جوانان حركت اسلامي، قربانيان توطئة پيچيده سازمانهاي جاسوسي

 

گزارش اختصاصی

 

به قلم  :  «عبدالله جعفر‌اف» سردبير نشريه «اسلامي اويانيش» (بيداري اسلامي) – باکو

 

·         

حدود یک سال پيش خبر دستگيري گروهي از فعالان  حركت اسلامي باکو موسوم به گروه « مهدي صاحب الزمان (عج)» از طريق مطبوعات و رسانه‌هاي باكو منتشر شد. در اين خبرها كه از سوي منابع وزارت امنيت باكو در اختيار مطبوعات و رسانه‌هاي مربوط قرار داده مي‌شد، مسوول اين گروه را « سعيد داداش بيگي» معرفي كرده و از گروه دستگير شده با عناوين مختلف مانند « ارتش شمالي مهدي (عج)» ، « ارتش مهدي (عج) در ايران شمالي» و «گروه سعيد» نيز نام بردند. مطبوعات دولتي و غربگراي باكو كه هر حركت شيعي را در ميان مسلمانان قفقاز جنوبي به ايران منتسب مي‌كنند، از ارتباط گروه انقلابي « مهدي صاحب الزمان (عج)» با ايران خبر دادند و مواردي مانند نگهداري اسلحه، اراية اطلاعات به ايران دربارة‌ خط لوله باكو ـ‌جيهان، تلاش براي كودتا و تغيير مسلحانه حكومت علي‌اف‌ها را جزو اتهامات گروه « مهدي صاحب الزمان (ع)» اعلام كردند.

 

سعيد داداش‌بيگي كيست؟

 

سعيد داداش‌بيگي از جوانان فعال و دانشور حركت اسلامي ايران شمالي است. وي جواني روشنفكر و مذهبي است كه همانند اغلب مردم مظلوم ايران شمالي (جمهوري آذربايجان) از گسترش روزافزون نفوذ آمريكا، اسراييل و شركتهاي غربي در كشور نگران و ناراحت است. او به چند زبان زنده دنيا از جمله روسي، انگليسي، فارسي و آذري مسلط است. مطالعه و كتابخواني يكي از ويژگي‌هاي اوست. به انجام فرايض ديني پاي‌بند است و در ميان همفكران و يارانش به عنوان شخصيتي دانا و قابل اعتماد و وفادار شناخته شده است. با تظاهر و رياورزي به شدت مخالف است و خدمت به مردم را بهترين عبادت مي‌داند.ياران و كساني كه در همسايگي محل سكونت خانوادة وي هستند، سعيد را به عنوان فردي آرام و نوع‌دوست مي‌شناسند كه همواره براي ياري فقرا و نيازمندان مي‌كوشد. او بارها و بارها از اينكه اكثريت مردم ايران شمالي با فقر و فلاكت دست به گريبان هستند، به طور علني ناراحتي خود را آشكار مي‌ساخت و مسوول بدبختي مردم را حكومت علي‌اف‌ها مي‌دانست.

پيش از آنكه خط لوله باكو ـ جيهان فعال شود، رژيم باكو و بخصوص شخص الهام‌علي‌اف، به طور گسترده تبليغ مي‌كردند كه با فعال شدن اين خط لوله و صدور مستقيم نفت به غرب، در اندك مدتي فقر و مشكلات اقتصادي در كشور ريشه‌كن خواهد شد و مردم در ناز و نعمت و رفاه غرق خواهند شد. در همان زمان، اعتقاد سعيد بر اين بود كه اين خط لوله براي تأمين انرژي مورد نياز اسراييل است و درآمد آن نيز به جيب خاندان سلطنتي علي‌اف‌ها خواهد رفت و حال و روز مردم نيز بدتر و نفوذ آمريكا و اسراييل در كشور بيشتر خواهد شد كه امروز با گذشت چند سال از صدور نفت از طريق خط لوله باكو ـ جيهان (تركيه) و طرح امتداد يافتن اين خط لوله تا بندر آشكلون در فلسطين اشغالي و تداوم فقر و فلاكت مردم ايران شمالي، پيش‌بيني‌ها و تحليل‌هاي روشنگرانة سعيد به واقعيت پيوسته است.

سعيد به مردم سالاري ديني عميقاً معتقد است. او مي‌ديد كه رژيم باكو از سويي دم از دمكراسي مي‌زند و از سوي ديگر، نه تنها رئيس‌جمهور كه حتي نمايندگان پارلمان باكو نيز از طريق انتخابات تقلبي و با ارادة‌ آمريكا و اسراييل و انگليس انتخاب مي‌شوند.

سعيد در اين مرحله به مبارزه مسلحانه براي ساقط كردن رژيم استبدادي علي‌اف‌ها اعتقاد نداشت. او مي‌گفت: « ‌اقدام براي مبارزه مسلحانه و كشتن و كشته‌شدن در صلاحيت افراد عادي نيست، مگر اينكه مرجع تقليد حكم به مبارزه مسلحانه كند». او مبارزه فرهنگي و آگاه و متشكل كردن توده‌ها را ضروري مي‌دانست و همواره در آرزوي آن بود كه با رهبري شخصيتي پاك و الهي، انقلاب سبز در ايران شمالي به پيروزي برسد.

او به پيش‌كسوتان مبارزه احترام عميقي قايل است. همواره از «علي اكرام‌علي‌اف» شخصيت پيشتاز حركت اسلامي ايران شمالي كه سالهاي سال از عمر پربركتش را به خاطر مبارزه با استبداد داخلي و استعمار آمريكا و صهيونيسم در زندان علي‌اف‌ها سپري كرده، با احترام ياد مي‌كرد.

وي در راستاي فعاليت‌هاي فرهنگي گروه « مهدي صاحب الزمان (ع)» را تشكيل داد. فعاليت‌هاي وي علني بود و همة مردم و بخصوص دستگاه اطلاعاتي حكومت الهام‌علي‌اف به خوبي مي‌دانست كه «سعيد داداش‌بيگي» به فعاليت فرهنگي و مذهبي اشتغال دارد و در راستاي ارتقاي سطح آگاهي و دانش مردم در حوزة فرهنگ و مذهب فعاليت مي‌كند.

سعيد معتقد بود كه مسلمانان قفقاز جنوبي به خاطر هفتاد سال محروميت از آموزش علوم و معارف اسلامي و آزادي در دورة كمونيسم و از آن پس افتادن كشور به چنگ عوامل غرب، بايد تلاش كنند تا شناخت بيشتري از دين و مذهب به دست آورند. او «فقر فرهنگي» و « گرسنگي» را دو عامل اساسي شيوع فساد اخلاقي، اجتماعي و سياسي در ميان مردم ايران شمالي معرفي مي‌كرد و بر اين باور بود كه اگر فقر فرهنگي مردم برطرف شود، حكومت استبدادي سقوط مي‌كند.

پس از فروپاشي شوروي، مردم شيعيان قفقاز جنوبي به تأسيس حوزه‌هاي علميه و دانشگاه‌هاي ديني در شهرهاي مختلف از جمله باكو، گنجه، ساليان، نخجوان و ... اقدام كردند. از نخستين اقدامات حيدرعلي‌اف، تعطيلي مراكز علمي ديني بود. با تعطيل شدن اين مراكز همه دريافتند كه حكومت حيدرعلي‌اف ـ اين خادم كهنه‌كار كمونيسم ـ همان سياست‌هاي ضدديني استالين را ادامه مي‌دهد.

 

« گروه مهدي صاحب الزمان (ع)»

 

اين گروه يك گروه فرهنگي بود و همة فعاليت‌هاي آن مانند تشكيل كلاسهاي مذهبي، اقامة‌ نماز جماعت، انتشار جزوه‌هاي فرهنگي و سياسي و ... آشكارا انجام مي‌گرفت. كساني كه در كلاسها و جلسات مذهبي گروه شركت كرده و در انجام امور همكاري مي‌كردند، به عنوان عضوي از گروه شمرده مي‌شدند. ( يعني چيزي به عنوان ثبت‌نام يا طي مراحل عضويت نداشت.) در حقيقت اين گروه شبيه هيأتهاي مذهبي ايران بود كه در قالب هيأت، فعاليت‌هاي مذهبي مانند آموزش قرآن، تفسير قرآن، انجام سفرهاي مذهبي و زيارت از اماكن مقدسه دارند. ساماندهي سفر اعضاي گروه به مشهد مقدس و قم از جمله برنامه‌هاي اين گروه بود.

هنگامي كه اين گروه فعاليت داشت، چندين بار از دستگاه اطلاعاتي رژيم باكو به گروه تذكر داده مي‌شود كه در صورت تداوم فعاليت به شدت با آن برخورد خواهد شد و حتي به صراحت گفتند كه براي آنها پرونده‌سازي خواهند كرد.

 

·        نحوه پرونده‌سازي براي دستگيري اعضاي گروه

 

فعاليت فرهنگي آشكار گروه مهدي صاحب‌الزمان «عج»، دستگاه اطلاعاتي رژيم باكو را به شدّت عصباني كرده بود. اما مأموران رژيم نمي‌توانستند، اين گروه از جوانان اسلامگراي باكو را صرفاً به اتهام فعاليت فرهنگي ديني و اراية تحليل‌هاي سياسي به مخاطبان دربارة‌ نفوذ اسراييل، آمريكا و انگلستان بازداشت كنند. زيرا در حالي كه علاوه بر سفارت رژيم صهيونيستي، مركزي به نام «مركز فرهنگي اسراييل» در باكو تأسيس شده و ساير تشكلهاي بين‌المللي صهيونيستي از جمله «سوخنوت» و «ماشاو» به صورت گسترده به فعاليت فرهنگي، اجتماعي و سياسي در باكو، گنجه، لنكران و ساير شهرها مشغول هستند، براي مردم اين سؤال مطرح مي‌شود كه: « چرا فعاليت‌هاي فرهنگي، اجتماعي و سياسي رژيم صهيونيستي آزاد است، اما فعاليت فرهنگي و آشكار گروههاي ديني و فرهنگي بومي ممنوع است؟»

دستگاه اطلاعاتي رژيم باكو براي پرونده‌سازي عليه اعضاي گروه مهدي صاحب‌الزمان «عج»، فردي را مأمور مي‌كند كه در پوشش مذهبي، وارد فعاليت با گروه شود. اگرچه جوانان مذهبي از جمله سعيد داداش‌بيگي به مرور زمان از ارتباط اين فرد با دستگاه اطلاعاتي دولت باكو آگاه شده بودند، اما به دليل اينكه فعاليت گروه، فعاليتي علني و عرفي بود، نيازي به طرد فرد موردنظر ديده نمي‌شد. فرد يادشده، قراري با اعضاي گروه براي بحث پيرامون موضوعات قرآني مي‌گذارد، هنگامي كه افراد گروه در محل جلسه حاضر مي‌شوند، مأموران آنها را دستگير مي‌كنند و اظهار مي‌دارند كه در محل سلاح و موادمخدر وجود دارد. سلاح‌ها و موادمخدر، توسط مأموران MTN  (وزارت امنيت دولت باكو) در محل جلسه جاسازي شده بود و اعضاي گروه تعلق آنها را به خودشان نپذيرفتند.

 

اتهامات گروه

 

كساني كه با نحوة‌ عملكرد دستگاه اطلاعاتي رژيم حاكم بر ايران شمالي كه بازماندة دستگاه اطلاعاتي شوروي (ك.گ.ب) است، آشنا هستند، مي‌دانند كه پرونده‌سازي يكي از اقدامات عادي اين دستگاه اطلاعاتي است و معمولاً مخالفان را با اتهاماتي مانند «مالكيت غيرقانوني سلاح و موادمخدر، جاسوسي و خيانت» بازداشت مي‌كند. نه تنها فعالان حركت اسلامي كه حتي مخالفان غربگراي حكومت ( كه دست نشاندة غرب است) نيز به همين اتهامها زنداني مي‌شوند.

مثلاً چندي پيش «روسلان بشيرلي» از طرفداران جبهة خلق و مسوول شاخه جوانان بلوك انتخاباتي اين جبهه به اتهام « اراية‌ اطلاعات به ارمنستان» دستگير شد. (جالب است كه تاكنون افرادي كه «ائلمارحسين‌اف» روزنامه‌نگار جسور باكويي را در مقابل خانه‌اش كشتند و با گلوله‌اي كه بر دهانش زدند، او را براي هميشه خاموش كردند، دستگير نشده‌اند! ائلمارحسين‌اف سردبير مجلة « مانيتور» بود كه فساد اقتصادي خاندان علي‌اف را با نوشتن مقالاتي مستند افشا مي‌كرد.) عملكرد رژيم باكو بدين گونه است كه مخالفان غربگراي خود را به اتهام « جاسوسي براي ارمنستان»، و مخالفان اسلامگرا (گروههاي شيعه) را نيز به اتهام « جاسوسي براي ايران» دستگير مي‌كند. جالب است كه تاكنون يك نفر به اتهام همكاري و جاسوسي براي آمريكا توسط دولت باكو دستگير نشده است!

هنگامي كه «علي‌اكرام‌علي‌اف» رهبر حزب اسلامي را در سال 1994 (1373) دستگير كردند و در دادگاه اتهام وي را جاسوسي به نفع ايران اعلام كردند، وي از جا برخاست و فرياد زد: « جاسوس كسي است كه مملكت را به آمريكا و اسراييل مي‌فروشد، جاسوس اصلي در كاخ رياست جمهوري است . من علي‌اكرام هستم، مردم سالهاست كه مرا مي‌شناسند، ما مسلمان هستيم، نياكان ما نيز مسلمان بوده‌اند، ما مي‌خواهيم با رأي مردم يك حكومت اسلامي برپا كنيم، جرم من نيز اين است. من افتخار مي‌كنم كه از ايران طرفداري مي‌كنم، ايران كانون شيعيان جهان و تكيه‌گاه معنوي ماست. چگونه است كه طرفداري از اسلام و ايران را جرم تلقي مي‌كنيد، اما كساني كه مملكت را تحت نفوذ اسراييل و آمريكا درآورده‌اند، مجرم نيستند؟ ... من آماده شهادت هستم، همانگونه كه برادران ديگر من در زير شكنجه به شهادت رسيدند، من هم در انتظار شهادت هستم، اين راه ، راه امام حسين (ع) است».

گروه مهدي صاحب الزمان «عج» نيز پس از دستگيري با اتهامات متعددي از سوي بيدادگاه رژيم باكو مواجه شد. مالكيت غيرقانوني سلاح و موادمخدر، تلاش براي كودتا و اراية اطلاعات به ايران از جملة اين اتهامات بود. در آخرين دادگاه، اتهام جديدي نيز به گروه « مهدي صاحب الزمان (عج)» زده شد و آن « تلاش براي انفجار سفارتخانه رژيم صهيونيستي و آمريكا» در باكو بود.

 

در دادگاه چه گذشت؟

 

اخباري كه از دادگاه در اختيار مطبوعات گذاشته مي‌شود، اخبار سانسور شده و كوتاهي است كه از طريق دستگاه اطلاعاتي رژيم باكو و مطابق سياست و اهداف اين رژيم منتشر مي‌شود. حضور خبرنگاران در دادگاه ممنوع بود. در حالي كه متهمان اصرار داشتند، خبرنگاران در جلسه دادگاه حضور داشته باشند.

 مطابق اطلاعات مستندي كه از طريق فعالان حركت اسلامي كسب شده، در دادگاه عده‌اي از افسران ك . گ . ب(MTN وزارت امنيت رژيم باكو) به عنوان شاهد و ناظر حضور داشتند!

آرامش سعيد داداش بيگي در دادگاه، پس از ماهها قرارداشتن تحت شكنجه‌هاي وحشيانه، شگفتي گردانندگان دادگاه و كاركنان MTN را برانگيخت. هنگامي كه سعيد لب سخن گشود، سكوتي سنگين محيط را فراگرفت. سعيد سخنانش را با نام خدا آغاز كرد:

« بسم الله الرحمن الرحيم. همه مي‌دانيدكه ما بيگناهيم، نخستين گناه ما اين است كه مسلمانيم و مي‌خواهيم مسلمان زندگي كنيم و مسلمان بميريم. به خوبي مي‌دانم كه سناريوي دادگاه و حكمي كه بايد صادر شود، از قبل هماهنگي و نوشته شده است و اين را شما (خطاب به گردانندگان بيدادگاه) نيز مي‌دانيد. ما هرگز از زنجير و زندان هراسي نداريم. تاريخ شيعه را بخوانيد، اغلب امامان ما سالها در زندانها و سياهچالهاي ظالمان بوده‌اند و به دست ظالمان به شهادت رسيده‌اند.»

در اين هنگام همهمه افسران  MTN سالن را فراگرفت. سعيد به آنها گفت: «‌شماها وظيفه‌اي را كه از سوي حكومت ظالم پسرظالم به شما محول شده بوديد، انجام داديد، ما را شكنجه كرديد، گرسنه و تشنه نگه داشتيد، فحش داديد، تلاش كرديد تا مجبور شويم و اعتراف‌‌نامه‌هاي شما عليه ايران اسلامي را امضا كنيم، بعد گفتيد كه به الهام‌علي‌اف نامه بنويسيم و تقاضاي عفو كنيم، اما من هيچ يك از آنها را نپذيرفتم. زيرا من به امام حسين اعتقاد دارم كه در كربلا فرمود: ان كان دين محمد لم يستقم الّا بقتلي فيا سيوف خذيني ... اگر دين محمد جز با كشته شدن پابرجا نمي‌ماند، پس اي شمشيرها مرا دريابيد...

اينكه شما نيز اي ادامه‌دهندگان راه يزيد و شمر، ما را بكشيد كه بسيار مشتاق شهادت هستيم.»

سعيد داداش بيگي در فرازي ديگر از سخنان خود گفت:

« من در اينجا به عنوان دفاع از خود سخن نمي‌گويم، قرآن فرموده كه خداوند از كساني كه ايمان آورده‌اند، دفاع مي‌كند. از اتهامات ساختگي مانند نگهداري موادمخدر و اسلحه سخن نمي‌گويم، زيرا همه مي‌دانند كه اينها را خود شما ساخته‌ايد، اما اتهام جديدي نيز دراينجا مطرح كرديد و آن تلاش براي انفجار سفارتخانة رژيم غاصب اسراييل در باكو مي‌باشد. من در اينجا با كمال افتخار مي‌گويم كه مخالف رژيم صهيونيستي هستم و از وجود سفارتخانة‌ اين رژيم در قلب شهر مسلمان‌نشين باكو به شدّت ناراحت هستم و اهتزاز پرچم رژيم صهيونيستي در باكو را اهانت به همة مسلمانان و خيانت به اسلام و قرآن مي‌دانم.»

« سخن آخر من دربارة ارتباط با ايران است. ما با ايران بخصوص با مشهد مقدس و قم ارتباط داشتيم و بارها به زيارت امام رضا (ع) در خراسان و زيارت حضرت معصومه (س) رفته‌ايم و كوشيده‌ايم تا با امام هشتم و خواهر بزرگوارش ارتباط معنوي و قلبي داشته باشيم كه البته اين از نظر شما جرم است، پس حكمي را كه از قبل آماده كرده‌ايد، بخوانيد و ما را سالهاي سال در زندان نگه داريد. اما بدانيد كه ما در درون زندان به راه خود ادامه خواهيم داد و بيرون از زندان جوانان زيادي هستندكه راه ما را ادامه خواهند داد.»

سعيد در پايان آيه شريفه « ولا تحسبن الذين قتلوا في سبيل‌الله امواتاً، بل احياء عند ربهم يرزقون» را به لهجة حجاز قرائت كرد.

در بيدادگاه، اغلب اعضاي گروه « مهدي صاحب الزمان (عج)» از سخن گفتن خودداري كرده و اعلام كردند كه بيانات سعيد از طرف همه مي‌باشد. فقط جيحون علي‌اف و جهانگير كريم‌اف كه هر دو از اعضاي فعال حركت اسلامي ايران شمالي هستند، در سخناني كوتاه با اشاره به سخنان سعيد اعلام كردند كه خانواده‌هاي آنها از سوي مأموران MTN ( وزارت امنيت در باكو) به شدت تحت فشار و آزار گرفته و حتي پدران آنها را به زندان MTN آورده، و جيحون و جهانگير را در مقابل ديدگان پدرانشان و نيز پدر آنها را در مقابل ديدگان فرزندان مورد شكنجه قرار داده‌اند. در پايان دادگاه، سعيد داداش بيگي، دستش را به علامت پيروزي بالا آورد. در اين هنگام مأموران MTN اعضاي گروه را با خشونت و هل دادن سوار خودروها كردند، در حالي كه صداي تكبير جوانان از خودروها شنيده مي‌شد...

·         

گفتني است تاكنون، برخي از اعضاي حركت اسلامي در باكو از جمله كربلايي روشن (عضو حزب اسلامي) و علي‌حسن‌آقايف (از اهالي متدين شهرك نارداران) به شهادت رسيده‌اند. كربلايي روشن كه همراه با علي‌اكرام علي‌اف (بنيانگذار حزب اسلامي) دستگير شده بود، به علت شكنجه‌هاي شديد و خونريزي داخلي به شهادت نايل شد. علي‌حسن آقايف در سال 1380 هنگام يورش دژخيمان حيدرعلي‌اف به شهرك نارداران به شهادت رسيد و مزار اين شهيد در نارداران، جنب مرقد رحيمه خاتون قرار دارد.

 

 

 

 

 

 

روند بي‌فايده نزديكي باكو به واشنگتن

به قلم : احمدكاظمي

سفر هيئت نمايندگان ستاد فرماندهي نيروهاي مسلح آمريكا مستقر در اروپا به ايران شمالي بار ديگر مسئله همكاريهاي نظامي واشنگتن ـ باكو و نتايج آن را در كانون توجه قرار داد.

بررسي طرح همكاري نظامي نيروهاي مسلح آمريكا مستقر در اروپا با دولت باكو، بازسازي يك فرودگاه نظامي در ايران شمالي، تشكيل و تاسيس مدرسه نظام، تكميل طرح تاسيس مركز همكاري به خاطر صلح، تاسيس مركز طراحي نظامي و نيز آموزش پرسنل پاسدار صلح در باكو توسط نظاميان آمريكايي از جمله اهداف سفر هيئت بلندپايه نظامي آمريكا به شمار مي‌رود.

همكاريهاي نظامي دولت باكو با آمريكا در شرايطي است كه مواضع آمريكا عليه مردم ايران شمالي در خصوص مناقشه قره‌باغ در حال تشديد است. آمريكا به عنوان متحد عملي و اعلام نشده ارمنستان و استقلال‌طلبان قره‌باغ بارها تهديد كرده است كه از سرگيري جنگ پيامدهاي ناگوار مختلفي براي باكو به دنبال خواهد داشت.

جالب اينكه چندي قبل ميتوبرايزا رئيس آمريكايي گروه مينسك اعلام كرد كه شايد قره‌باغ كوهستاني استقلال كسب كند كه در واقع اين سخن بدان معناست كه آمريكا مخالف استقلال قره‌باغ نيست. چنانچه واشنگتن در عمل نيز از جدايي‌طلبان قره‌باغ حمايت مالي و سياسي مي‌كند.

نكته مهم اينكه جهت‌گيري همكاريهاي نظامي آمريكا با رژيم باكو، اساساً با تهديدات موجود عليه اين كشور همخواني ندارد. در شرايطي كه تهديد اصلي عليه دولت باكو اشغال شدن 20 درصد از خاك اين كشور است، اما آمريكا تلاش دارد در حوزه درياي خزر و مرزيابي با اين كشور همكاري نظامي بكند. هدف آمريكا از اين موضوع نظامي كردن درياي خزر و جلوگيري از همگرايي در خزر و نيز انجام اقدامات جاسوسي عليه همسايگان باكو به ويژه روسيه به بهانه همكاريهاي مرزباني است. اين روند نه تنها كمكي به حل مشكلات اساسي باكو در قره‌باغ نمي‌كند كه جديدي را براي دولت الهام ايجاد خواهد كرد.

در شرايطي كه اساساً نظامي‌گري آمريكا در اقصي نقاط جهان به ويژه پس از حادثه 11 سپتامبر بحران ايجاد كرده است، سفرهاي هيئت‌هاي نظامي آمريكايي به باكو، نگراني مردم اين كشور را افزايش داده است. اما مسئله اساسي‌تر اينكه ارمنستان هيچ‌گاه به همكاريهايي نظامي واشنگتن ـ باكو اعتراض نكرده است و از اين موضوع آگاه است كه هر چه ميزان نفوذ نظامي آمريكا در منطقه بيشتر شود، به همان اندازه سياست‌هاي دولت باكو منفعلانه شده و شرايط در مناقشه قره‌باغ به نفع ارمنستان پيش خواهد رفت. چنانچه همكاريهاي نظامي باكو با ناتو نيز در عمل همسو با منافع ارمنستان بوده است.

به عنوان نمونه نمايندگان ارتش باكو اخيراً دردوره‌هاي آموزشي عمليات نظامي ناتو در شهر اسكوود سوئد شركت كردند.

اين در شرايطي است كه ناتو در سال 1384/ 2005 رزمايش نظامي خود در ايران شمالي را لغو كرده، به اين دليل كه باكو اجازه نداده است نظاميان ارمني كه 20 درصد خاك ايران شمالي را اشغال كرده‌اند، در اين رزمايش شركت كنند. در واقع ناتو انتظار دارد باكو با ارمنستان تعامل كند و در چنين شرايطي ناتوگرايي باكو به نفع ارمنستان است و اين روند، روند بي‌فايده‌اي براي باكوست.

سفر هيئت نمايندگان ستاد فرماندهي نيروهاي مسلح آمريكا مستقر در اروپا به باكو در شرايطي است كه از سال 2003 در پنتاگون مسئله جابه‌جايي پايگاههاي آمريكا در ايران شمالي نيز به طور جدي مطرح شده است. مخالفان دولت در اين كشور نيز ادعا مي‌كنند كه دولت الهام‌علي‌اف در نهايت به استقرار نيروهاي نظامي آمريكا در خاك باكو در قبال چشم‌پوشي آمريكا از طرح مسايل حقوق بشر و دموكراسي در باكو رضايت خواهد داد با وجود اين مقامات عاليرتبه باكو همواره اخبار منتشره در اين خصوص را تكذيب كردند. با وجود اين تكذيب‌ها، اقدام دولت باكو در استقبال از پيشنهاد استفاده مشترك آمريكا و روسيه از پايگاه راداري قبله، ارائه پايگاههاي راداري در شمال و جنوب ايران شمالي به آمريكا، استقبال باكو از طرح آمريكايي گارد خزر، تاكيد گزارشگر شوراي اروپا مبني بر همكاري باكو با واشنگتن در زمينه زندانهاي مخفي سيا، همكاري نظامي باكو با اشغالگران آمريكايي در عراق و افغانستان همگي اين نظر را تقويت مي‌كنند كه گويا باكو راه كشورهايي نظير گرجستان، چك، لهستان و مغولستان را در اعطاي پايگاه به آمريكايي‌ها در پيش گرفته است.

اما آنچه مسلم است اينكه حضور نظامي آمريكا در باكو موجب تقويت موجِ تروريسم در اين كشور، تضعيف موقعيت باكو در مناقشه قره‌باغ و اخلال در روند همگرايي منطقه‌اي خواهد شد. از اين رو نيز اين انتظار در محافل سياسي باكو وجود دارد كه دولت باكو در عمل نشان دهد كه تبديل به پايگاهي براي جولاندهي آمريكا نخواهد شد.

 

 

 

داستان وطن فروشان...

 

 

 

·        م . ناصری – باکو

·         

نگاهي به تاريخ كشورهاي مختلف جهان و بخصوص تاريخ ايران اين نكته را به صورت قطعي ثابت مي‌كند كه عاقبت وطن‌فروشي و بيگانه‌پرستي، چيزي جز فرورفتن درمرداب و تن سپردن به ذلّت و خواري نيست. گويي اين قانون طبيعت و نظام هستي است كه خائنان به وطن، هرگز نمي‌توانند از كيفر و مجازات رهايي يابند.

در تاريخ معاصر ايران نيز مي‌توان به نمونه‌هاي متعددي در اين باره اشاره كرد. پايان آن گروههاي سياسي كه با شعارهاي فريبنده، عده‌اي از جوانان كشور را به تباهي كشيدند، چه شد؟ سران اين گروههاي سياسي چه سرنوشت و فرجامي داشتند؟ … رجوي‌ها، فرخ‌نگهدارها، پيشه‌وريها و بي‌رياها، كيانوري‌ها و ریگی ها و ديگران چه شدند و كارشان به كجا كشيد؟ چه انها که مرده اند و چه آنان که هنوز نفس می کشند و در خدمت و مزدوری بیگانگان و دشمنان ملت ایران هستند ... باری اشتباه نشود ، هرگز منظور من این نیست که کسی با حکومت مخالفت نکند . مخالفت یا موافقت با حکومت حق طبیعی هر ایرانی است ، اما وطن فروشی به هر بهانه و با هر دیدگاه و با هر ایدئولوژی در منطق هیچ ملتی قابل قبول نیست .

متأسفانه، اغلب تجربه‌هاي سياسي نسلهاي گذشته به نسلهاي آينده منتقل نمي‌شود و يا شايد، نسل امروز خود را چندان به درك و دريافت تجربه‌هاي نسلهاي گذشته و عبرت‌آموزي از آنها نيازمند نمي‌داند واز تاريخ عبرت نمي‌گيرد… تاريخ، آموزگار است. آري، اما مهم اين است كه بخواهيم از اين آموزگار، دانش بياموزيم و در حضور تاريخ، دانش‌آموز باشيم…

آن روز كه حزب توده (حزب كمونيست ايران) به عنوان حزبي فراگير در ايران فعاليت مي‌كرد و شعار فريبندة «رنجبران عالم متحد شويد» و « كارگران بپاخيزيد» « نابود باد امپرياليسم» و … سر مي‌داد، بي‌گمان اكثريت جوانان علاقمند به اين حزب، نمي‌دانستند كه حزب توده، فقط و فقط عاملي براي تأمين منافع شوروي است. « چريكهاي فدايي خلق» نيز چنين بود. « مجاهدين خلق» كه تندترين شعارهاي به ظاهر اسلامي سر مي‌داد و مبارزه با آمريكا را به عنوان استراتژي تغييرناپذير خود اعلام مي‌كرد، اينك به مزدور آمريكا مبدّل شده است... تشكلهايي مانند « خلق عرب» و « كومله» و « حزب دمكرات» و «فرقه دمكرات» در خوزستان و كردستان و آذربايجان چه نقشي را ايفا كردند؟

 

پايان وطن‌فروشان كجاست؟… هزاران ايراني كه فريب شعارهاي توده‌ايها، فدايي‌ها و ديگر گروههاي شوروي‌پرست را خوردند، و با كمال صداقت و سادگي در راه آرمان و سراب سوسياليسم كوشيدند، عاقبت در اردوگاههاي سيبري پوسيدند. در آذربايجان نيز فرقة دمكرات را ساختند و پيشه‌وري كه كمونيستي باسابقه بود، رهبري آن را پذيرفت. اما هنگامي كه تاريخ مصرفش تمام شد، در تصادفي ساختگي او را كشتند. « محمد‌بي‌ريا» تا هنگامي كه در ايران بود، عليه وطنش، با روسها و كمونيست‌هاي باكو همنوا بود، اما هنگامي كه به شوروي رفت و در چنگال حكومت سرزمين مادري سوسياليسم افتاد، تازه دانست كه در بدمخمصه‌اي گير افتاده … اعتراض كرد و راهي سيبري‌اش كردند، دهها سال…

« ما و بيگانگان» نوشته دكتر جهانشاهلو، « دايي يوسف» نوشته اتابك فتح‌‌الله‌زاده « برگ سبز»، نوشتة غني‌بلوريان و كتابهاي ديگري كه بازماندگانِ باوجدان گروههاي وابسته به بيگانگان نوشته‌اند، همه و همه حاكي از آن است كه عاقبت خيانت به وطن جز ذلت و تباهي و خواري نيست. اين قانون نظام هستي است. غني بلوريان مي‌نويسد كه وطن‌فروشان كرد با حزب بعث و صدام همكاري كردند، در حالي كه همكاري با دولت ايران را ماية ننگ مي‌دانستند!

جهانشاهلو كه معاون پيشه‌وري در فرقه دمكرات بود، مي‌نويسد كه: « در فرقه دمكرات، پيشه‌وري هم كاره‌اي نبود. هر كاري انجام مي‌داديم به دستور روسها و ميرجعفرباقراف بود و باقراف هم از استالين دستور مي‌گرفت. در حالي كه مردم عادي تصور مي‌كردند كه فرقه دمكرات يك جنبش و نهضت است، ما مي‌دانستيم كه همة‌ اين‌ها يك بازي است و ما آلت دست شوروي بوديم.»

 

اسفند 1384 در باكو بودم كه يكي از دوستان باكويي‌ام كه شغلي دولتي دارد، مرا به « دوّمين كنگرة آذربايجاني‌ها» كه به دستور الهام‌علي‌اف برپا شده بود، دعوت كرد. به او گفتم كه در اين گونه نشست‌ها عليه وطن من ايران سخن‌ها مي‌گويند و من ناراحت مي‌شوم و به همين جهت از قبول دعوتت معذورم. او بسيار اصرار كرد و من محض ديدن و شنيدن به اين جلسه رفتم. حضور در اين نشست تجربة آموزنده‌اي براي من بود. خصوصاً تلاشي كه عده‌اي از يهوديهاي آذري براي دميدن در سرناي ناسيوناليسم تركي مي‌كردند، توجه مرا به خود جلب كرد. در اين جلسه آنچه مرا بيش از همه ناراحت كرد، سخنان آقاي جواد درختي بود. او عليه زادگاه خود ايران سخن مي‌گفت و از الهام‌علي‌اف درخواست مي‌كرد كه به آذربايجاني‌هاي ايران كمك كند!! دوست باكويي‌ام پس از شنيدن سخنان درختي خنديد و آهسته به من گفت: اگر كاري از دست الهام‌علي‌اف برآيد، اول بايد به مردم خودش كاري بكند كه در بدبختي دست و پا مي‌زنند…

در آن جلسه، جواددرختي به عنوان رييس كنگرة آذربايجاني‌هاي جهان معرفي شد كه اين كنگره در آمريكا تشكيل شده است…

يكي دو ماه است كه برخي مطبوعات باكو دربارة جواد درختي مي‌نويسند. نوشته‌اند كه وي از آمريكا به نام كنگره آذري‌ها و فعاليت‌هاي تجزيه‌طلبانه پول گرفته و به جيب زده است، نوشته‌اند كه وي تحت‌ حمايت مالي دولت سوئد قرار داشته است و اخيراً از قول دوست شاعرم آقاي صابر رستم‌خانلي نوشته شده كه جواد درختي، عامل سازمان اطلاعات ايران است.

اين فقط گوشه‌اي از اتهامهاي منتشر شده است. اتهامهاي منتشر شده‌اي كه توسط كساني مانند صابر رستم‌خانلي و ناظم‌ابراهيم‌اف گفته مي‌شود، چيزهايي است كه به قول معروف قلم از نوشتن آنها شرم دارد.

جواد درختي از رياست گروه كنگره آذربايجاني‌هاي جهان (آمريكا) كنار گذاشته شده و مدتي است كه ديگر خاموش است. به جاي جواد درختي ، حالا فردي به نام غلامرضا صبري تبريزي گمارده شده و يادم مي‌آيد كه صبري تبريزي در كنگره آذريهاي جهان كه در سال 1380 در باكو برپا شد، حضور داشت و خيلي براي حيدرعلي‌اف چاپلوسي كرد. حالا تاريخ مصرف درختي تمام شده است. او مي‌گويد كه صبري را سازمان اطلاعات ايران به رياست كنگره آذربايجاني‌هاي ساخته شده در آمريكا گماشته است. من كاري با درستي يا نادرستي اتهامها ندارم. مهم اين است كه از اين اتفاق‌ها بايد درس گرفت... گفته مي‌شود درختي در سوئد به اتهام كلاهبرداري، تحصيل اموال غيرقانوني، اقدام براي فريب دولت سوئد و فرار از پرداخت ماليات محاكمه خواهد شد و احتمالاً زندان در انتظار اوست. فرجام درختي و درختي‌هاي ديگر چنين است كه ديگر كسي صداي آنها را نخواهد شنيد و احتمالاً توسط همان سازمانهاي جاسوسي بيگانه به طرز مرموزي مانند تصادف يا غذاي سم آلود خواهند مرد تا مبادا روزي مانند جهانشاهلو و غني بلوريان و ديگران، اسرار بيگانگان را فاش سازند. روزي، يكي از افرادي كه از اردبيل مرا مي‌شناخت و اكنون پادوي سفارت اسراييل در باكو مي‌باشد، در باكو به دفتر شركت ما آمد و اراجيفي دربارة آذربايجان ايران و غيره به من گفت، من او را نصيحت كردم و گفتم كه ما ايراني هستيم و به حكم ايراني بودن، بايستي از وطن خودمان دفاع كنيم و من دوست دارم كه سرزمينهاي جدا شده از ايران دوباره به ايران بازگردد…

وي به من گفت: اينگونه كه تو از ايران دفاع مي‌كني، گويا از دولت ايران چيزي به تو مي‌‌دهند!

به وي گفتم: من از دولت ايران چيزي نمي‌گيرم، ولي اگر دولت ايران چيزي به من بدهد، از گرفتن آن خودداري نمي‌كنم. و ماية افتخار من است كه بتوانم براي وطنم خدمتي انجام دهم، اما تو بگو كه از چه كساني، از كدام دولت پول مي‌گيري تا مزدور آنها باشي و عليه وطن خودت فعاليت كني؟!

وي سر به زير افكند و سكوت كرد.

 

 حزب‌الله لبنان و  جاسوس موساد در باکو

 

ماموران وزارت امنيت ملي باكو با اجراي عمليات ويژه‌اي درمقر پايگاه گارد حراست از نهادهاي دولتي و رياست جمهوري ، يك افسر گارد حفاظت از الهام‌علي‌اف را به اتهام جاسوسي براي سازمان جاسوسي رژيم صهيونيستي ـ موساد ـ بازداشت كرده‌اند.

ماموران امنيتي باكو پس از دريافت اخباري درباره جاسوسي يكي از افسران گارد حراست رياست جمهوري، به هنگام مراسم شامگاهي در پايگاه گارد حضور يافته، افسر مظنون به جاسوسي براي رژيم اسرائيل را بازداشت كردند.

واقعيت اين است كه افشاي جاسوسي يك افسر دولت باكو آن هم در حساس‌ترين مركز اين دولت، براي رژيم صهيونيستي موضوع تعجب‌آوري نيست و بسياري از كارشناسان از مدتها پيش بر اين موضوع تاكيد داشتند كه يكي از ابعاد فعاليت‌هاي توسعه‌طلبانه رژيم صهيونيستي در ايران شمالي، فعاليت‌هاي جاسوسي مي‌باشد.

در واقع ايران شمالي به عنوان منطقه‌اي داراي جمعيتي كه اكثريت آن شيعه مي‌باشد، جايگاه خاصي در سياست خارجي رژيم صهيونيستي دارد. رژيم صهيونيستي اهداف گسترده و تنش‌زايي در ايران شمالي دنبال مي‌كند. خلل در مناسبات تهران ـ باكو، تخريب وجهه ايران، تضعيف گروههاي اسلامي و  تقويت فرقه‌هاي ضاله نظير بهائي‌ها، تلاش براي جلب همكاري دولت باكو در مجامع بين‌المللي براي خارج كردن خود از بحران مشروعيت سياسي، جلوگيري از تشكيل جبهه ضد صهيونيستي در قفقاز و گسترش سطح تماس با برخي كشورهاي اسلامي به منظور ايجاد تفرقه ميان آنها و ترويج تفكرات صهيونيستي از جمله اهدافي است كه رژيم صهيونيستي در خصوص قفقاز و ايران شمالي دنبال مي‌كند. براي رسيدن به اين اهداف، رژيم صهيونيستي شبكه جاسوسي در ايران شمالي ايجاد كرده است كه به جاسوسي سياسي، امنيتي و نظامي و حتي اقتصادي در اين كشور مشغول هستند.

سازمان تروريستي موساد تا چند سال پيش، بيشتر از ميان يهوديان ايران شمالي، افرادي را براي جاسوسي جذب مي‌كرد، اما با افزايش حساسيت افكار عمومي تلاش كرده است كه از ميان آذريها نيز جاسوساني را جلب كند. در اين راستا با انتقال جوانان آذري، به فلسطين اشغالي با وعده‌هايي نظير اشتغال، تلاش دارد از ميان ‌آنها، جاسوساني را جذب كند.

در اين ميان با توجه به افزايش بودجه نظامي باكو و نگراني تل‌آويو از احتمال تنش ميان باكو و ايروان، اين رژيم به دنبال جاسوسي از ارتش و واحدهاي نظامي ايران شمالي است تا اطلاعات محرمانه نظامي را در اختيار ارمنستان قرار دهد. چرا كه بر اساس توافقنامه لابي ارمني و لابي صهيونيستي، دو طرف در زمينه تبادل اطلاعات محرمانه همكاري مي‌كنند.

افشاي جاسوسي رژيم صهيونيستي در باكو در شرايطي است كه ماه گذشته با انتشار دو كتاب تحقيقاتي جديد در آمريكا، نقش شركت‌هاي «هاليبرتون» و « بلك واتر» آمريكا در اجراي عمليات‌هاي مخفيانه سازمان سيا و استخدام مزدوران لازم براي اجراي اين عمليات مخفي در ساير كشورها از جمله ايران شمالي (جمهوري آذربايجان)، عراق، ازبكستان و افغانستان افشا شد. به نوشته روزنامه آمريكايي « ساندي گازته ميل» جرمي اسكاهيل يكي از كاركنان سابق شركت‌هاي بخش خصوصي آمريكا در كتابي كه در همين مورد نوشته، به فعاليت‌هاي شركت بلك واتر پرداخته و نوشته است كه شركت‌ بلك واتر داراي سپاهي بزرگ از مزدوران در ساير كشورها از جمله در ايران شمالي مي‌باشد كه براي به كارگيري در عملياتهاي سازمان سيا استخدام شده‌اند.

در چنين شرايطي مردم ايران شمالي انتظار دارند دولت باكو به جاي اقدامات موردي، به كشف و افشاي شبكه گسترده جاسوسي رژيم صهيونيستي و آمريكا اقدام كند.

اما آنچه در اين ميان جالب‌تر از همه به نظر مي‌رسد، اينكه گفته مي‌شود، جاسوس موساد در گارد حراست الهام‌علي‌اف توسط حزب‌الله لبنان شناسايي شده و مشخصات اين جاسوس توسط طرفهاي ديگري در اختيار دستگاه امنيتي دولت باكو قرار گرفته است. شناسايي جاسوس موساد در باكو توسط حزب‌الله لبنان، حاكي از آن است كه حزب‌الله لبنان از توانايي گستردة اطلاعاتي برخوردار است و اين توانايي در اختيار كشورهاي مسلمان است