تاثیر عهدنامه ننگین گلستان بر سرنوشت شیعه در قفقاز جنوبی

 مناسبت ۲۰ مهر سالروز تحمیل  عهدنامه سیاه گلستان بر ایران

عهدنامة‌ گلستان و پیامدهای آن بر سرنوشت شیعیان

سرزمینهای اشغال شده ی ایران در قفقاز

 

دکتر عارف محمدزاده

 

اگرچه در بررسي جنگ‌ها و تجاوزات روسيه به ايران و در نهايت اشغال سرزمين‌هاي قفقازي ايران با انعقاد عهدنامه‌هاي ننگين گلستان و تركمانچاي، اغلب پژوهشگران به توسعه‌طلبي امپراتوري روسيه تزاري و وصيت‌نامة‌ پتركبير مبني بر دستيابي به آبهاي گرم، اشاره مي‌كنند، اما به نظر مي‌رسد موضوع مهمي كه در جنگ روسيه با ايران و اشغال سرزمين‌هاي قفقازي ايران دخيل بوده، تلاش يك دولت مسيحي (روسيه) براي اشغال سرزمين‌هاي تحت حاكميت مسلمانان (ايران) مي‌باشد. اگر علل وقوع بسياري از جنگ‌هاي قرن نوزدهم ميلادي و قرنهاي پيش از آن را بررسي كنيم، درمي‌يابيم كه در وقوع اين جنگ‌ها، تلاش امپراتوريهاي مسيحي (مانند روسيه) و مسلمان (امپراتوري عثماني) براي گسترش سرزمين‌هاي خود و محدود كردن سرزمين‌هاي پيروان دين رقيب، به مثابة‌ عاملي مهم نقش داشته است. دين و مذهب در اين جنگ‌ها، عاملي مؤثر در وقوع جنگ‌ها و شكست و پيروزي طرفين بود. علاوه بر جنگ‌هاي روسيه و عثماني، عثماني و اروپا، در جنگ‌هاي بين ايران و عثماني نيز مسألة مذهب (تسنن و تشيع) نقش بارزي داشته است.

در جنگ‌هاي بين روسيه و عثماني، طرفين از همدينان خود در درون مرزهاي همديگر براي پيشبرد اهداف خود استفاده مي‌كردند. اين استفاده صرفاً بر مبناي سياسي كاري نبود. زيرا نه دولت روسيه و نه دولت عثماني لاييك نبودند (اگرچه امروز نيز دولت‌هاي لاييك علي‌رغم شعارها و ادعاهايشان مبني بر يكسان‌نگري نسبت به مذاهب و اديان از دين و مذهب مورد علاقة خود حمايت كرده و از اديان و مذاهب براي پيشبرد خود سود مي‌جويند). امپراتوري روسيه، يك امپراتوري مسيحي و امپراتوري عثماني يك امپراتوري اسلامي (سنّي) بود. قيام شيخ شامل در درون روسيه، از حمايت عثماني برخوردار بود. شورش‌ها و اقدامات ارامنه در درون قلمرو عثماني نيز حمايت و دخالت روسيه را پشت سر داشت. مسيحيان قلمرو عثماني نيز از حمايت اروپا برخوردار بودند و در فروپاشي عثماني نيز نقش داشتند. يهوديان نيز با توافق با اروپا و انگليس براي اشغال فلسطين در فروپاشي عثماني نقش بازي كردند.

سرزمين‌هاي قفقازي ايران، همواره در معرض تجاوزات روسيه و عثماني بود، هر كدام از طرفين همواره كوشش داشتند كه اين اراضي استراتژيك را به اشغال خود درآورند. زيرا هر كدام از طرفين كه مي‌توانستند اين اراضي را تحت اشغال درآورند، در مقابله با رقيب، از موقعيت ممتازي برخوردار مي‌شدند و مي‌توانستند نه تنها سرنوشت جنگ‌هاي آينده را به سود خود رقم زنند، بلكه از دخالت طرف مقابل در درون مرزهاي خود در حد بالايي جلوگيري كنند، ضمن اينكه با اشغال اين سرزمين‌ها مي‌توانستند ايران را نيز ضعيف كنند. ايران به عنوان يك قدرت شيعي، بعد از برپايي دولت وحدت‌ملي توسط شاه‌اسماعيل صفوي همواره از سوي روسيه و عثماني در معرض تهديد و جنگ قرار داشت. با اين وصف، هرگاه كه اقتدار دولت مركزي در ايران رو به ضعف مي‌نهاد، لشكركشيهاي تركهاي عثماني و روسها به سرزمين‌هاي قفقازي ايران آغاز مي‌شد.

دستمايه و بهانة‌ آغاز جنگ روسيه با ايران نيز بر سر گرجستان مسيحي بود. گرجستان مسيحي كه جزئي از قلمرو تحت حاكميت ايران بود، تحت فشارها و دخالت‌هاي روسيه، جدايي خود از ايران و تابعيت خود را به روسيه اظهار كرد و روسيه به بهانة حمايت از گرجي‌هاي مسيحي، در نخستين سالهاي قرن نوزدهم ميلادي (1803 ميلادي / 1182 شمسي) با حمله به گنجه جنگ را بر ايران تحميل كرد. بعد از ده سال جنگ مستمر، روسيه با حمايت و همدستي انگلستان صلحي را بر فتحعلي‌شاه قاجار تحميل كرد كه بسيار بدتر از جنگ بود. به موجب عهدنامه گلستان (1813 ميلادي/ 20 مهر ماه 11292 شمسي) بخشهاي بزرگي از ولايت‌هاي قفقازي ايران از جمله گرجستان، گنجه، باكو و ... تحت اشغال روسيه درآمد. روسها بعد از اشغال اين ولايت‌ها، اقدامات گسترده‌اي را براي مبارزه با اسلام و تشيع سامان دادند. اين نيز حاكي از آن است كه روسيه همواره درصدد تغيير هويت اسلامي و شيعي اين سرزمين‌ها بوده است. مصادره اموال مسلمانان، تخريب مساجد، تجاوز به نواميس، تحقير و آزار عزاداران، شاعران و مداحان اهل بيت (ع)، تعرض به نواميس مسلمانان در انظار عمومي و برداشتن حجاب زنان مسلمان، كشتار علما و سادات، آتش‌افروزي و سوختن قرآن كريم در ملاعام و ... از جمله اقدامات روسها بود كه بعد از انعقاد عهدنامة‌ گلستان در سرزمين‌هاي تحت اشغال خود انجام مي‌دادند.

همين اقدامات روسها بود كه موجب شد، مسلمانان مناطق اشغال شده با سفر به ايران و نجف و كربلا و ديدار با علما و مقامات ايران، ارسال تومارها و شكايت‌نامه‌ها و رنج‌نامه‌ها، فرياد  دادخواهي خود را به گوش شيعيان و سران مملكت شيعه بخصوص مراجع تقليد برسانند و در حقيقت دور دوم جنگ‌هاي روسيه ـ ايران كه به سال 1205 شمسي با حملة‌ برق‌آساي ارتش مردمي ايران به فرماندهي سردار عباس ميرزا آغاز شد، هدفي جز آزادي مسلمانان مناطق تحت اشغال از اسارت ستمگريهاي روسيه نداشت. بعد از انعقاد عهدنامه تركمانچاي (1828 ميلادي) و اشغال كامل (سرزمين‌هاي قفقازي ايران از جمله نخجوان، لنكران، ايروان و ... توسط روسيه، اقدامات گسترد‌ه‌تري براي تضعيف تشيع و تغيير هويت ديني اهالي در اين سرزمين‌ها انجام شد. بعد از برپايي حكومت فراگير شيعه در ايران، توسط شاه اسماعيل صفوي همواره ايران كانون قدرت سياسي شيعيان جهان بود و در خارج از ايران، شيعيان همواره به عنوان ياوران حكومت ايران قلمداد مي‌شدند. چنانكه به همين اتهام، تركهاي عثماني به دستور سلطان سليم چهل هزار شيعه را در آناتولي قتل‌عام كردند، روسها نيز با همين نگرش، بر سرزمين‌هاي اشغال شده ايران در قفقاز حكومت مي‌كردند. اكثريت جمعيت قفقاز جنوبي مسلمان و شيعه بودند (و اكنون نيز چنين است). روسها دركنار مبارزه فرهنگي با تشيع و تلاش براي گسترش فرهنگ برهنگي زنان، رواج ميخوارگي و قمار و عشرت‌طلبي  و تبهكاري در ميان شيعيان آذري به اقدام مهم ديگري نيز دست زدند، اين اقدام تغيير تركيب جمعيتي قفقاز جنوبي و ايجاد نزاع‌هاي خونين ميان ارامنه و مسيحيان با شيعيان بود. دولت روسيه با حمايت از سرمايه‌داران و فعالان اقتصادي روس و  ارمني، تلاش كرد تا اقتصاد قفقاز جنوبي در دست آنها قرار گيرد. علاوه بر اين، با اعطاي امتيازات ويژه به مأموران و خانواده‌هاي روس و تقسيم زمين‌هاي مصادره شده مسلمانان بين روسهاي اعزامي به قفقاز جنوبي تلاش كرد تا روسها و ارامنه را به سكونت در اراضي اشغالي ترغيب كند. در ساية اقدامات روسيه، فرهنگ مسيحي و سرمايه‌سالاري و عشرت‌طلبي و خشونت و آدمكشي برمناطق پرجمعيت مانند باكو و تلفيس در حد زيادي حاكم شد. وضعيت اجتماعي آن دوره بخصوص وضعيت زنان و خرافات‌گرايي در اشعار برخي شاعران از جمله صابر شيرواني منعكس شده است.

بعد از پيروزي انقلاب كمونيستي در روسيه (1917 ميلادي)، مبارزه با اسلام و بخصوص تشيع در قفقاز جنوبي تشديد شد و با خشونت بيشتر، كشتار علما، دانشمندان، روشنفكران ديني، شاعران و نويسندگان و نابودي آثار مكتوب علمي و مذهبي تداوم يافت. در حقيقت حكومت كمونيستي روسيه به تكميل اقدامات ضدشيعي امپراتوري تزاري پرداخت و در از بين بردن مظاهر و كانونهاي هويت شيعي از جمله مساجد، حوزه‌هاي علميه، و نيز ممنوعيت آموزش علوم ديني و سفر دانشجويان به مراكز تحصيلي ايران و عراق، جمع‌آوري و نابودي كتابهاي علمي و مذهبي شيعه، از هيچ اقدامي فروگذار نكرد. صدها تن از علماي شيعه در مناطق مختلف مانند باكو، گنجه، نخجوان و ... طي سالهاي معروف به « سالهاي 37» (1937) به قتل رسيده يا به سيبري تبعيد شدند. عده‌اي از علما و دانشمندان و خانواده‌ها نيز با مشقت بسيار به ايران گريختند...

حكومت اتحاد جماهير شوروي علاوه بر اقدامات ياد شده، براي تغيير فرهنگ شيعيان و قطع كردن ارتباط آنها با پيشينة فرهنگي، تاريخي شيعه و ايران، به تغيير الفبا دست زد و نوعي الفباي روسي را بر مردم تحميل كرد و آموزش زبان فارسي و انتشار كتاب و نشريه بدين زبان را كه زبان درس و دانش و شعر و ادب بود، ممنوع ساخت. حكومت كمونيستي اتحاد شوروي، علاوه بر آنكه طرحهاي متعددي را براي تغيير هويت شيعي قفقاز جنوبي انجام داد، در مراحل بعدي تلاش كرد تا علاوه بر رفع نگراني‌هاي خود از گرايش اهالي آن سامان به ايران، منطقة ايران شمالي (جمهوري سوسياليستي آذربايجان شوروي) را به پايگاهي عليه شيعيان ايران بخصوص آذربايجان تبديل كند. حكومت استالين، كه يا خون و خشونت و ترويج فرهنگي ويژه (آميزه‌اي از كمونيسم و قوم‌گرايي، و استخدام قوم‌گرايي «پان‌آذريسم» در راستاي تحقق اهداف كمونيستي و توسعه‌طلبانه) تسلط خود را بر شيعيان قفقاز تثبيت شده مي‌دانست، در صدد آن برآمد تا آذربايجان ايران را نيز به شوروي ضميمه كند و به همين منظور در سال 1324 (1945 ميلادي) در حالي كه نيروهاي شوروي آذربايجان را اشغال كرده بود، فرقه دمكرات را توسط كمونيست‌هاي سابقه‌دار مانند ميرجعفر باقراف و ميرجعفر پيشه‌وري بنيان نهاد ... پايگاه اصلي اجراي اين طرح، باكو و حزب كمونيست باكو بود.

در هر حال، همانگونه كه به روشني پيداست، اشغال ولايت‌هاي قفقازي ايران توسط روسيه، عامل اساسي و مهمي در تضعيف تشيع در قفقاز و پيشگيري از گسترش آن به سوي ساير مناطق تحت حاكميت روسيه به شمار مي‌رود كه در ابعاد مختلف، نياز به پژوهشهاي گسترده دارد. وضعيت نابسامان امروز شيعيان قفقاز جنوبي، ناشي از سرنوشتي است كه با انعقاد عهدنامه‌هاي شوم گلستان و تركمانچاي رقم خورده است. روي كار آمدن يك دولت ضدشيعي در باكو بعد از فروپاشي شوروي، مشاركت دولت باكو در طرحهاي مختلف دولت آمريكا از جمله اعزام نيرو به افغانستان و عراق، وضعيت نابسامان اقتصادي شيعيان ايران شمالي (جمهوري آذربايجان) علي‌رغم داشتن جمعيت اندك و صدور فراوان نفت، فقر و استضعاف شيعيان گرجستان، مناقشة قره‌باغ و آوارگي اهالي و ... همه و همه ناشي از جدا شدن تحميلي اين سرزمين‌ها از ايران است.

 

 

قره‌باغ در بازي ميان ارامنه و تركها

قرباني شده است

 

سفر رييس‌جمهور تركيه به ارمنستان بازتابهاي مختلفي در مطبوعات باکو داشته است. اغلب مطبوعات باكو سفر رييس‌جمهور تركيه به ارمنستان و تحكيم روابط ميان ارامنه و تركها را حركتي در راستاي استقلال قره‌باغ ارزيابي كردند. روزنامه «‌نوويه ورميا» از روزنامه‌هاي مشهور باكو طي گزارشي نوشت:

در شرايط كنوني كه اولويتهاي باكو در انتخاب شركايي اين كشور براي همكاريهاي انرژي كاملا روشن است و اين روند جنبه برگشت‌ناپذير به خود گرفته است، در موضع آمريكا نسبت مسئله حل به مناقشه قره‌باغ تمايلي قابل ملاحظه به نفع ارمنستان احساس مي‌شود. گرچه در حال حاضر ما را بطور آشكار به دادن امتيازي به ارامنه مجبور نمي‌كنند، فقط ما را به دادن آن فرا مي‌خوانند، ولي اين فراخوان‌ها نيز روز به روز با لحن قاطعتر بيان مي‌گردد. حتي تركيه را نيز به اين بازي جلب كرده‌اند و منافع تركها ايجاب مي‌كند كه دست ارامنه را به گرمي بفشارند.

واشنگتن با صراحت مي‌فهماند كه اين مسئله بايد يا حل و فصل شود و يا چنين وانمود شود كه نزديك به حل و فصل مي‌باشد. به نظر مي‌رسد كه قابل قبولترين راه براي اين ابر قدرت وضعيتي خواهد بود كه رژيم حقوقي نامعيني براي قره‌باغ‌ كوهستاني در نظر گرفته شود. پس از گذشت 30 ـ 20 سال مردم جمهوري آذربايجان (ايران شمالي) همانگونه كه اكنون منطقه زنگه‌زور را به خاطر مي‌آورند ، در حسرت قره‌باغ‌ كوهستاني به سر خواهند برد.

اكنون آمريكا به تضمينات آهنين مبني بر امنيت خط لوله باكو ـ جيهان نياز دارد. صرفا به همين دليل آنها اكنون در صدد حل اين مناقشه بر‌آمده‌اند. تركيه نيز به هر دو طرف  (ايروان و باكو) هشدار داده است كه كسي نبايد دست به اقدامات خودسرانه بزند. ارمنستان بايد 6 ـ 5 بخش اشغالي را به دولت باكو باز گرداند، باكو نيز بر روي بازگردانده شدن قره‌باغ‌ كوهستاني پافشاري نكند. به احتمال قوي، در آينده نزديك ما پيشنهاد مبهمي را از زبان روساي گروه مينسك خواهيم شنيد كه در نتيجه آن قره‌باغ هم از تركيب ايران شمالي خارج نخواهد شد، و هم در عين حال، در تركيب اين كشور نيز باقي نخواهد ماند! من كاملا معتقد هستم كه در صورت تحقق اين پيشنهادات قره‌باغ‌ كوهستاني كاملاً و براي هميشه از دست خواهد رفت.

 

آغاز همكاريهاي گستردة اقتصادي ميان ارمنستان و تركيه

         

تركيه از ارمنستان انرژي الكتريسيته خريداري خواهد نمود.

از سال 2009 ارمنستان به تركيه انرژي الكتريسيته صادر خواهد نمود. خبرگزاري آپا، به استناد خبرگزاري  نووستي ـ ارمنيا، اعلام كرد كه اين مطالب را وزير انرژي و منابع طبيعي ارمنستان اعلام داشته است.  در زمان سفر عبداله گل به ايروان نمايندگان شركت يونيت تركيه كه وارد كننده انژري الكتريسيته مي باشند نيز حضور داشته اند و قراردادي در خصوص انتقال انرژي از ارمنستان به تركيه از طريق شهر قارص به امضاء رسيده است. بر اساس اظهارات وزير، حجم انرژي الكتريسيته صادر شده از 5/1 ميليارد كيلووات آغاز خواهد شد و در سالهاي آينده ميزان آن به 5/3 ميليارد كيلووات افزايش داده خواهد شد. قيمت انرژي از نظر اقتصادي مقرون به صرفه خواهد بود و قرارداد به اندازه كافي موفقيت آميز مي باشد.


دولت باكو و تداوم مبارزه با  آزادي حجاب

 دکتر جاوید عزیزی - پژوهشگر ارشد مسایل قفقاز

نگاهي به ريشة تاريخي مبارزه با آزادي حجاب زنان در كشورهاي اسلامي طي تاريخ معاصر نشان مي‌دهد كه اين پديده بعد از جنگ دوم جهاني و در كشورهايي آغاز شده است كه حاكمان آنها عناصري وابسته به غرب يا ضددين و خداپرستي بوده‌اند. مشخصاً رضاشاه در ايران، و آتاترك در تركيه كه هر دو با حمايت استعمار غرب بر اين دو كشور حاكم شده بودند، مبارزة گسترده‌اي را با حجاب آغاز كردند و در راستاي حذف حجاب و عريان ساختن زنان، نه تنها به صورت وسيع از نيروي نظامي و پليس استفاده كردند، بلكه زنان محجبه را به شيوه‌هاي گوناگون مانند منع از اشتغال، تحقير از طريق تبليغات و رسانه‌ها با ارتجاعي قلمداد كردن حجاب و متمدن جلوه دادن بي‌حجابي و برهنگي، تحت فشار و آزار قرار دادند.

البته بديهي است كه مبارزة‌ مشترك رضاشاه پهلوي و آتاترك عليه اسلام و مسلمانان در ايران و تركيه (دو كشور بزرگ اسلامي ) منحصر به حذف حجاب نبود و اصولاً اين دو ديكتاتور، تلاش داشتند به طور كلي دين را از صحنة زندگي حذف كنند. طرحهاي مشترك پهلوي و آتاترك مانند ممنوعيت پوشيدن لباس روحاني، تعطيلي مدارس ديني، منع عزاداراي براي حضرت سيدالشهداء (ع)، تعطيلي مساجد و اماكن مذهبي، تلاش براي تغيير الفباي اصيل و اسلامي و ... به خوبي بيانگر آن است كه اين دو عنصر وابسته به غرب، مي‌كوشيدند اسلام را از صحنة‌ زندگي ملل مسلمان ايران و تركيه حذف كنند. امروز به خوبي روشن است كه آن همه تلاش‌هاي ديكتاتورهاي ضداسلام و وابسته به غرب با شكست قطعي مواجه شده است. انقلاب اسلامي در ايران بساط حكومت ضدديني را برچيد و در تركيه، «‌حجاب» به نماد و محمل و بستر مبارزه با دشمنان دين اسلام تبديل شده است. سالهاست كه «حجاب» به عنوان يك كانون وحدت، موجب انسجام و فعاليت اسلامگرايان در تركيه مي‌باشد...

در مناطق مسلمان‌نشين شوروي سابق كه ايران شمالي (جمهوري سوسياليستي آذربايجان شوروي سابق) نيز جزئي از آن است، نيز مبارزة بسيار خشني با اسلام و مذهب و نشانه‌ها و نمادهاي ديني توسط حكومت مسكو جريان داشت. تلاش خشن حكومت شوروي براي حذف دين از صحنة  زندگي شيعيان قفقاز جنوبي در دورة‌ حاكميت استالين شدّت بيشتري داشت و در اين دوره هزاران تن از دانشمندان، علماي ديني و روشنفكران مذهبي ايران شمالي به جرم دلبستگي به دين اعدام و تبعيد شدند. حكومت كمونيستي شوروي و نمايندگي آن در باكو كه توسط كمونيست‌هاي محلي (آذري) اداره مي‌شد، صدها تن از زناني را كه حاضر نبودند، بدون حجاب زندگي كنند، به شيوه‌هاي گوناگون از بين بردند. حكومت كمونيستي علاوه بر استفاده از روشهاي خشن و خونين، از روشهاي فرهنگي و هنري نيز براي مبارزه با حجاب استفاده مي‌كرد. به عنوان نمونه، آنها مجسمة ‌يك زن هرزه را كه براي نخستين بار بدون حجاب در باكو ظاهر شده بود، در يكي از ميدانهاي بزرگ باكو نصب كردند كه علي‌رغم فروپاشي شوروي، هنوز هم اين مجسمه در باكو و در معرض ديد همه قرار دارد!

بعد از وقوع انقلاب اسلامي و در آستانة فروپاشي شوروي، انقلاب اسلامي تأثيرات گسترده‌اي در ميان مسلمانان قفقاز به خصوص شيعيان قفقاز جنوبي برجاي نهاد. گسترش احساسات همگرايانه مسلمانان قفقاز بخصوص شيعيان با انقلاب ملت ايران، موجب پيدايش نخستين امواج «بيداري اسلامي» در قفقاز شد و توجه مسلمانان اين منطقه را به ايران، انقلاب اسلامي و امام خميني جلب كرد. « آندره‌ي ساخاروف» فيزيكدان شوروي، در خاطرات خود مي‌نويسد: «‌مسلمانان قفقاز جنوبي بخصوص اهالي باكو در تظاهراتهاي مختلفي كه داشتند، تصاوير آيت الله خميني را حمل مي‌كردند» با فروپاشي شوروي، احساسات و تفكر اسلامي در ميان مسلمانان قففاز بخصوص شيعيان ايران شمالي رشد بيشتري يافت. به طوري كه كشورهاي غربي بخصوص آمريكا از احتمال پيدايش يك جمهوري اسلامي ديگر در باكو نگران بودند...

حيدرعلي اف كه بيش از نيم قرن در خدمت حزب كمونيست روسيه و سازمان جاسوسي ك . گ . ب عمر خود را سپري كرده بود، بعد از رسيدن به قدرت در باكو، با هماهنگي آمريكا و اسراييل، مرحله‌اي نو از مبارزه با اسلام و بخصوص حجاب در ايران شمالي را آغاز كرد. وي در قانون اساسي، دولت باكو را به عنوان دولتي لاييك و دنيوي معرفي كرد و با اينكه مردم ايران شمالي مسلمان و شيعه هستند، مانع از آن شد كه اسلام به عنوان دين رسمي در قانون اساسي معرفي شود.

حيدرعلي‌اف اقدامات گستردة‌ ديگري را عليه اسلام پيگيري كرد كه تعطيلي مدارس ديني، دستگيري و كشتار فعالان اسلامي، آزار و تحت فشار قرار دادن دانشجويان علوم اسلامي، ممنوعيت آموزش قرآن در مدارس و مبارزه با حذف حجاب از جمله اقدامات ضداسلامي وي مي‌باشد كه پس از وي نيز توسط فرزندش پيگيري مي‌شود. در ساختار ضدديني دولت باكو، مبارزه با آزادي حجاب جايگاه ويژه‌اي دارد. از نگاه مقامات باكو، حضور زنان با حجاب در جامعه، تبليغ اسلام و انديشة‌ حكومت اسلامي محسوب مي‌شود و اين خطري بزرگ است!

اقدامات و فشارهاي دولت باكو براي مبارزه با آزادي حجاب در جامعه مسلمان ايران شمالي و تحت فشار و آزار قرار دادن زنان محجبه روز به روز گسترش مي‌يابد. دولت باكو از صدور مدارك تحصيلي، گذرنامه، گواهينامه رانندگي، اسناد اشتغال، اسناد مالكيت و ... براي زنان محجبه يا زناني كه عكس‌هاي حجابدار به ادارات و ارگانهاي دولتي ارايه مي‌دهند، خودداري مي‌كند. دولت ضداسلامي پا را از اين هم فراتر نهاده است، مقامات باكو به اتباع خارجي و كساني كه به هر عنوان اعم از سرمايه‌گذار، دانشجو، توريست و ... در ايران شمالي هستند، اعلام كرده كه زنان و دختران بايستي براي امور اداري، تحصيل، گذرنامه و ....  عكس بدون حجاب ارايه كنند.

البته در قوانين قضايي دولت باكو بر هيچ يك از اين موارد تصريح نشده است، اما دولت باكو با تكيه بر اصل لاييك بودن حكومت، زنان مسلمان را به خاطر داشتن حجاب، از بديهي‌ترين حقوق اجتماعي محروم مي‌كند.

«‌راميز مهدي اف» رييس دفتر الهام‌علي‌اف، چندي پيش مقاله‌اي منتشر كرد و در اين مقاله آشكارا بر ضرورت مقابله با ديني شدن جامعه و حذف حجاب زنان تأكيد كرد. چند سال پيش، به دنبال اهانت وزير تحصيل باكو در يكي از مدارس منطقة‌ مذهبي نارداران (منطقه‌اي در نزديكي باكو) به دانش‌آموزان محجبه، شورشي در اين منطقه صورت گرفت كه با حملة‌ نيروهاي دولتي، چندين كشته و مجروح برجاي ماند.

در طول سال تحصيلي گذشته، مطبوعات باكو در موارد متعددي اخبار مربوط به اخراج دانش‌آموزان و معلمان محجبه از مدارس درج كردند ...

 

 

 

 

امسال نيز با دستور الهام‌علي‌اف، در نخستين روزهاي سال تحصيلي از ورود معلمان و دانش‌آموزان محجبه به مدارس جلوگيري شد.

عاكف حميد‌اف تحليگر سياسي و تحصيل‌كرده علوم ديني در گفتگو با خبرنگار « حركت آزاديبخش ايران شمالي» گفت: حكومت باكو چون داراي ماهيتي ضداسلامي است، از رشد و گسترش حجاب در جامعه نگران است. حكومت مي‌ترسد كه با گسترش حجاب، جامعه اسلاميزه شود، اما مقامات نمي‌دانند كه تلاش آنها براي ممنوعيت حجاب، افكار عمومي را بيش از پيش به موضوع اسلام و ضرورت ايجاد حكومت اسلامي جلب خواهد كرد.

حميداف افزود: حكومت شوروي كه يكي از دو ابرقدرت جهان بود، عليرغم كشتار ميليونها مسلمان و هزاران عالم و دانشمند اسلامي در قفقاز، نتوانست دين و حجاب را از جامعة‌ مسلمانان قفقاز حذف كند و بي‌ترديد حكومت كوچك باكو نيز در اين مسير موفقيتي نخواهد داشت. زنان ايران شمالي كه هفتاد سال از تعاليم ديني محروم بوده‌اند، اكنون به شيوه‌هاي مختلف از جمله مطالعه، الگوگيري از زنان ساير جوامع اسلامي، بهره‌مندي از آموزشهاي عالمان، سطح معلومات ديني خود را ارتقا مي‌دهند و روز به روز براي دفاع از حقوق ديني و آزادي مصمم‌تر مي‌شوند. گرايش به رعايت حجاب در ايران شمالي در حال افزايش است و اين نشانه‌اي روشن از تلاش مردمي براي بازگشت به فرهنگ اصيل ملي و ديني است.

 

سفر رييس جمهور تركيه به ارمنستان،

گامي به سوي استقلال قره‌باغ

عارف محمدزاده

 

6 سپتامبر 2008 (16 شهريور1378 )، اين روز، روزي سرنوشت‌ساز در تاريخ روابط نوين ارمنستان وتركيه است. با سفر عبدالله‌گل، رييس جمهوري تركيه به ايروان، روابط سياسي ارامنه و تركها در بالاترين سطح ممكن گسترش مي‌يابد.

نگاهي به روابط تركيه و ارمنستان، طي سالهاي گذشته نشان مي‌دهد كه سفر رييس جمهور تركيه به ايروان، تصميمي نيست كه يك شبه اتخاذ شده باشد و يا صرفاً تحت تأثير حوادث جديد قفقاز شكل بگيرد. طي سالهاي گذشته، روابط آنكارا ـ ايروان، با شيب ملايم، روند رو به رشد خود را طي مي‌كرد. شركتهاي ترك در ارمنستان فعال شده بودند. صادرات تركيه به ارمنستان (شامل مواد غذايي، لوازم خانگي، مصالح ساختماني، گندم و ...) از مسير گرجستان به صورت مستمر انجام مي‌گرفت. تركيه در جذب گردشگران ارمني نيز موفق بوده و سالانه حدود پنجاه هزار نفر از ارامنه به تركيه سفر مي‌كنند. خط هوايي مستقيم بين استانبول و ايروان از سالها قبل داير است و ...

مقامات سياسي دو كشور، به ويژه وزيران خارجه ديدارهاي مكرري با هم داشته‌اند. در كنار اين اقدامات، تلاش براي پيوستن به « اتحاديه اروپا» نيز آنكارا را وادار مي‌كند تا به تنش‌زدايي با همسايه‌هاي خود بخصوص يونان و ارمنستان بپردازد و روابط خوبي را با اين كشورها برقرار كند. روابط تركيه با يونان به سرعت در حال رشد است. تركيه پس از گسترش روابط با يونان، اين بار به دنبال گسترش روابط رسمي با ارمنستان است. از سوي ديگر علاوه بر منافع سياسي، گسترش روابط با ارمنستان، منافع اقتصادي كلاني براي تركيه مي‌تواند در پي‌داشته باشد. ارمنستان بازار مناسبي براي كالاهاي تركيه است. همچنين تركيه مي‌تواند مسير مناسبي براي ترانزيت به سوي ارمنستان باشد و ...

رييس جمهور تركيه پيش از ترك فرودگاه آنكارا به سوي ارمنستان در گفتگو با خبرنگاران، سفر خود به ايروان را زمينه‌ساز فرصت‌هاي تازه‌اي در حل مسايل قفقاز دانست و گفت: بروز اختلاف بين روسيه و گرجستان تأثيرات منفي در سياست جهاني بر جاي گذاشته و به نظر مي‌رسد كه براي دستيابي به صلح و ثبات در قفقاز، گفتگو و اعتمادسازي بين كشورهاي منطقه ضروري است!

گل همچنين ابراز اميدواري كرد كه بازي فوتبال تيم‌هاي ملي ارمني و ترك به توسعه مناسبات بين مردم دو كشور كمك كند.

پس از ورود رييس جمهور تركيه به ايروان، اگر چه مقامات ارمني به گرمي از وي استقبال كردند، اما هزاران نفر از مردم ارمنستان در تمامي خيابانهاي شهر ايروان به ياد قربانيان نسل‌كشي ارامنه توسط تركهاي عثماني دست به اعتراض زدند. آنها با در دست داشتن پلاكاردهايي و سردادن شعارهايي همچون «‌ ارمنستان نسل‌كشي را از ياد نبرده است» و « تركيه بايد نسل‌كشي ارامنه را بپذيرد» در خيابانهاي مسير حركت كاروان عبدالله گل تا فرودگاه حركت مي‌كردند...

علاوه بر اين مسايل، آنچه قابل توجه است اينكه در سفر به ايروان، عبدالله گل را 130 نفر از دولتمردان و كارشناسان و شخصيت‌هاي دخيل در روابط آنكارا ـ ايروان همراهي مي‌كنند. همين موضوع نشان دهندة آن است كه آقاي گل، صرفاً به صورت نمادين به ايروان سفر نكرده و سفر وي، يك سفر با اهميت و كاري است كه روابط ايروان ـ آنكارا را در مرحله‌اي چشمگير از پيشرفت و ترقي قرار مي‌دهد، روابط با تركيه براي ارمنستان نيز بسيار حايز اهميت است، رييس جمهور ارمنستان به خوبي مي‌داند كه ارامنه ذهنيتي خونين از موضوع موسوم به « نسل‌كشي ارامنه توسط تركيه» دارند و دولت ارمنستان همواره روي اين موضوع تبليغات كرده است. در مقطعي كه سركيسيان تازه به رياست جمهوري ارمنستان انتخاب شده، پذيرش آقاي گل در ايروان مي‌تواند حاكي از آن باشد كه تصميم براي گسترش روابط با تركيه، يك تصميم ملي براي ارمنستان است و صرفاً برآمده از خواستهاي سركيسيان نيست.

در روابط ميان ارامنه و تركها، آنچه قابل توجه است، فراموش شدن موضوع قره‌باغ است! سالهاست كه مقامات باكو چنين تبليغ مي‌كردند كه تركيه به دليل مناقشة قره‌باغ و به طرفداري از دولت باكو، ارمنستان را تحت محاصرة اقتصادي قرار داده و از برقراري روابط رسمي سياسي با ارمنستان خودداري مي‌كند. برخي مقامات ترك نيز در سفر به باكو چنين سخناني را مطرح مي‌كردند. با سفر عبدالله گل همراه با 130 نفر از دولتمردان و كارشناسان ترك به ايروان، ظاهراً ديگر ترديدي وجود ندارد كه موضوع قره‌باغ قابليت آن را ندارد كه در روابط ميان ترك‌ها و ارامنه مانع ايجاد كند. سفر آقاي گل به ايروان، موقعيت باكو را در مناقشة قره‌باغ بيش از پيش تضعيف كرد و نشان داد كه تركها در پيشبرد منافع خود، توجهي به ادعاهاي «‌برادري!» خود با آذريها ندارند!

دولت باكو از واكنش رسمي به سفر آقاي گل به ارمنستان خودداري كرده است. اما برخي نمايندگان پارلمان باكو و تشكلهاي شبه دولتي و حتي حزب مساوات (از هواداران شديد تركيه در ايران شمالي ) نيز سفر گل به ايروان را نكوهش كردند. اما اين نكوهش‌ها تيروهايي است كه بر سنگ مي‌خورد!

آمريكا، اسراييل و تركيه به عنوان نزديك‌ترين متحدان دولت باكو، هر روز گامي تازه در راستاي «‌استقلال قره باغ» برمي‌دارند. وضعيت شطرنج سياست نيز به گونه‌اي است كه دولت باكو فقط نظاره‌گر بازي است.

ايران تنها كشوري است كه باكو، هنگام ابتلا به يأس و نوميدي از متحدان خود، به آن روي مي‌آورد. پيش‌بيني مي‌شود الهام علي‌اف در آينده‌اي نزديك به تهران سفر كند.