیئت ) از دولت عثمانی جانبداری کرد و با يک عدهّ از علما به جانب ايران حرکت کرد, با دولت مهاجر تماس يافت, با اوليای باب عالی ( دولت عثمانی ) مذاکرات کرد و از طرف دولت عثمانی به رياست تشکل اتحاد اسلام وابسته به عثمانی درايران تعيين گرديد. برای تامين استقلال ايران که عملاٌّ در اثر معاهدهً 1917 از بين رفته بود با ساير آزاديخواهان مدّتها جانفشانی کرد.
صاحب ترجمهً ما پس از خاتمهً جنگ به تبريز آمد, کار سابق يعنی اصلاح روابط علما و آزاديخواهان را از سر گرفت.( !!!؟؟؟) قيام خيابانی را چون مخالف اصول يافت, آن را شديداٌّ انتقاد يا به قول متجددين آن دوره تنقيد نمود و بدون آنکه خود بخواهد در رأس تنقيديون قرار گرفت. بالاخره به تهران تبعيد گرديد. حقيقت اوضاع آذربايجان و واقعهً قيام را به اوليای امور آشکار ساخت و از جنجال جرايد دست چپ تهران که طرفدار قيام شيخ بودند ذرهای نهراسيد و حقيقت را گفت."
دقت در جمله " حقيقت اوضاع آذربايجان و واقعهً قيام را به اوليای امور آشکار ساخت " به خوبی حاکی از ان است که علی هیئت در تهران در برانگیختن هیات حاکمه برای قتل شیخ محمد خیابانی نقش مهمی ایفا کرده است.
علی هیئت پس از شهادت شیخ محمد خیابانی به تبریز باز میگردد تا پس از شهادت شیخ بتواند نفس راحتی در تبریز بکشد.
علی هیئت در سال 1306و بعد از ورود کسروی به دستگاه رضاخان وارد دستگاه نوبنیاد دادگستر ی میشود و ترقیات خود را در دستگاه استبدادی رضاخان پهلوی آغاز میکند. و تا سقوط رضاخان در مسوولیتهای مختلف از جمله ریاست دادگستری غرب ایران و همدان فعالیت میکند .
همانگونه که میدانیم رضاخان ارتباط نزدیکی با هیتلر و المانها داشت. دستگاه پهلوی و حکومت هیتلر تبلیغات سنگینی درباره آریایی و همنژاد بودن ایرانی ها و آلمانیها به راه انداخته بودند و ارتباط اقتصادی گسترده ای میان حموکت رضاخان و دولت آلمان برقرار شده بود و متفین به همین بهانه ها ایران را در جنگ دوم جهانی ( شهریور 1320 9 اشغال کردند. علی هیئت نیز به پیروی از دستگاه حاکمه از آلمانها طرفداری میکرد . وی تلاش کرد تا طرفداران آلمان را سازماندهی کند. بدین منظور تشکلی با نام کلوپ اذربایجانیها را در تهران راه انداخت و طرفدران آلمان را در آن گرد آورد اما علی هیئت از طرف متفقین به اتهام فعالیت به نفع حکومت هیتلر و فاشیسم دستگیر و زندانی شد."
در 1322 از طرف متفقين بازداشت و به اراک منتقل شد و دو سال در زندان متفقين بود. بعد از استخلاص ابتدا رئيس شعبه شد و بعدا در 1325 دادستان کل ديوان کشور گرديد. "
علی هیئت دارای روابط دوستان و نزدیک با باستانگرایان و ملی گرایان از جمله سید حسن تقی زاده و قوام السلطنه بود. با محمدرضا شاه نیز ارتباط خوبی داشت . بعد از رفع استیلای عوامل شوروی از آذربایجان ( فرقه دمکرات ) محمد رضا شاه به تبریز سفر کرد . در این سفر علی هیئت نیز جزو همراهان شاه بود.
علی هیئت در کابینه های مختلف دارای مقام بود و همانگونه که ذکر شد میتوانست با محیطهای مختلف همرنگ شود به عنوان مثال :
در کابينه علی منصور و دکتر محمد مصدق در 1329 و 1330 وزير دادگستری بود.
در 1329ش در کابينه سه ماهه منصورالملک وزير دادگستری شد و پس از سقوط کابينه به سناتوری انتصابی رسيد.
در 28 مرداد 1332 از طرف سپهبد زاهدی با اختيار تام به استانداری فارس منصوب شد.
همچنین وی عضو اصلی هیاتی بود که از طرف سپهبد زاهدی برای سرکوب قیام ایل قهرمان قشقایی به شیراز رفت و با ناصر قشقایی ملاقات کرد. تا اتش قیام را فرونشاند.
علی هیئت در زمان مشروطیت خود را مشروطه خواه معرفی میکرد اما در محکمه مشروطه خواهان نیز فعال بود از جمله مشروطه خواه معروف سید محمد تدین که در اوايل 1326 با حضور كليه مستشاران تميز به رياست ميرزا شفيع جهانشاهي و دادستاني علي هيئت در ديوان عالي كشور تحت محاكمه قرار گرفت و در مدت محاكمه بازداشت بود. پس از بيان ادعانامه دادستان، تدين به دفاع پرداخت و ضمن حمله به دادستان ( علی هیئت )، درباره خدمت خود در ادوار مختلف مشروطيت شرح مبسوطي بيان نمود و جريان روي كار آمدن رضاشاه را تشريح كرد.
در یک سخن علی هیئت تابع قدرت بود . وی در کابینه مصدق وزیر دادگستری بود اما در همان حال با جناح شاه در ارتباط نزدیک بود چنانکه بعد از کودتا به استانداری فارس منصوب شد و بعد در محاکمه مصدق نیز دست داشت . مصدق در دفاعیات خود میگوید:
" اينکه عرض ميکنم مقدمه است :
بر طبق ماده 159 قانون دادرسي و کيفر ارتش اينجانب راجع به عدم تکميل پرونده و عدم صلاحيت دادگاه بدوي يا فوق العاده در آن دادگاه بيان ايراد نمودم ولي هيچ از ايراداتم مورد توجه واقع نشد و دادگاه بدوي قرار صلاحيت خود را صادر کرد و در رسيدگي به ماهوي وارد گرديد و حکم محکوميت اينجانب را صادر نمود که بر طبق ماده 59 لايحه قانون دادرسي و کيفر ارتش قابل رسيدگي فرجامي است و وکلاي اينجانب از ديوان کشور درخواست فرجام نموده اند پس از آن چون موقع ابلاغ حکم به اين جانب تکليف شد که تقاضاي تجديدنظر کنم با اينکه دادگاه تجديدنظر هم دادگاهي است غيرقانوني و به هيچوجه نمي تواند يک نخست وزير را محاکمه کند نظر به اينکه در حبس مجرد به من بسيار سخت ميگذشت و درخواست تجديدنظر هم بر طبق ماده 223 قانون دادرسي ارتش و کيفر(موجب توقيف اجراي حکم دادگاه بدوي ميشد ) و مانع درخواست فرجام هم نبود با اين قيد که نسبت به حق فرجام من خللي نرسد و مانع جريان و تعقيب پرونده در ديوان کشور نگرددتقاضاي تجديدنظر نمودم ولي بعد از اين تجديدنظر غيرقانوني نه فقط موجب خلاصي من از حبس مجرد نشد بلکه سبب شد که درخواست فرجام وکلاي من هم در ديوان کشور بلاتکليف بماند.
آقاي علي هيئت رئيس ديوان کشور بجاي اينکه پرونده مرا بدون هيچ قيد و شرطي از دادرسي ارتش بخواهند در نامه مورخ نهم ديماه خود مينويسند اگر پرونده مورد احتياج نيست آنرا به ديوان کشور ارسال نمايند در صورتيکه جلسه مقدماتي دادگاه تجديدنظر تا روز چهارم بهمن ماه تشکيل نشده بود و در ظرف 25 روز که پرونده مورد احتياج دادگاه نبود ديوان کشور ميتوانست نظريات خود را اظهار کند که رسيدگي به اتهامات منتسبه به من در صلاحيت دادگاه نظامي هست يا نيست .
آقاي سرتيپ آزموده هم به اين بهانه که پرونده مورد احتياج دادرسي است از ارسال آن به ديوان کشور خودداري نماييد درصورتيکه رسيدگي به درخواست فرجامي از هر حيث به رسيدگي در دادگاه تجديد نظر مقدم است "( دفاعیات مصدق )
علی هیئت تا سال 1335 یعنی تا سن 72 سالگی و تا آخرین نفس در خدمت رژیم پهلوی تلاش کرد و در همین سال به علت ناتوانی جسمی و بیماری بازنشسته شد و در سال 1344 درگذشت . شاید علی هیئت تنها کارمند دستگاه ستمشاهی بود که تا سن 72 سالگی در خدمت رژیم بود.