جوانان حركت اسلامي، قربانيان توطئة پيچيده سازمانهاي جاسوسي

 

گزارش اختصاصی

 

به قلم  :  «عبدالله جعفر‌اف» سردبير نشريه «اسلامي اويانيش» (بيداري اسلامي) – باکو

 

·         

حدود یک سال پيش خبر دستگيري گروهي از فعالان  حركت اسلامي باکو موسوم به گروه « مهدي صاحب الزمان (عج)» از طريق مطبوعات و رسانه‌هاي باكو منتشر شد. در اين خبرها كه از سوي منابع وزارت امنيت باكو در اختيار مطبوعات و رسانه‌هاي مربوط قرار داده مي‌شد، مسوول اين گروه را « سعيد داداش بيگي» معرفي كرده و از گروه دستگير شده با عناوين مختلف مانند « ارتش شمالي مهدي (عج)» ، « ارتش مهدي (عج) در ايران شمالي» و «گروه سعيد» نيز نام بردند. مطبوعات دولتي و غربگراي باكو كه هر حركت شيعي را در ميان مسلمانان قفقاز جنوبي به ايران منتسب مي‌كنند، از ارتباط گروه انقلابي « مهدي صاحب الزمان (عج)» با ايران خبر دادند و مواردي مانند نگهداري اسلحه، اراية اطلاعات به ايران دربارة‌ خط لوله باكو ـ‌جيهان، تلاش براي كودتا و تغيير مسلحانه حكومت علي‌اف‌ها را جزو اتهامات گروه « مهدي صاحب الزمان (ع)» اعلام كردند.

 

سعيد داداش‌بيگي كيست؟

 

سعيد داداش‌بيگي از جوانان فعال و دانشور حركت اسلامي ايران شمالي است. وي جواني روشنفكر و مذهبي است كه همانند اغلب مردم مظلوم ايران شمالي (جمهوري آذربايجان) از گسترش روزافزون نفوذ آمريكا، اسراييل و شركتهاي غربي در كشور نگران و ناراحت است. او به چند زبان زنده دنيا از جمله روسي، انگليسي، فارسي و آذري مسلط است. مطالعه و كتابخواني يكي از ويژگي‌هاي اوست. به انجام فرايض ديني پاي‌بند است و در ميان همفكران و يارانش به عنوان شخصيتي دانا و قابل اعتماد و وفادار شناخته شده است. با تظاهر و رياورزي به شدت مخالف است و خدمت به مردم را بهترين عبادت مي‌داند.ياران و كساني كه در همسايگي محل سكونت خانوادة وي هستند، سعيد را به عنوان فردي آرام و نوع‌دوست مي‌شناسند كه همواره براي ياري فقرا و نيازمندان مي‌كوشد. او بارها و بارها از اينكه اكثريت مردم ايران شمالي با فقر و فلاكت دست به گريبان هستند، به طور علني ناراحتي خود را آشكار مي‌ساخت و مسوول بدبختي مردم را حكومت علي‌اف‌ها مي‌دانست.

پيش از آنكه خط لوله باكو ـ جيهان فعال شود، رژيم باكو و بخصوص شخص الهام‌علي‌اف، به طور گسترده تبليغ مي‌كردند كه با فعال شدن اين خط لوله و صدور مستقيم نفت به غرب، در اندك مدتي فقر و مشكلات اقتصادي در كشور ريشه‌كن خواهد شد و مردم در ناز و نعمت و رفاه غرق خواهند شد. در همان زمان، اعتقاد سعيد بر اين بود كه اين خط لوله براي تأمين انرژي مورد نياز اسراييل است و درآمد آن نيز به جيب خاندان سلطنتي علي‌اف‌ها خواهد رفت و حال و روز مردم نيز بدتر و نفوذ آمريكا و اسراييل در كشور بيشتر خواهد شد كه امروز با گذشت چند سال از صدور نفت از طريق خط لوله باكو ـ جيهان (تركيه) و طرح امتداد يافتن اين خط لوله تا بندر آشكلون در فلسطين اشغالي و تداوم فقر و فلاكت مردم ايران شمالي، پيش‌بيني‌ها و تحليل‌هاي روشنگرانة سعيد به واقعيت پيوسته است.

سعيد به مردم سالاري ديني عميقاً معتقد است. او مي‌ديد كه رژيم باكو از سويي دم از دمكراسي مي‌زند و از سوي ديگر، نه تنها رئيس‌جمهور كه حتي نمايندگان پارلمان باكو نيز از طريق انتخابات تقلبي و با ارادة‌ آمريكا و اسراييل و انگليس انتخاب مي‌شوند.

سعيد در اين مرحله به مبارزه مسلحانه براي ساقط كردن رژيم استبدادي علي‌اف‌ها اعتقاد نداشت. او مي‌گفت: « ‌اقدام براي مبارزه مسلحانه و كشتن و كشته‌شدن در صلاحيت افراد عادي نيست، مگر اينكه مرجع تقليد حكم به مبارزه مسلحانه كند». او مبارزه فرهنگي و آگاه و متشكل كردن توده‌ها را ضروري مي‌دانست و همواره در آرزوي آن بود كه با رهبري شخصيتي پاك و الهي، انقلاب سبز در ايران شمالي به پيروزي برسد.

او به پيش‌كسوتان مبارزه احترام عميقي قايل است. همواره از «علي اكرام‌علي‌اف» شخصيت پيشتاز حركت اسلامي ايران شمالي كه سالهاي سال از عمر پربركتش را به خاطر مبارزه با استبداد داخلي و استعمار آمريكا و صهيونيسم در زندان علي‌اف‌ها سپري كرده، با احترام ياد مي‌كرد.

وي در راستاي فعاليت‌هاي فرهنگي گروه « مهدي صاحب الزمان (ع)» را تشكيل داد. فعاليت‌هاي وي علني بود و همة مردم و بخصوص دستگاه اطلاعاتي حكومت الهام‌علي‌اف به خوبي مي‌دانست كه «سعيد داداش‌بيگي» به فعاليت فرهنگي و مذهبي اشتغال دارد و در راستاي ارتقاي سطح آگاهي و دانش مردم در حوزة فرهنگ و مذهب فعاليت مي‌كند.

سعيد معتقد بود كه مسلمانان قفقاز جنوبي به خاطر هفتاد سال محروميت از آموزش علوم و معارف اسلامي و آزادي در دورة كمونيسم و از آن پس افتادن كشور به چنگ عوامل غرب، بايد تلاش كنند تا شناخت بيشتري از دين و مذهب به دست آورند. او «فقر فرهنگي» و « گرسنگي» را دو عامل اساسي شيوع فساد اخلاقي، اجتماعي و سياسي در ميان مردم ايران شمالي معرفي مي‌كرد و بر اين باور بود كه اگر فقر فرهنگي مردم برطرف شود، حكومت استبدادي سقوط مي‌كند.

پس از فروپاشي شوروي، مردم شيعيان قفقاز جنوبي به تأسيس حوزه‌هاي علميه و دانشگاه‌هاي ديني در شهرهاي مختلف از جمله باكو، گنجه، ساليان، نخجوان و ... اقدام كردند. از نخستين اقدامات حيدرعلي‌اف، تعطيلي مراكز علمي ديني بود. با تعطيل شدن اين مراكز همه دريافتند كه حكومت حيدرعلي‌اف ـ اين خادم كهنه‌كار كمونيسم ـ همان سياست‌هاي ضدديني استالين را ادامه مي‌دهد.

 

« گروه مهدي صاحب الزمان (ع)»

 

اين گروه يك گروه فرهنگي بود و همة فعاليت‌هاي آن مانند تشكيل كلاسهاي مذهبي، اقامة‌ نماز جماعت، انتشار جزوه‌هاي فرهنگي و سياسي و ... آشكارا انجام مي‌گرفت. كساني كه در كلاسها و جلسات مذهبي گروه شركت كرده و در انجام امور همكاري مي‌كردند، به عنوان عضوي از گروه شمرده مي‌شدند. ( يعني چيزي به عنوان ثبت‌نام يا طي مراحل عضويت نداشت.) در حقيقت اين گروه شبيه هيأتهاي مذهبي ايران بود كه در قالب هيأت، فعاليت‌هاي مذهبي مانند آموزش قرآن، تفسير قرآن، انجام سفرهاي مذهبي و زيارت از اماكن مقدسه دارند. ساماندهي سفر اعضاي گروه به مشهد مقدس و قم از جمله برنامه‌هاي اين گروه بود.

هنگامي كه اين گروه فعاليت داشت، چندين بار از دستگاه اطلاعاتي رژيم باكو به گروه تذكر داده مي‌شود كه در صورت تداوم فعاليت به شدت با آن برخورد خواهد شد و حتي به صراحت گفتند كه براي آنها پرونده‌سازي خواهند كرد.

 

·        نحوه پرونده‌سازي براي دستگيري اعضاي گروه

 

فعاليت فرهنگي آشكار گروه مهدي صاحب‌الزمان «عج»، دستگاه اطلاعاتي رژيم باكو را به شدّت عصباني كرده بود. اما مأموران رژيم نمي‌توانستند، اين گروه از جوانان اسلامگراي باكو را صرفاً به اتهام فعاليت فرهنگي ديني و اراية تحليل‌هاي سياسي به مخاطبان دربارة‌ نفوذ اسراييل، آمريكا و انگلستان بازداشت كنند. زيرا در حالي كه علاوه بر سفارت رژيم صهيونيستي، مركزي به نام «مركز فرهنگي اسراييل» در باكو تأسيس شده و ساير تشكلهاي بين‌المللي صهيونيستي از جمله «سوخنوت» و «ماشاو» به صورت گسترده به فعاليت فرهنگي، اجتماعي و سياسي در باكو، گنجه، لنكران و ساير شهرها مشغول هستند، براي مردم اين سؤال مطرح مي‌شود كه: « چرا فعاليت‌هاي فرهنگي، اجتماعي و سياسي رژيم صهيونيستي آزاد است، اما فعاليت فرهنگي و آشكار گروههاي ديني و فرهنگي بومي ممنوع است؟»

دستگاه اطلاعاتي رژيم باكو براي پرونده‌سازي عليه اعضاي گروه مهدي صاحب‌الزمان «عج»، فردي را مأمور مي‌كند كه در پوشش مذهبي، وارد فعاليت با گروه شود. اگرچه جوانان مذهبي از جمله سعيد داداش‌بيگي به مرور زمان از ارتباط اين فرد با دستگاه اطلاعاتي دولت باكو آگاه شده بودند، اما به دليل اينكه فعاليت گروه، فعاليتي علني و عرفي بود، نيازي به طرد فرد موردنظر ديده نمي‌شد. فرد يادشده، قراري با اعضاي گروه براي بحث پيرامون موضوعات قرآني مي‌گذارد، هنگامي كه افراد گروه در محل جلسه حاضر مي‌شوند، مأموران آنها را دستگير مي‌كنند و اظهار مي‌دارند كه در محل سلاح و موادمخدر وجود دارد. سلاح‌ها و موادمخدر، توسط مأموران MTN  (وزارت امنيت دولت باكو) در محل جلسه جاسازي شده بود و اعضاي گروه تعلق آنها را به خودشان نپذيرفتند.

 

اتهامات گروه

 

كساني كه با نحوة‌ عملكرد دستگاه اطلاعاتي رژيم حاكم بر ايران شمالي كه بازماندة دستگاه اطلاعاتي شوروي (ك.گ.ب) است، آشنا هستند، مي‌دانند كه پرونده‌سازي يكي از اقدامات عادي اين دستگاه اطلاعاتي است و معمولاً مخالفان را با اتهاماتي مانند «مالكيت غيرقانوني سلاح و موادمخدر، جاسوسي و خيانت» بازداشت مي‌كند. نه تنها فعالان حركت اسلامي كه حتي مخالفان غربگراي حكومت ( كه دست نشاندة غرب است) نيز به همين اتهامها زنداني مي‌شوند.

مثلاً چندي پيش «روسلان بشيرلي» از طرفداران جبهة خلق و مسوول شاخه جوانان بلوك انتخاباتي اين جبهه به اتهام « اراية‌ اطلاعات به ارمنستان» دستگير شد. (جالب است كه تاكنون افرادي كه «ائلمارحسين‌اف» روزنامه‌نگار جسور باكويي را در مقابل خانه‌اش كشتند و با گلوله‌اي كه بر دهانش زدند، او را براي هميشه خاموش كردند، دستگير نشده‌اند! ائلمارحسين‌اف سردبير مجلة « مانيتور» بود كه فساد اقتصادي خاندان علي‌اف را با نوشتن مقالاتي مستند افشا مي‌كرد.) عملكرد رژيم باكو بدين گونه است كه مخالفان غربگراي خود را به اتهام « جاسوسي براي ارمنستان»، و مخالفان اسلامگرا (گروههاي شيعه) را نيز به اتهام « جاسوسي براي ايران» دستگير مي‌كند. جالب است كه تاكنون يك نفر به اتهام همكاري و جاسوسي براي آمريكا توسط دولت باكو دستگير نشده است!

هنگامي كه «علي‌اكرام‌علي‌اف» رهبر حزب اسلامي را در سال 1994 (1373) دستگير كردند و در دادگاه اتهام وي را جاسوسي به نفع ايران اعلام كردند، وي از جا برخاست و فرياد زد: « جاسوس كسي است كه مملكت را به آمريكا و اسراييل مي‌فروشد، جاسوس اصلي در كاخ رياست جمهوري است . من علي‌اكرام هستم، مردم سالهاست كه مرا مي‌شناسند، ما مسلمان هستيم، نياكان ما نيز مسلمان بوده‌اند، ما مي‌خواهيم با رأي مردم يك حكومت اسلامي برپا كنيم، جرم من نيز اين است. من افتخار مي‌كنم كه از ايران طرفداري مي‌كنم، ايران كانون شيعيان جهان و تكيه‌گاه معنوي ماست. چگونه است كه طرفداري از اسلام و ايران را جرم تلقي مي‌كنيد، اما كساني كه مملكت را تحت نفوذ اسراييل و آمريكا درآورده‌اند، مجرم نيستند؟ ... من آماده شهادت هستم، همانگونه كه برادران ديگر من در زير شكنجه به شهادت رسيدند، من هم در انتظار شهادت هستم، اين راه ، راه امام حسين (ع) است».

گروه مهدي صاحب الزمان «عج» نيز پس از دستگيري با اتهامات متعددي از سوي بيدادگاه رژيم باكو مواجه شد. مالكيت غيرقانوني سلاح و موادمخدر، تلاش براي كودتا و اراية اطلاعات به ايران از جملة اين اتهامات بود. در آخرين دادگاه، اتهام جديدي نيز به گروه « مهدي صاحب الزمان (عج)» زده شد و آن « تلاش براي انفجار سفارتخانه رژيم صهيونيستي و آمريكا» در باكو بود.

 

در دادگاه چه گذشت؟

 

اخباري كه از دادگاه در اختيار مطبوعات گذاشته مي‌شود، اخبار سانسور شده و كوتاهي است كه از طريق دستگاه اطلاعاتي رژيم باكو و مطابق سياست و اهداف اين رژيم منتشر مي‌شود. حضور خبرنگاران در دادگاه ممنوع بود. در حالي كه متهمان اصرار داشتند، خبرنگاران در جلسه دادگاه حضور داشته باشند.

 مطابق اطلاعات مستندي كه از طريق فعالان حركت اسلامي كسب شده، در دادگاه عده‌اي از افسران ك . گ . ب(MTN وزارت امنيت رژيم باكو) به عنوان شاهد و ناظر حضور داشتند!

آرامش سعيد داداش بيگي در دادگاه، پس از ماهها قرارداشتن تحت شكنجه‌هاي وحشيانه، شگفتي گردانندگان دادگاه و كاركنان MTN را برانگيخت. هنگامي كه سعيد لب سخن گشود، سكوتي سنگين محيط را فراگرفت. سعيد سخنانش را با نام خدا آغاز كرد:

« بسم الله الرحمن الرحيم. همه مي‌دانيدكه ما بيگناهيم، نخستين گناه ما اين است كه مسلمانيم و مي‌خواهيم مسلمان زندگي كنيم و مسلمان بميريم. به خوبي مي‌دانم كه سناريوي دادگاه و حكمي كه بايد صادر شود، از قبل هماهنگي و نوشته شده است و اين را شما (خطاب به گردانندگان بيدادگاه) نيز مي‌دانيد. ما هرگز از زنجير و زندان هراسي نداريم. تاريخ شيعه را بخوانيد، اغلب امامان ما سالها در زندانها و سياهچالهاي ظالمان بوده‌اند و به دست ظالمان به شهادت رسيده‌اند.»

در اين هنگام همهمه افسران  MTN سالن را فراگرفت. سعيد به آنها گفت: «‌شماها وظيفه‌اي را كه از سوي حكومت ظالم پسرظالم به شما محول شده بوديد، انجام داديد، ما را شكنجه كرديد، گرسنه و تشنه نگه داشتيد، فحش داديد، تلاش كرديد تا مجبور شويم و اعتراف‌‌نامه‌هاي شما عليه ايران اسلامي را امضا كنيم، بعد گفتيد كه به الهام‌علي‌اف نامه بنويسيم و تقاضاي عفو كنيم، اما من هيچ يك از آنها را نپذيرفتم. زيرا من به امام حسين اعتقاد دارم كه در كربلا فرمود: ان كان دين محمد لم يستقم الّا بقتلي فيا سيوف خذيني ... اگر دين محمد جز با كشته شدن پابرجا نمي‌ماند، پس اي شمشيرها مرا دريابيد...

اينكه شما نيز اي ادامه‌دهندگان راه يزيد و شمر، ما را بكشيد كه بسيار مشتاق شهادت هستيم.»

سعيد داداش بيگي در فرازي ديگر از سخنان خود گفت:

« من در اينجا به عنوان دفاع از خود سخن نمي‌گويم، قرآن فرموده كه خداوند از كساني كه ايمان آورده‌اند، دفاع مي‌كند. از اتهامات ساختگي مانند نگهداري موادمخدر و اسلحه سخن نمي‌گويم، زيرا همه مي‌دانند كه اينها را خود شما ساخته‌ايد، اما اتهام جديدي نيز دراينجا مطرح كرديد و آن تلاش براي انفجار سفارتخانة رژيم غاصب اسراييل در باكو مي‌باشد. من در اينجا با كمال افتخار مي‌گويم كه مخالف رژيم صهيونيستي هستم و از وجود سفارتخانة‌ اين رژيم در قلب شهر مسلمان‌نشين باكو به شدّت ناراحت هستم و اهتزاز پرچم رژيم صهيونيستي در باكو را اهانت به همة مسلمانان و خيانت به اسلام و قرآن مي‌دانم.»

« سخن آخر من دربارة ارتباط با ايران است. ما با ايران بخصوص با مشهد مقدس و قم ارتباط داشتيم و بارها به زيارت امام رضا (ع) در خراسان و زيارت حضرت معصومه (س) رفته‌ايم و كوشيده‌ايم تا با امام هشتم و خواهر بزرگوارش ارتباط معنوي و قلبي داشته باشيم كه البته اين از نظر شما جرم است، پس حكمي را كه از قبل آماده كرده‌ايد، بخوانيد و ما را سالهاي سال در زندان نگه داريد. اما بدانيد كه ما در درون زندان به راه خود ادامه خواهيم داد و بيرون از زندان جوانان زيادي هستندكه راه ما را ادامه خواهند داد.»

سعيد در پايان آيه شريفه « ولا تحسبن الذين قتلوا في سبيل‌الله امواتاً، بل احياء عند ربهم يرزقون» را به لهجة حجاز قرائت كرد.

در بيدادگاه، اغلب اعضاي گروه « مهدي صاحب الزمان (عج)» از سخن گفتن خودداري كرده و اعلام كردند كه بيانات سعيد از طرف همه مي‌باشد. فقط جيحون علي‌اف و جهانگير كريم‌اف كه هر دو از اعضاي فعال حركت اسلامي ايران شمالي هستند، در سخناني كوتاه با اشاره به سخنان سعيد اعلام كردند كه خانواده‌هاي آنها از سوي مأموران MTN ( وزارت امنيت در باكو) به شدت تحت فشار و آزار گرفته و حتي پدران آنها را به زندان MTN آورده، و جيحون و جهانگير را در مقابل ديدگان پدرانشان و نيز پدر آنها را در مقابل ديدگان فرزندان مورد شكنجه قرار داده‌اند. در پايان دادگاه، سعيد داداش بيگي، دستش را به علامت پيروزي بالا آورد. در اين هنگام مأموران MTN اعضاي گروه را با خشونت و هل دادن سوار خودروها كردند، در حالي كه صداي تكبير جوانان از خودروها شنيده مي‌شد...

·         

گفتني است تاكنون، برخي از اعضاي حركت اسلامي در باكو از جمله كربلايي روشن (عضو حزب اسلامي) و علي‌حسن‌آقايف (از اهالي متدين شهرك نارداران) به شهادت رسيده‌اند. كربلايي روشن كه همراه با علي‌اكرام علي‌اف (بنيانگذار حزب اسلامي) دستگير شده بود، به علت شكنجه‌هاي شديد و خونريزي داخلي به شهادت نايل شد. علي‌حسن آقايف در سال 1380 هنگام يورش دژخيمان حيدرعلي‌اف به شهرك نارداران به شهادت رسيد و مزار اين شهيد در نارداران، جنب مرقد رحيمه خاتون قرار دارد.